توجه : تمامی مطالب این سایت توسط ربات از طریق نتایج گوگل جمع آوری شده و تمامی مطالب عکس ها و لینک های دانلود برای سایت های دیگر است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    یزید چند سال بعد از واقعه کربلا به هلاکت رسید

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    166بازدید

    یزید چند سال بعد از واقعه کربلا به هلاکت رسید را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    یزید چگونه به هلاکت رسید؟

    یزید چگونه به هلاکت رسید؟

    به گزارش گروه روی خط رسانه‌های خبرگزاری برنا؛ میسون بعد از ازدواج با معاویه، نتوانست زندگی در دمشق را تحمل کند و از معاویه جد شد و به صحرا بازگشت. به همین دلیل یزد تحت سرپرستی دایی‌های خود در بادیه پرورش پیدا کرد و قبیله مادرش پیش از اسلام آوردن، مسیحی بودند و هنوز حال و هوای مسیحیت در سر آنان بود و از این رو یزید تربیت مسیحی داشت.

    یزید فردی شرابخوار، میمون‌باز و بی‌اعتنا به احکام و دستورات اسلامی بود. وی چندین فرزند از جمله خالد، معاویه، ابوسفیان و عبدالله و همسرانی به نام‌های فاخته، ام‌کلثوم و ام‌مسکین داشت.

    بیعت گرفتن معاویه برای یزید

    واقعه کربلا موجب شد یزید به یکی از منفورترین شخصیت‎ها نزد شیعیان تبدیل شود. شیعیان یزید را مستحق لعن دانسته و بیزاری جستن از او را از ضروریات مکتب خود می‌دانند.

    معاویه در اواخر دوره حکمرانی، موفق شد با تهدید و تطمیع مسلمانان، برای خلافت یزید بیعت بگیرد و علی رغم مفاد صلح‌نامه‌ای که با امام حسن (علیه‌السّلام) امضاء کرده بود، فرزند فاسدش را حاکم کرد.

    معاویه برای نشان دادن چهره‌ای مجاهد از یزید، در سال ۵۲ قمری او را با سپاهیان مسلمان، به سوی روم فرستاد، همچنین مقام امیری حاجیان را به یزید داد تا وی را از شراب‌خواری بازدارد و از مخالفت‌ها علیه او بکاهد.

    به‌علاوه اینکه بیعت گرفتن برای یزید را تا پس از شهادت امام حسن (ع) به تأخیر انداخت، در صلح‌نامه امام حسن (ع) آمده بود که معاویه نباید کسی را جانشین خود کند و انتخاب خلیفه را به شورای مسلمانان واگذارد.

    مردم مدینه بیش از دیگر شهر‌های اسلامی، با بیعت مخالف بودند. معاویه به شاعرانِ مخالف یزید، هدیه‌هایی داد و نظر آنان را برگرداند. ولی نتوانست امام حسین، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن ابن ابی بکر را وادار به بیعت با یزید کند.

    یزید در زمان خلافت چه کرد؟

    پس از مرگ معاویه، یزید به حکومت رسید. نخستین کسی بود که بر خلاف سنت خلفای پیشین، به انتصاب پدرش و به صورت موروثی حاکم ش. بر اساس منابع تاریخی، یزید در زمان حکومتش هرگونه مخالفتی را سرکوب می‌کرد.

    در روز نخست، نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و به او دستور داد که از حسین بن علی (ع) و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی‌بکر و عبدالله بن زبیر به زور بیعت بگیرد و هر کس نپذیرفت گردنش را بزند.

    حکومت یزید سه سال طول کشید. اقدامات او در این سه سال سرآغاز بسیاری از مخالفت­‎ها بر ضد خلفای بنی‌امیه و سقوط حکومت آنان بود.

    او در سال اول حکومتش امام حسین (ع) و اهل بیت او را شهید کرد، در سال دوم، حرمت مدینه را شکست و به مدت سه روز جان و مال مردم مدینه را بر سپاهیانش حلال کرد و در سال سوم کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد و آن را به آتش کشید.

    یزید در سال ۶۰ هجری به حکومت رسید و تا سال ۶۴ هجری حکومت کرد، یزید بن معاویه در مجموع سه سال و نه ماه به عنوان خلافت بر مردم سلطنت کرد و در ۳۸ سالگی در سال ۶۴ هجری قمری مرد. وی در این دورۀ سه چهار ساله حکومت، جنایات هولناکی مرتکب شد.

    یزید پس از پدرش معاویه، سه سال و هشت ماه حکومت کرد و در این مدت، دست به سه جنایت مهم زد:
    - در سال ۶۱ قمری، واقعه کربلا را رقم زد.

    - سال ۶۳ قمری به مدینه حمله کرد که به کشته شدن هزاران نفر از صحابه و حافظان قرآن انجامید و به واقعه حره معروف شد.

    - در سال ۶۴ قمری نیز برای سرکوب مخالفانش، به مکه حمله کرد و کعبه را با منجنیق هدف آتش قرار داد.

    بزرگترین جنایت یزید چه بود؟
    یزید بن معاویه بن ابی‌سفیان، دومین حاکم اموی است که به دستور وی، امام حسین (ع) و یاران او در کربلا به شهادت رسیدند.

    بزرگ‌ترین جنایت او به شهادت رساندن امام حسین (علیه‌السّلام) و ۷۲ تن از یاران با وفای آن حضرت است. در تاریخ امده است که یزید در ابتدای حکومت خود نامه‌ای به ولید به عتبه، والی مدینه نوشت و از وی خواست تا از امام حسین (علیه‌السّلام) و عده‌ای دیگر بیعت بگیرد. یزید در این نامه دستور داد اگر آنان زیر بار بیعت نرفتند، گردن آن‌ها را بزن و سر‌های آن‌ها را نزد من بیاور.

    واقعه کربلا یکی از بزرگترین جنایات یزید
    یزید وقتی به حکومت رسید، به والی مدینه دستور داد؛ از حسین بیعت بگیر و اگر نپذیرفت، سر او را برایم بفرست. امام حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده و شماری از بنی‌هاشم از مدینه به سمت مکه رفت.

    کوفیان با ارسال نامه‌های فراوان امام را به کوفه دعوت کردند و امام به سمت آنجا حرکت کرد. یزید عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و او توانست کوفیان را از اطراف امام دور کند.

    پس از پیمان‌شکنی کوفیان، امام به سوی کربلا رفت. در آنجا در روز دهم محرم با لشکریان عمر سعد که از طرف ابن زیاد به فرماندهی منصوب شده بود روبرو شد.

    در این جنگ، امام حسین و فرزندانش، برادرش عباس، ۱۷ نفر از بنی‌هاشم و بیش از ۵۰ نفر از یارانش شهید شدند. پس از جنگ، لشکریان عمر بن سعد، با اسب‌های خود بر بدن کشته‌شدگان تاختند.

    به خیمه‌های بازماندگان حمله کردند و آنچه بود به غنیمت گرفتند و خیمه‌ها را آتش زدند. امام سجاد (ع) به علت بیماری نتوانست جنگ کند و زنده ماند.

    وی به همراه حضرت زینب و سایر زنان و بچه‌ها اسیر سپاه کوفه شد. سپاهیان عمر سعد سر‌های شهیدان را به نیزه زدند و به همراه اسیران به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و از آنجا به شام نزد یزید بردند.

    روایت‌های متفاوت در مرگ یزید
    در خصوص مرگ یزید روایات زیاد و متفاوتی وجود دارد:
    گروهی سبب مرگ یزید را مستی بیش از حد عنوان می‌کنند و می‌گویند روزی در حالت مستی، میمون خود را بر خری وحشی سوار کرده بود و در پی او می­‎تاخت تا اینکه از اسب فرو افتاد و از دنیا رفت. برخی نیز می‌گویند بر اثر بیماری ذات الجنب (عفونت ریه) از دنیا رفت او را در دمشق دفن کردند.

    چگونگی مرگ یزید از شیخ صدوق: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند، در حالیکه بدن او تغییر کرده مثل آنکه قیر مالیده شده باشد. بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.

    چگونگی مرگ یزید از الکامل فی التاریخ: سبب مرگ یزید، اصابت پاره سنگی از منجنیق به یک طرف صورت او بود، که همین امر باعث شد مدّتی مریض شده و بمیرد.

    روایت دیگر در مورد چگونگی مرگ یزید: برخی عقیده دارند که وی به وسیله سلمى دختر"حـجـر بـن عـدى کندى" و با همکارى "عبدالرحمان" برادرزاده حجر، مسموم شده و به مجازات رسیده است.

    شیخ عباس قمی می‌نویسد: در روایت شیخ صدوق است که وی به بلای ناگهانی هلاک گشت. شب به حالت مستی به خواب رفت. صبح او را مرده یافتند و چنان تغییر کرده بود که گویا او را قیر مالیده بودند.

    روایت دیگر از چگونگی مرگ یزید: او در سال ۶۴ هجری قمری، روزی با ده هزار نفر از سواره نظام لشگر خود به قصد شکار، از دمشق بیرون آمد، و خود سوار بر اسب بود، او و لشگرش به اندازه دو روز از دمشق دور شدند، در آنجا (در بیابان) آهوی زیبایی نظراو را جلب کرد، یزید که می‌خواست غرور و چابکی خود را نشان دهد به همراهان می‌گوید؛ هیچ کس با من نیاید، و من تنها می‌خواهم به دنبال این آهو بروم و آن را صید کنم.

    یزید تنها سوار بر اسب به دنبال آهو حرکت می‌کند، آهو پا به فرار گذاشته و همچنان فرار می‌کند و یزید با آخرین سرعت به دنبال او حرکت می‌کند، تا به بیابان هولناک و وحشتناکی می‌رسد و همچنان از این دره به آن دره، به دنبال آهو می‌رود. در وسط آن بیابان وحشت زا، آهو از نظرش ناپدید شده و یزید آهو را گم می‌کند، از طرفی به شدت تشنه می‌شود، در آنجا هرچه تلاش می‌کند به آب دست نمی‌یابد.

    ناگاه مردی را می‌بیند که ظرفی آب در دست دارد، به او التماس می‌کند که اندکی آب به من بده اگر تو مرا بشناسی، به من احترام شایانی خواهی گذاشت.

    آن مرد می‌گوید تو کیستی؟ یزید می‌گوید؛ من خلیفه مسلمانان یزید بن معاویه هستم. آن مرد گفت: پس تو همان قاتل حسین بن علی (ع) هستی.

    سوگند به خدا تو را می‌کشم، چنان که تو حسین (ع) را کشتی، با شمشیر به دنبال یزید حرکت کرده، یزید از ترس، با اسب خود فرار می‌کند، اسب از برق شمشیر آن مرد وحشت زده شد و می‌رمد، به طوری که یزید از پشت آن واژگون شده و زیر دست و پای اسب تکه تکه می‌شود.

    دیدگاه مسلمانان درباره یزید

    یزید بن معاویه بن ابی سفیان دومین خلیفه اموی در سال ۲۲ یا ۲۵ هجری به دنیا آمد. مادر او میسون کلبی و پدرش معاویه بود.
    شیعه
    واقعه کربلا موجب شد یزید به یکی از منفورترین شخصیت‎ها نزد شیعیان تبدیل شود. شیعیان یزید را مستحق لعن دانسته و بیزاری جستن از او را از ضروریات مکتب خود می‌دانند.

    در منابع روایی شیعه، روایاتی از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در لعن یزید و قاتلان امام حسین نقل شده است. در زیارت عاشورا عبارتی در لعن همه خلفای بنی‌امیه وجود دارد.

    از گروهی از اهل سنت نقل شده که معتقد به لعن یزید هستند. ابن خلدون ادعا می‌کند امت اسلام بر فسق یزید اجماع دارند.

    در کتاب "الرد علی المتعصب العنید المانع من ذم یزید" به دلایل لعن یزید پرداخته و می‌گوید یزید علاوه بر اینکه احترام حرم پیامبر (ص) مدینه را شکست، برخلاف دستور پیامبر (ص)، امام حسین (ع) را شهید کرد و پس از آن، به سرِ بریده او و خاندانش بی احترامی نمود.

    بازتاب لعن یزید در ادبیات فارسی

    سنایی غزنوی درباره لزوم لعن یزید چنین سروده است:

    داستان پسر هند مگر نشنیدی که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
    پدر او لب و دندان پیمبر بشکست مادر او جگر عم پیمبر بمکید
    خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت پسرِ او سرِ فرزند پیمبر ببرید
    بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنم لعن الله یزیدا و علی آل یزید

    منبع: تبیان

    منبع مطلب : www.borna.news

    مدیر محترم سایت www.borna.news لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    یزید

    یزید

    یزید بن معاویه بن ابی‌سفیان (عربی: يزيد بن معاوية بن أبي سفيان‎) (درگذشتهٔ ۶۴ هجری) دومین خلیفه اموی بود. او از ۶۰ هجری تا زمان مرگش در ۶۴ هجری خلافت کرد. یزید نخستین کسی بود که به‌صورت موروثی خلیفه شد، و خلافتش به خاطر قتل حسین ابن علی نوه محمد، پیامبر اسلام، و آغاز بحرانی با نام فتنه دوم شناخته می‌شود.

    معاویه در ۵۶ هجری او را به عنوان خلیفه بعدی معرفی کرد که با مخالفتِ چندین مسلمان صاحب‌نام از حجاز مواجه شد؛ در همین رابطه، پس از مرگ معاویه در ۶۰ هجری، حسین ابن علی و عبدالله ابن زبیر او را به عنوان خلیفه به رسمیت نشناختند و برای مناسک حج، عزم ورود به حرم مکه کردند. سپس حسین برای آغاز مخالفت و قیام علیه یزید راه کوفه را در پیش گرفت که در مسیر به‌همراه همراهان کم‌تعدادش توسط سپاهیان خلیفه در نبرد کربلا کشته شد. قتل حسین به بروز انزجار در حجاز منجر شد و ابن زبیر علم مخالفت با یزید را در حجاز برافراشت و مردمان بسیاری از مکه و مدینه به حمایت از او برخاستند. یزید ابتدا تلاش کرد با توسل به دیپلماسی، اعتماد ابن زبیر و حجازیان را کسب کند اما ناموفق بود، پس سپاهی را برای سرکوب شورش راهی حجاز کرد. سربازان اموی در نبرد حره اهالی مدینه را شکست دادند و سه روز شهر را غارت کردند. سپس سپاه خلیفه به سمت مکه به راه افتاد و شهر را محاصره کرد. این محاصره چند هفته طول کشید، اما با مرگ یزید محاصره پایان یافت. یزید بن معاویه در سال ۶۴ هجری درگذشت و با مرگ او، خلافت اسلامی درگیر جنگ داخلی شد.

    یزید از نظر بسیاری از مسلمانان به دلیل خلافت موروثی، کشته شدن حسین و حمله به مدینه حاکمی ستمگر و نامشروع شناخته می‌شود. برخی مورخان معاصر نظیر یولیوس ولهاوزن و برنارد لوئیس نگاه معتدل‌تری به او دارند و او را فرمانروایی توانا می‌دانند که نسبت به پدرش به موفقیت‌های کمتری دست یافت.

    تولد و خانواده

    یزید در ۲۶ هجری در الماطرون شام متولد شد. او پسر معاویة بن ابی‌سفیان و میسون بنت بحدل بود. یزید دوران نوجوانی خود را در میان قبیله مادرش، قبیله کلب، سپری کرد.[۲] در جوانی بهارها را همراه خویشان بدوی‌اش در بادیه می‌گذراند و مابقی سال را در معیت درباریان یونانی و شامی پدرش. او در چندین نبرد از فتوحات اسلامی (نبردهای پیاپی مسلمانان و امپراتوری روم) حضور داشت. یزید در محاصره قسطنطنیه در ۶۷۰ میلادی حضور داشت. او همچنین چندین مرتبه راهی سفر حج شده بود.[۳]

    معرفی شدن به عنوان خلیفه

    بخش بیشتر سرزمین‌های خلافت اسلامی در دست حسن بن علی بود که پدرش چند ماه پیش کشته شده بود. اما پس از پایان جنگ داخلی اول مسلمانان، معاویه مطابق صلح حسن و معاویه در ۴۱ هجری به یگانه فرمانروای خلافت مبدل شد. بر اساس این عهدنامه، معاویه نمی‌بایست جانشینی معرفی می‌کرد. اما در سال ۵۶ هجری یزید را به عنوان جانشینش معرفی کرد.[۴][۵] معاویه و شورا یزید را در دمشق به عنوان خلیفهٔ بعدی انتخاب کردند. دمشق شهری بود که معاویه افراد بانفوذ را از سراسر ایالت‌ها به پایتخت فراخوانده بود و به نحوی از انحاء آنان را مجاب به پذیرش یزید به عنوان خلیفهٔ بعدی کرده بود.[۶] معاویه به مروان ابن حکم (حاکم وقت مدینه) دستور داد تا اهالی مدینه را از تصمیم معاویه آگاه سازد. مروان با مقاومت افراد از جمله حسین بن علی، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبکر، روبرو شد. معاویه شخصاً راهی مدینه شد تا آن چهار مخالف را به تسلیم وادارد، اما آن‌ها به مکه فرار کردند. معاویه آنان را دنبال کرد و آنان را به مرگ تهدید کرد، اما آنان زیر بار حمایت از او نرفتند. با وجود این، توانست مکیان را قانع کند که آن چهار تن بیعت خود را شکسته‌اند، و از مردم شهر برای یزید بیعت گرفت. در راه بازگشت به دمشق، به مدینه رفت و بیعت مردمان آنجا را نیز گرفت. پس از آن، مخالفان یزید سکوت اختیار کردند. یولیوس ولهاوزن، شرق‌شناس آلمانی، دربارهٔ صحت این ماجرا تردید دارد،[۷] اما برنارد لوئیس می‌نویسد که با آمیزه‌ای از دیپلماسی، رشوه‌دهی و تا حد کمتری با زور، ترتیب گرفتن بیعت را دادند.[۶]

    معاویه، پیش از مرگش، وصیت‌نامه‌ای برای یزید نوشت و در آن توصیه‌هایی در رابطه با خلافت کرد. او برای یزید نوشت که از حرکات حسین و ابن زبیر آگاه باشد و پیش‌بینی کرد عراقیان حسین را به شورش اغوا کنند ولی یاری‌اش نکنند. او همچنین به یزید توصیه کرد که با حسین با احتیاط رفتار کند و خونش را نریزد، چون او نوهٔ پیامبر است. در عوض با ابن زبیر با خشونت رفتار کند مگر آنکه با او کنار بیاید. او همچنین یزید را به رفتار خوب با مردم حجاز توصیه کرد.[۸]

    خلافت

    بیعت‌ها

    پس از به خلافت رسیدن، یزید از فرمانداران استان‌های خلافت اسلامی درخواست کرد تا با او بیعت کنند و چنین کردند. او به پسرعمویش ولید بن عتبه بن ابوسفیان، فرماندار مدینه، نامه نوشت و او را از مرگ معاویه آگاه ساخت و به او دستور داد از حسین بن علی، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر بیعت بگیرد.[۹] در آن دستور آمده بود:

    ولید به سراغ مروان بن حکم رفت و از او راهنمایی خواست. مروان پاسخ داد که حسین و ابن زبیر خطرناکند و باید با زور از آن‌ها بیعت گرفت، ولی ابن عمر را تنها رها کرد که خطری از جانب او نیست. سپس ولید حسین و ابن زبیر را به دیدار خود احضار کرد؛ حسین به ملاقات او رفت اما ابن زبیر از آن سر باز زد. حسین در یک ملاقات نیمه‌خصوصی با ولید و مروان دیدار کرد که در آن، از مرگ معاویه و به خلافت رسیدن یزید آگاه شد. سپس از حسین خواستند تا با خلیفهٔ جدید بیعت کند و در پاسخ، حسین گفت که بیعت کردن در خلوت کافی نیست و چنین کاری باید در حضور مردم انجام گیرد؛ ولید موافقت کرد، اما مروان معتقد بود که حسین تا زمان بیعت کردن زندانی شود. حسین مروان را ملامت کرد و صحیح و سالم مجلس را ترک کرد. حسین مردان مسلحی را با خود به آنجا برده بود تا در صورتی که مقامات قصد دستگیری او را داشتند وارد عمل شوند. پس از خروج حسین، مروان ولید را سرزنش کرد؛ ولید نیز در پاسخ گفت که «در روز رستاخیز، کسی که مسئول ریختن خون حسین باشد از بخشش خدا بی‌نصیب خواهد ماند»، با این حال، مشخص نیست که تاریخ‌دانان مسلمان چگونه از گفتگوی خصوصی ولید و مروان آگاه شده‌اند. همان شب، عبدالله بن زبیر به مکه رفت. صبح ولید هشتاد سوار را به دنبال او فرستاد، اما او گریخت.[۱۰] حسین نیز، بدون اینکه بیعت کند، راه مکه را در پیش گرفت.[۱۱] یزید که از این شکست ولید ناراضی بود، او را از فرمانداری مدینه برکنار و عمرو بن سعید را جایگزین او کرد.[۹] عبدالرحمن بن ابوبکر، عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس، برخلاف حسین و ابن زبیر، با یزید بیعت کردند.[۱۲]

    نبرد کربلا

    در مکه، حسین بن علی نامه‌های زیادی از طرفداران علی بن ابیطالب که در کوفه بودند، دریافت کرد. در نامه‌ها، آنان با دعوت از حسین و نفی یزید، خواهان سرنگونی یزید و بیعت با حسین شده بودند.[۱۱] حسین برای ارزیابی شرایط کوفه، مسلم بن عقیل را راهی آنجا کرد. او همچنین نامه‌هایی به بصره فرستاد، اما فرستاده‌اش به دست عبیدالله بن زیاد، فرماندار بصره، افتاد و کشته شد. مسلم که به کوفه رسیده بود، اوضاع را مناسب دید و به حسین نامه نوشت که علویان در آنجا طرفداران زیادی دارند و پیام داد که حسین راه کوفه را در پیش گیرد. یزید که از شورش کوفه با خبر شده بود، به عبیدالله بن زیاد دستور داد تا ابن عقیل را بکشد یا زندانی کند. ابن زیاد نیز با بی‌رحمی شورش کوفه را سرکوب کرد و مسلم را کشت.[۱۳]

    حسین که با خواندن نامه مسلم بن عقیل اوضاع را در کوفه مناسب می‌دید، به نصیحت‌های عبدالله بن عمر، ابن زبیر و عبدالله بن عباس که کوفیان قابل اعتماد نیستند گوش نکرد و به سمت کوفه روانه شد. در راه، به او خبر رسید که مسلم کشته شده‌است و کوفیان تغییر عقیده داده‌اند. با این حال، حسین و یارانش به راه خود به سمت کوفه ادامه دادند.[۱۳] عبیدالله بن زیاد چهار هزار سرباز را به سمت حسین روانه کرد و سپاهیانش او را مجبور ساختند تا در صحرای کربلا اردو زند. در جنگ روی‌داده، حسین و ۷۲ نفر از همراهان کشته شدند و خانواده‌اش به اسارت درآمدند.[۱۳][۱۴] این واقعه، فریاد اعتراض شدید و گستردهٔ مسلمانان را برانگیخت و وجههٔ یزید به‌شدت آسیب دید. این رویداد باعث شد مخالفت با یزید به جنبشی ضد-اموی بر مبنای خواسته‌های علویان تبدیل شود[۱۵] و نقش زیادی در تکامل هویت شیعی بازی کرد.[۱۴]

    شورش عبدالله بن زبیر

    ابن زبیر به صورت مخفیانه شروع به بیعت گرفتن از مکیان کرد. قضیه که به گوش یزید رسید، زنجیری نقره‌ای برایش فرستاد به این نشانه در صورت تسلیم در امان خواهد بود، اما عبدالله بن زبیر آن را رد کرد.[۱۶] یزید سپس عمرو بن زبیر، برادر عبدالله، را به همراه سپاهی به سمت او فرستاد و به او دستور داد که برادر خود را دستگیر کند. سپاه عمرو شکست خورد و با عمرو کشته شد. پس از درگذشت حسین در کربلا، دایرهٔ نفوذ ابن زبیر تا مدینه و کوفه گسترش یافت.[۱۷] یزید برای مقابله با نفوذ فزایندهٔ ابن زبیر در مدینه، بزرگان شهر را به دمشق دعوت کرد و کوشید تا با دادن هدایا، حمایت آنان را به دست آورد. بزرگان راضی نشدند و پس از بازگشت به مدینه، حکایت‌هایی از سبک زندگی دست‌ودلبازانهٔ یزید و اعمالی که به نظر بسیاری‌شان نشانهٔ بی‌اعتنایی به مذهب بود نقل کردند، ازجمله نوشیدن شراب، شکار رفتن همراه سگ، و عشق ورزیدن به موسیقی. این اخبار و حکایات باعث شد اهالی مدینه بیعت خود با یزید را پس گرفته و فرماندار و همهٔ امویان شهر را از مدینه بیرون کردند. یزید ۱۲ هزار سرباز را به رهبری مسلم بن عقبه برای تسخیر حجاز فرستاد. در اواخر اوت ۶۸۳، نیروهای ابن عقبه مدینه را محاصره کردند و سه روز به مردم شهر فرصت دادند تا تسلیم شوند، اما با پاسخ رد اهالی مدینه مواجه شدند. پس از پایان اولتیماتوم، نیروهای اموی به مدینه حمله‌ور شدند و شهر سقوط کرد. پس از سه روز پرداختن به غارت شهر، و نیز مجبور کردن شورشیان به تجدید بیعت، سپاه شام راهی مکه شد تا ابن زبیر را سرکوب کند.[۱۸][۱۹] بنا بر یک گزارش، شهر غارت نشد و تنها رهبران شورشی اعدام شدند.[۲۰] ابن عقبه در راه مکه درگذشت و فرماندهی سپاه به حصین بن نمیر داده شد و او در سپتامبر ۶۸۳ مکه را محاصره کرد. محاصره چند هفته طول کشید و آن هنگام، کعبه نیز آتش گرفت. یزید در نوامبر ۶۸۳ ناگهان درگذشت و محاصره شهر به پایان رسید. مرگ او به بروز آشفتگی و آغاز جنگ داخلی در میان مسلمانان منجر شد. ابن زبیر خود را خلیفه خواند و عراق و مصر تحت تسلط او درآمد.[۲۱][۲۲]

    لشکرکشی‌های خارجی

    یزید سیاست پدرش معاویه مبنی بر حملات علیه امپراتوری روم شرقی را متوقف کرد و در عوض یزید تمرکز خود را بر ایمن کردن مرزهای خلافت اسلامی گذاشت.[۲۳] جزایر دریای مرمره رها شدند. منطقه جند حمص سوریه تقسیم شد و منطقهٔ جدید جند قنّسرین تشکیل شد. عقبة بن نافع که در دوران معاویه از فرمانداری افریقیه برکنار شده بود، با خواست یزید مجدداً به این عنوان گمارده شد. در ۶۸۱، عقبه به دستور یزید حملات گسترده‌ای به غرب آفریقا ترتیب داد که در آن رومیان و بربرها را شکست داد و بدین ترتیب مرزهای امپراتوری اسلام در دوران یزید به سواحل اقیانوس اطلس رسید و شهرهای طنجه و ولیلی را تصرف کرد. با این حال، عقبه موفق نشد تا آن مناطق را به صورت دائمی به خلافت اسلامی ضمیمه کند و در راه بازگشت به شرق، توسط نیروهای متحد بربر و رومی کشته شد و سرزمین‌های فتح‌شده از دست رفت.[۲۴]

    درگذشت و جانشینی

    یزید در ۱۲ نوامبر ۶۸۳ در حوارین، منطقه‌ای در شام، درگذشت. او در زمان مرگ ۳۵ تا ۳۹ سال داشت. پس از درگذشت یزید، پسرش معاویه دوم که یزید خود او را به عنوان خلیفه معرفی کرده بود، به خلافت رسید. هرچند گسترهٔ سلطه‌اش به برخی نواحی شام محدود بود و چند ماه بعد به دلیل یک بیماری ناشناخته درگذشت.[۲۵] بنا بر برخی منابع اولیه، معاویهٔ دوم پیش از درگذشت، از خلافت کنار کشید. به هر روی، مروان بن حکم خلیفه شد و خلافت سفیانی خاتمه یافت. به گفتهٔ ولهاوزن، ماجرای کناره‌گیری معاویهٔ دوم از خلافت احتمالاً جعل از سوی مروان بود، چرا که با وجود معاهده‌ای مبنی بر به خلافت رسیدن پسر دوم یزید به نام خالد پس از مروان، سفیانی‌ها را کنار زده بودند. طرفداران سفیانی‌ها از سیر ماجرا ناراضی بودند و ایدهٔ سفیانی، یعنی ظهور یکی از نوادگان ابو سفیان که قدرت در شام را به سفیانی‌ها باز خواهد گرداند، را مطرح کردند. پس از سقوط امویان به دست عباسیان، چندین مدعی سفیانی پدیدار شدند.[۲۶]

    میراث

    یزید در میان مسلمانان، به‌خصوص در میان شیعیان،[۳] شخصیتی شیطانی است. او نخستین کسی بود که به دلیل رابطهٔ خونی به عنوان خلیفه معرفی شد و پس از او، این امر به یک سنت تبدیل شد.[۲۷] او را ظالمی می‌دانند که سه جرم بزرگ در دوران خلافتش مرتکب شد: نخست درگذشت حسین بن علی و همراهانش در نبرد کربلا که قتل‌عام محسوب می‌شود؛ دوم اتفاقات پس از نبرد حره که سربازان مسلم بن عقبه، فرمانده یزید، وارد مدینه شدند و شهر را غارت کردند؛ و سوم به آتش کشیدن کعبه در جریان محاصرهٔ مکه که حصین بن نمیر، فرمانده یزید، را مقصر می‌دانند. همچنین یزید را به دلیل عادت‌هایی نظیر می‌گساری، رقصیدن، شکار کردن و نگه داشتن حیوانات خانگی، نظیر سگ و میمون، نسبت به دین بی‌اعتنا دانسته و شایستهٔ رهبری جهان اسلام ندانسته‌اند.[۳] سید جعفر شهیدی مورخ معاصر شیعی از جمله دلایل اصرار حسین به بیعت نکردن با یزید را «بدعت‌ها، انحرافات از دین اسلام، حلال شدن حرام‌ها، حرام شدن حلال‌ها، سلطنتی و اشرافی شدن حکومت، و عدم صلاحیت اخلاقی و مذهبی یزید» برای خلافت می‌داند.[۱۱]

    با وجود وجههٔ منفی یزید در محافل مذهبی، مورخان دانشگاهی عموماً وجههٔ مساعدتری از او ترسیم کرده‌اند. یولیوس ولهاوزن یزید را فرمانروایی نرم‌خو توصیف کرده که تنها در موقع لزوم، دست به خشونت می‌زده و آن ظالمی نیست که سنت دینی به تصویر می‌کشد.[۲۸] میخائیل یان دخویه، خاورشناس هلندی قرن نوزدهم، او را «سخاوتمند و دوستدار صلح» می‌داند.[۲۲] جرالد هاوتینگ می‌نویسد وی تلاش می‌کرد تا سیاست‌های دیپلماتیک پدرش را ادامه دهد. با این حال، بر خلاف معاویه، وی نتوانست با هدایا و رشوه بر مخالفان پیروز شود.[۳] برنارد لوئیس او را فرمانروایی توانا توصیف می‌کند که بیش از حد از جانب مورخان عرب مورد انتقاد قرار گرفته‌است.[۱۵]

    فوس، تاریخ‌نگار معاصر که اخیراً به بررسی تلاش‌های معاویه در راستای ساختن دولتی متمرکز به مرکزیت سوریه پرداخته‌است، از این می‌نویسد که شورش‌هایی که پس از مرگ معاویه علیه یزید از حجاز برخاست حاصل استفاده بزرگان قریش از «حسادت» اعرابِ عربستان نسبت مردم سوریه بود زیرا اعراب احساس می‌کردند که با انتقال مرکزیت قدرت به جایی دور از مکه و مدینه، به آنان «خیانت» شده‌است و همین مسئله آن‌ها را به متحدِ طبیعی بزرگان قریش در راستای ادعایشان بر خلافت بدل کرده بود.[۲۹]

    بازماندگان یزید

    از یزید در جنبش‌های اموی پس از امویان نیز به نیکی یاد می‌شد. دو تن از نوادگان وی، با نام‌های ابومحمد زیاد بن عبدالله بن یزید السفیانی و ابوعمیطر العلی بن عبدالله بن خالد بن یزید السفیانی به ترتیب در سال ۱۳۲ هجری و فتنه چهارم شورش‌هایی علیه عباسیان را رهبری کردند. در قرون بعد، جنبش‌هایی نظیر جنبش نبطه مدعی احیای شکوه دوران یزید و معاویه بودند و در سوریه هواخواهانی نظیر ابن عساکر و ابن خطیر برای خود دست و پا کردند، اما در نهایت به موفقیت نهایی‌ای نرسیدند.[۲۹]

    اشعار

    یزید اشعاری نیز دارد. برخی نظیر مطهری و شهریار بر این باورند که مصرع بیت اول یکی از غزل‌های حافظ از یزید اقتباس شده‌است.[۳۰][۳۱] بیتی که به یزید منتسب است، چنین است:

    بیت مشهور حافظ بدین شرح است:

    پانویس

    منابع

    پیوند به بیرون

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سرنوشت شوم قاتلان امام حسین (ع) پس از واقعه کربلا

    سرنوشت شوم قاتلان امام حسین (ع) پس از واقعه کربلابه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ قاتلان امام حسین (ع) و یاران ایشان پس از واقعه کربلا دچار سخت‌ترین بلاها شدند و تعدادی از آنان دچار بیماری‌های سخت شدند و به هلاکت رسیدند و عده‌ای نیز توسط خون خواهان امام حسین (ع) به سختی مجازات شدند و به سزای اعمال خود رسیدند که در ادامه نقش آنان در حادثه عاشورا و نحوه سرنوشت آن ها را در این گزارش بخوانید.

    یزید بن معاویه

    از نظر تاريخ، خصوصاً تاريخ تشيع، مسلّم است كه عامل اصلی شهادت امام حسين (ع) و يارانش، يزيد بن معاويه بوده است. او پس از اینکه سر بریده حضرت را نزدش آوردند با چوب به دندان‌های مبارک امام می‌زد. ماجرای هلاکت یزید به این شرح است که او روزی با سربازانش برای شکار به صحرا رفت و برای شکار آهویی به اصحابش گفت: «خودم به تنهایی برای شکار این آهو اقدام می‌کنم و کسی با من نیاید.» فرار آهو باعث شد که یزید از سربازانش دور شود و آنها هر چه به دنبال او گشتند، او را پیدا نکردند. یزید بن معاویه در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد که یزید خشمگین شد و گفت: «اگر بدانی که من کیستم بیشتر من را احترام می‌کنی»، آن اعرابی گفت: «ای برادر تو کیستی؟»، که یزید در پاسخ گفت: «من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم.» صحرانشین هنگامی که یزید بن معاویه را شناخت، خشمگین شد و شمیشر را به سمت یزید فرود آورد اما بر سر اسب اصابت کرد و اسب پا به فرار گذاشت و یزید آنقدر بر زمین کشیده شد که به هلاکت رسید.

    عبیدالله بن زیاد

    عبید الله زیاد عامل مهم قتل مسلم بن عقیل پیش از رسیدن امام حسین (ع) به کربلا و روانه کردن سپاهیان خود به سوی حضرت و به شهادت رساندن ایشان بود و پس از واقعه عاشورا، خاندان امام (ع) را به اسارت برد. عبیید الله پس از پیروزی لشکریان مختار، با سپاه خود به سوی آنان آمد، و سپاه مختار عقب نشینی کرد. مختار که اساساً در پی هلاک ابن زیاد و افراد دیگری بود که در واقعه کربلا دست داشتند، ابراهیم بن مالک اشتر را با سپاه برای مقابله با ابن زیاد فرستاد. ابراهیم که می‌خواست قبل از ورود ابن زیاد به سرزمین عراق، به وی برسد، در نزدیکی موصل به لشکر شام رسید. در جنگ شدیدی که میان عراقیان و شامیان آغاز شد، ابن زیاد شکست خورد (محرم ۶۷) و همراه با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، ابراهیم بن اشتر خود در جنگ تن به تن، ابن زیاد را به قتل رسانده است.

    عمر بن سعد

    عمر بن سعد بن ابی وقّاص معروف به عمر سعد و ابن سعد ، فرمانده سپاه عبیدالله بن زیاد در واقعه کربلا بوده است. او با لشکر چهار هزار نفری به کربلا رفت و نخستین تیر را به سوی حسین (ع) و یارانش رها کرد و پس از شهادت امام حسین (ع) و یارانش دستور داد بر بدن آنان اسب بتازند. ابن سعد به حکومت ری نرسید و در سال ۶۶ ق به دست مختار ثقفی کشته شد. او از شخصیت‌های منفور نزد شیعیان بوده و در زیارت عاشورا لعن شده است.

    ابن سعد به هنگام قیام سلیمان بن صُرَد خزاعی کوفی به خونخواهی از قاتلان امام حسین (ع) در سال 65 هجری قمری، از ترس کشته شدن به دست مردم، شب ها در دارالاماره می‌خوابید و یک سال بعد هنگامی که مختار بن ابی عبید ثقفی قیام کرد و بر کوفه مسلط شد همراه با محمد بن اشعث که او نیز از شرکت کنندگان اصلی جنگ کربلا بود، فرار کرد. اما بعد از شورش مردم کوفه بر ضد مختار، به کوفه بازگشت و با دیگر سران مخالف مختار، رهبری مردم را به دست گرفت، ولی با شکست کوفیان بار دیگر از کوفه گریخت و به سوی بصره رفت تا به مصعب بن زبیر پناهنده شود. مختار یکی از فرماندهان خود را به نام ابوقلوص شبامی به تعقیب آنان فرستاد. وی ابن سعد را دستگیر کرده به نزد مختار آورد و ابن سعد و پسرش حفص بن عمر بن سعد که او نیز در مجلس حاضر بود به دستور مختار کشته شدند. مختار پس از آتش زدن بدن آنان سرهای آن دو را برای محمد بن حنفیه به مدینه فرستاد. در روایت تاریخی دیگر آمده است که ابتدا مختار، ابن سعد را به شفاعت عبدالله ابن جَعده بن هُبیره مخزومی امان داد، زیرا خواهر مختار یا به قولی دختر مختار همسر عمر بن سعد بود؛ اما پس از اعتراض محمد بن حنفیه به مختار، وی به یکی از فرماندهان سپاه خویش دستور داد تا ابن سعد را در خانه‌اش دستگیر کرده سر از تنش برگیرد.

    شمر بن ذی الجوشن

    شمر یکی از منفورترین اشخاصی است که در جنگ با امام حسین (ع) شرکت داشته و از او به نفرت یاد می‌شود. در بسیاری از روایات، شمر را عامل به شهادت رساندن امام در گودال قتلگاه می‌دانند. هم چنین او پس از به شهادت رساندن امام حسین (ع) قصد حمله به امام سجاد (ع) داشته که عده ای مانع او می شوند. شمر نیز مانند بسیاری دیگر از عوامل دشمن در واقعه عاشورا، به فرمان مختار به هلاکت رسید. در پی قیام مختار ثقفی در سال ۶۶، شمر در جنگ علیه او شرکت کرد اما مختار وی و دیگر امرای اموی را در جنگ جَبّانة السَبیع (از محله‌های کوفه) شکست داد و شمر از کوفه گریخت. مختار جمعی را به همراه غلام خود به دنبال او فرستاد اما شمر غلام مختار را کشت و به قریه‌ای به نام کلتانیه (بین شوش و روستای صَیمره) رفت و نامه‌ای برای مُصعَب بن زبیر فرستاد که آماده جنگ با مختار بود، اما برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، او را کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را پیش سگان انداختند، مختار نیز سر شمر را برای محمد بن حنفیه فرستاد.

    محمد بن اشعث

    محمد بن اشعث از عوامل دستگیری مسلم بن عقیل بود و در روز عاشورا انتساب امام حسین (ع) به پیامبر اکرم (ص) انکار کرد و به همین دلیل، مورد نفرین امام (ع) قرار گرفت. در برخی روایات آمده است که او در روز عاشورا با نیش عقربی به هلاکت رسید اما منابع قوی تر، خبر از هلاکت او در قیام مختار می‌دهند. محمد بن اشعث و دیگر قاتلان امام حسین (ع)، هنگامی که شنیدند مختار در جستجوی آنان است، گریختند و زمانی که از شورش اهالی کوفه باخبر شدند به کوفه برگشتند و فرماندهی این شورش را بر عهده گرفتند اما بعد از اینکه شورش شکست خورد، محمد بن اشعث به همراه شبث بن ربعی و دیگر قاتلان امام حسین (ع) به بصره گریختند و مصعب بن زبیر را به جنگ با مختار تحریک کردند. ابن اشعث سال ۶۷ق در جنگ مصعب با مختار کشته شد.

    هانی بن ثبیت حضرمی

    او قاتل عبدالله بن علی بن ابی طالب و جعفر بن علی بن ابی طالب معرفی شده است و در زیارت ناحیه مقدسه به عنوان قاتل این دو فرزند امام علی(ع) لعن شده است. هانی بن ثبیت در روز عاشورا به همراه رحیل بن خیثمه جعفی و جریر بن مسعود حضرمی کمان و لباس‌های امام را ربودند. او که به دستور ابن سعد بر پیکر مطهر امام حسین (ع) تاخته بود، سرانجام به دستور مختار در سال 66 هجری قمری کشته شد.

    حرمله بن کاهل اسدی

    حرمله در روز عاشورا از تیراندازان سپاه عمر بن سعد بود. او حضرت علی اصغر را با تیر سه شعبه به شهادت رساند که به همین دلیل از او با نفرت زیادی یاد می‌شود و در زیارت عاشورا مورد لعن قرار گرفته است. او هم چنین در شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع) نیز نقش داشت و حامل سر مبارک ایشان به کوفه بود. حرمله در قیام مختار، دستگیر شد و به فرمان مختار بن ابوعبید ثقفی، دست و پایش را قطع کردند و سپس او را در آتش سوزاندند. منهال بن عمرو هنگامی که از سفر حج به کوفه برگشت و صحنه مرگ حرمله را از نزدیک مشاهده کرد، ماجرای ملاقاتش با امام سجاد (ع) و نفرین آن حضرت در حق حرمله را برای مختار تعریف کرد. مختار، از این که دعای امام سجاد (ع) به دست او تحقق یافته است، سجده شکر به جای آورد.

    ابحر بن کعب

    ابحر در واقعه عاشورا از سپاهیان عمر بن سعد بود. روز عاشورا هنگامی که لشکر دشمن، امام حسین (ع) را محاصره کرد، عبدالله بن حسن از خیمه بیرون آمد و خود را به عمویش رساند. ابحر بن کعب با شمشیر به امام حسین (ع) حمله کرد، عبدالله دستش را سپر آن حضرت کرد و بحر شمشیرش را فرود آورد و دست عبدالله را قطع کرد. در برخی روایات، غارت لباس امام حسین(ع) نیز به او نسبت داده شده است. امام حسین (ع) روز عاشورا جامه خود را پاره کرد تا کسی پس از شهادتش آن را از تنش بیرون نیاورد اما بحر بن کعب این لباس را غارت کرد. در برخی منابع آمده است که پس از واقعه عاشورا، دو دست بحر بن کعب، مبتلا به مرض شد. دستان او در زمستان آب (خونابه) می‌داد و در تابستان مانند چوب خشک می‌شد و پاهای او فلج شد.

    عبدالله بن ابی حصین

    عبدالله بن ابی حصین، در واقعه کربلا از لشکریان عمر بن سعد و در گروه عمرو بن حجاج بود که آب را بر روی امام حسین (ع) و یارانش بستند. روز هفتم محرم، عبیدالله بن زیاد در نامه‌ای از عمر بن سعد خواست که میان آب و امام حسین (ع) جدایی اندازد. هنگامی که این نامه به دست عمر بن سعد رسید، به عمرو بن حجاج دستور داد تا با سربازان خود، مانع دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به شریعه فرات شوند. به نقل منابع، عبدالله بن ابی حصین ازدی بجلی به امام حسین (ع) گفت: «به خدا سوگند که جرعه ای از این آب نخواهی نوشید» که امام حسین (ع) در جواب این اقدام او را اینگونه نفرین کردند: «خداوندا! او را تشنه بمیران و هرگز نیامرز». به گزارش حمید بن مسلم ازدی، عبدالله بن ابی حصین پس از واقعه کربلا بیمار شد و هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه از دنیا رفت. 

    بجدل بن سلیم کلبی

    بجدل از سپاهیان عمر بن سعد در واقعه عاشورا است که پس از شهادت امام حسین(ع)، به انگشتر امام (ع) طمع می کند و برای سرقت آن، انگشت مبارک حضرت را قطع کرد. بجدل بن سلیم در قیام مختار دستگیر شد، و به دستور مختار ابتدا انگشتان و سپس دو پای او را قطع کردند و آنقدر در خون خود غلتید تا اینکه جان داد.

    اسحاق بن حیوه حضرمی

    او در روز عاشورا از لشکریان عمر بن سعد بود که به دستور عمر بن سعد داوطلبانه به همراه تعدادی با اسب بر بدن مبارک امام حسین (ع) تاخت. هم چنین در برخی منابع، سرقت لباس های امام را به او نسبت داده اند. او پس از واقعه عاشورا به بیماری پیسی مبتلا، و چهره‌اش دگرگون شد و موهایش ریخت. مختار ثقفی، دست و پای ده نفری که بر بدن امام حسین (ع) اسب تاخته بودند را با میخ آهنین بست و بر پشتشان اسب تاخت تا آنکه کشته شدند.

    سنان بن انس نخعی

    سنان بن انس یکی از عوامل مهم در شهادت امام حسین (ع) بوده. او در آخرین لحظات حیات امام حسین (ع)، هنگامی که حضرت در گودال قتلگاه افتاده بودند و کسی از سپاه عمر سعد جرأت تمام کردن کار را نداشت؛ سنان بن انس تأثیر مهمی در تحریک دیگران برای به شهادت رساندن امام حسین (ع) داشت. در هنگام آشفتگی اوضاع کوفه پس از مرگ یزید، سنان که به عنوان یکی از قاتلان اصلی حسین(ع) شناخته می‌شد؛ زندگی پنهانی در پیش گرفت و در برخی از نقل‌ها، پس از قیام مختار ثقفی، از کوفه خارج شد و به بصره و اطراف آن گریخت و در برخی منابع آمده که سنان به دست یاران مختار ثقفی کشته شد.

    منابع:
    1- لهوف، سید بن طاووس
    2- تاریخ طبری
    3- مقتل الحسین، خوارزمی
    4- کشف الغمه، اربلی
    5- بحار الانوار، مجلسی
    6- انساب الاشراف، بلاذری
    7- البدایه و النهایه، ابن کثیر
    8- المناقب، ابن شهر آشوب

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.yjc.ir

    مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    مهدی 13 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید