در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
    تبلیغات دانشگاه آزاد

    یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک دینی یازدهم

    1 بازدید

    یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک دینی یازدهم را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    آیه 67 سوره مائده

    یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ «67»

    ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است (در مورد ولایت و جانشینی حضرت علی) اعلام کن واگر چنین نکنی، رسالت الهی را نرسانده‌ای و (بدان که) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و کسانی که تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ می‌کند. همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند.

    نکته ها

    این آیه به دلایلی که خواهد آمد مربوط به جانشینی حضرت علی علیه السلام و نصب او به ولایت در غدیر خم به هنگام برگشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از سفر حج در سال دهم هجری است. جالب اینکه این آیه در میان دو آیه‌ای قرار گرفته که مربوط به اقامه‌ی کتاب آسمانی است و شاید اشاره به این باشد که میان رهبر معصوم و اقامه‌ی کتاب آسمانی، پیوند محکمی برقرار است. آری، امام است که می‌تواند کتاب آسمانی را به پا دارد و این کتاب خداست که می‌تواند امام واقعی را معرّفی کند.

    همه‌ی مفسّران شیعه به اتکای روایات اهل بیت علیهم السلام و نیز بعضی از مفسّران اهل‌سنت به عنوان یکی از مصادیق، آیه را مربوط به نصب حضرت علی علیه السلام در غدیر خم به ولایت و

    جلد 2 - صفحه 336

    امامت دانسته‌اند. «1» جالب آنکه صاحب تفسیر المنار از مُسند احمد و ترمذی و نسائی و ابن ماجه، حدیثِ «مَن کنتُ مولاه فعلیّ مولاه» را با سند صحیح و موثّق بیان کرده است و سپس با دو جمله به خیال خود در آن تشکیک نموده است: اوّل این‌که مراد از ولایت، دوستی است. (غافل از آنکه دوستی نیاز به بیعت گرفتن و تبریک گفتن و آن همه تشریفات در غدیر خم نداشت) دوم آنکه اگر حضرت علی علیه السلام امام و رهبر بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود، چرا فریاد نزد و ماجرای نصب خود را در غدیر نگفت؟! (غافل از آنکه در سراسر نهج‌البلاغه و کلمات حضرت علی علیه السلام ناله‌ها و فریادها مطرح است؛ ولی صاحب المنار گویا آن ناله‌ها و فریادها را نشنیده است). «2»

    در تمام قرآن تنها در این آیه است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به کتمان پیام، تهدید شده که اگر نگویی، تمام آنچه را که در 23 سال رسالت گفته‌ای هدر می‌رود. پس باید دید چه پیام مهمی است که این گونه بیان می‌شود؟

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمود: «لو لم ابلغ ما امرت به من ولایتک لحبط عملی» اگر آنچه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو می‌شود. «3»

    در این آیه، چند نکته است که جهت‌گیری محتوایی آن را روشن می‌کند:

    1. سوره‌ی مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر اسلام نازل شده است.

    2. در این آیه، بجای «یا أیّها النّبی»، تعبیر «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ» آمده است، که نشانه‌ی یک رسالت مهم است.

    3. به جای فرمان «أبلغ»، فرمان‌ «بَلِّغْ» آمده که نشانه‌ی ابلاغ قطعی ورسمی ومهم است.

    4. پیامبر نسبت به نرساندن یک پیام مهم تهدید شده که اگر نگوید، همه‌ی زحماتش به هدر می‌رود.

    5. رسول خدا صلی الله علیه و آله از عواقب کاری هراس دارد که خداوند او را دلداری می‌دهد که ما تو را از شر مردم نگه می‌داریم.

    «1». تفاسیر کبیر فخررازی و المنار.

    «2». این سطرها را در شب شهادت حضرت علی علیه السلام، نیمه شب 21 ماه رمضان 1380 نوشتم.

    «3». تفسیر نورالثقلین وامالی صدوق، ص 400.

    جلد 2 - صفحه 337

    6. پیامبر، از جان خود نمی‌ترسد. زیرا در روزگار تنهایی که با بت‌پرستان مبارزه می‌کرد و در جنگ‌هایی که با مشرکان درگیری نظامی داشت، از خطرها نمی‌ترسید. (در حالی که سنگباران می‌شد، و یارانش شکنجه می‌شدند، حالا در اواخر عمر و در میان این همه یار بترسد؟!)

    7. در آیه، پیامی است که به لحاظ اهمیّت، با همه پیام‌های دوران نبوّت و رسالت، برابر است که اگر این پیام به مردم نرسد، گویا همه‌ی پیام‌ها محو می‌شود.

    8. محتوای پیام، باید مسأله‌ای اساسی باشد، وگرنه در مسائل جزئی و فردی، این همه تهدید و دلداری لازم نیست.

    9. پیام آیه، مربوط به توحید و نبوّت و معاد نیست، چون این اصول، در روزهای اوّل بعثت در مکّه بیان شده و نیازی به این همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.

    10. پیام آیه، مربوط به نماز، روزه، حج، زکات، خمس و جهاد هم نیست، چون اینها در طول 23 سال دعوت پیامبر بیان شده و مردم نیز به آن عمل کرده‌اند و هراسی در کار نبوده است.

    پس، محتوای این پیام مهم که در اواخر عمر شریف پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده چیست؟

    روایات بسیاری از شیعه و سنّی، ما را از تحیّر نجات داده و راه را نشان می‌دهد. روایات می‌گوید: آیه مربوط به هجدهم ذیحجه سال دهم‌هجری در سفر حجةالوداع پیامبر اسلام است، که آن حضرت در بازگشت به سوی مدینه، در مکانی به نام «غدیر خم» به امر الهی فرمان توقّف داد و همه در این منطقه جمع شدند. مکانی که هم آب و درخت داشت و در گرمای حجاز، کارساز بود و هم محلّ جداشدن کاروان‌های زائران مکّه بود و اهل یمن، عراق، شام، مدینه و حبشه از هم جدا می‌شدند.

    در آنجا، پیامبر خدا در میان انبوه یاران، بر فراز منبری از جهاز شتران قرار گرفت و خطبه‌ای طولانی خواند. ابتدای خطبه، توحید، نبوّت و معاد بود که تازگی نداشت. سخن تازه‌ای که بود این بود که پیامبر، خبر از رحلت خود داد و نظر مسلمانان را نسبت به خود جویا شد. همه نسبت به کرامت و عظمت و خدمت و رسالت او در حد اعلا اقرار کردند. وقتی مطمئن شد

    جلد 2 - صفحه 338

    که صدایش به همه‌ی مردم، در چهار طرف می‌رسد، پیام مهم خود را نسبت به آینده بیان کرد. و فرمود: «مَن کنتُ مولاه فهذا فعلیّ مولاه» هر که من مولای اویم، علیّ مولای اوست و بدین وسیله جانشینی حضرت علی علیه السلام را برای پس از خود به صراحت اعلام داشت.

    امّا پس از وفاتش، وقتی حضرت زهرا علیها السلام به در خانه‌های مردم می‌رفت و می‌گفت: مگر نبودید و نشنیدید که رسول خدا در غدیر خم چه فرمود؟ می‌گفتند: ما در غدیر خم، در فاصله دوری بودیم و صدای پیامبر را نمی‌شنیدیم!! اللّه اکبر از کتمان، از ترس، از بی‌وفایی و از دروغ گفتن به دختر پیامبر خدا.

    آری، مردم با دو شاهد، حقّ خود را می‌گیرند، ولی حضرت علی علیه السلام با وجود ده‌ها هزار شاهد، نتوانست حقّ خود را بگیرد. امان از حبّ دنیا، حسادت و کینه‌های بدر و خیبر و حنین که نسبت به حضرت علیّ علیه السلام در دل داشتند.

    امام باقر علیه السلام فرمودند: «بُنی الاسلام علی خمس علی الصلاة و الزّکاة و الصوم و الحج و الولایة و لم یناد بشی‌ء کما نودی بالو لایة فاخذ النّاس بارباع و ترکوا هذه»، اسلام بر پنج چیز استوار است: بر نماز، زکات، روزه، زکات و ولایت اهل‌بیت و چیزی به اندازه‌ی ولایت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتای آن را پذیرفتند و ولایت را ترک کردند! «1»

    امام رضا علیه السلام فرمود: بعد از نزول این آیه که خداوند ضامن حفظ رسول اکرم صلی الله علیه و آله شد، «وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس» پیامبر هر نوع تقیّه را از خود دور کرد. «2»

    پیام ها

    1- نوع خطاب، باید با نوع هدف، هماهنگ باشد. چون هدف، رسالت و پیام رسانی است، خطاب هم‌ «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ» است.

    2- انتخاب رهبر اسلامی (امام معصوم) باید از سوی خداوند باشد. «بَلِّغْ ما أُنْزلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبّکَ»

    3- گاهی ابلاغ پیام الهی باید در حضور مردم و در مراسم عمومی و با بیعت‌گرفتن‌

    «1». کافی، ج 2، ص 18.

    «2». تفسیر نورالثقلین و عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 130.

    جلد 2 - صفحه 339

    همراه باشد، ابلاغ ولایت با سخن گفتن تنها کافی نیست؛ بلکه باید با عمل همراه باشد. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ» به جای «ان لم تبلغ»

    4- احکام و پیام‌های الهی، همه در یک سطح نیست. گاهی کتمان یک حقیقت، با کتمان تمام حقایق برابر است. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»

    5- اگر رهبری صحیح نباشد، مکتب نابود و امّت گمراه می‌شود. «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»

    6- رکن اصلی اسلام، امامت و حکومت است. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»

    7- انکار ولایت، نوعی کفر است. «إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ»

    8- عنصر زمان و مکان، دو اصل مهم در تبلیغ است. (با توجّه به این‌که این آیه در هجدهم ذی‌الحجّه و در محل جدا شدن کاروان‌های حج نازل شد)

    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آیه تبلیغ

    آیه تبلیغ آیه 67 سوره مبارکه مائده می‌باشد.این آیه یکی از سه آیه‌ای است که مستقیماً در رابطه با واقعه غدیر بر پیامبر نازل گردیده است.

    متن و ترجمه آیه


    ای فرستاده ما آنچه را از ناحیه پروردگار به تو نازل شده برسان و اگر نکنی (نرسانی) اصلا پیغام پروردگار را نرساندی و خدا تو را از (شر) مردم نگه می دارد زیرا خدا کافران را هدایت نمی فرماید (به مقاصدشان نمی رساند).

    این آیه یکی از سه آیه‌ای است که مستقیماً در رابطه با واقعه غدیر بر پیامبر نازل گردیده است. منابع شیعه و همچنین روایاتی که در بسیاری از منابع اهل سنت[۱] نقل گردیده تصریح دارند پیامی که پیامبر به موجب این آیه مامور به ابلاغ آن گردید ولایت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بوده است.

    سبب نزول آیه تبلیغ

    به طوری که در کتب سیره و حدیث و تفسیر آمده است، پیامبر اسلام در سال آخر عمر پربار خود، همراه با کاروان بزرگی از مسلمانان به سفر حج رفت و پس از انجام مناسک حج با همراهان خود، مکه را به قصد مدینه ترک کرد. هنگامی که کاروان به سرزمین «رابغ» در سه میلی «جحفه» رسید، در کنار برکه‌ای که به «غدیر خم» معروف بود فرشته وحی بر پیامبر نازل شد و این آیه را آورد: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» (مائده/ 67) ای پیامبر آنچه را که از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، برسان و اگر نرسانی، پیام او را ابلاغ نکرده ‌ای و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند همانا خدا گروه کافر را هدایت نمی‌ کند. از لحن آیه معلوم بود که پیامبر به رساندن پیام بسیار مهمی به مردم مأموریت یافته است، پیامی که رسول خدا از رساندن آن به مردم بیم داشت و می ‌ترسید که مردم عکس العمل نامطلوبی نشان بدهند. آن پیام مهم این بود که پیامبر باید جانشینی برای خود تعیین کند و بدون تعیین جانشین رسالت او کامل نمی‌ شود و او از جانب خداوند مأموریت داشت که علی بن ابی طالب را به جانشینی خود تعیین کند.

    پیامبر خدا برای اجرای دستور خدا، فرمان داد که کاروان یکصد و بیست هزار نفری مسلمانان از حرکت باز ایستد کسانی که در جلو کاروان بودند ایستادند و آنها که در عقب بودند به آنها پیوستند. ظهر روز پنجشنبه هیجدهم ماه ذیحجه سال دهم هجرت بود و هوا به شدت گرم بود مردم قسمتی از ردای خود را بر سر کشیدند و قسمتی را زیرانداز کردند و چادری را سایبان پیامبر قرار دادند و پیامبر همراه با جمعیت نماز ظهر را خواند سپس روی نقطه بلندی که از جهاز شتران ساخته بودند رفت و با صدای بلند خطبه‌ای خواند و در آن نزدیک شدن مرگ خود را به مردم خبر داد و سفارشهایی کرد و آنگاه در برابر دیدگان آن جمعیت انبوه، دست علی بن ابی طالب را گرفت و او را بالا برد به طوری که زیر بغل پیامبر نمایان شد. در این حال فرمود: ایها الناس من کنت مولاه فهذا علی مولاه (ثلاثا) اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ... ای مردم هر کس را که من رهبر او هستم این علی رهبر اوست. خدایا هر کس او را دوست بدارد دوستش بدار و هر کس او را دشمن بدارد، دشمنش بدار و هر کس او را یاری کند، یاریش بنما و هر کس او را خوار سازد، خوارش کن ... پس از این مراسم مردم گروه گروه می‌ آمدند و به علی بن ابی طالب تبریک می ‌گفتند و از جمله عمر بن خطاب به او تبریک گفت و او را رهبر و مولای خود خواند. در همین زمان بود که آیه دیگری نازل شد و کامل شدن دین اسلام را اعلام نمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» [۲] امروز دینتان را بر شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین بر شما پسندیدم.در این موقع تکبیر پیامبر اسلام بلند شد و فرمود: خدا را سپاسگزارم که دین خود را کامل کرد و نعمت خود را به پایان رسانید. حسان بن ثابت که خود در آن مراسم حضور داشت با کسب اجازه از پیامبر اشعاری سرود که چند بیت آن چنان است:

    [۳]

    پیام آیه

    اگر این پیام در سال‌های اول بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله در مکه، نازل شده بود. البته به طور آشکار می فهمیدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله از این می ترسیده است که جامعه بت‌پرست در مقابل او بایستند و یکتاپرستی و نفی بت‌پرستی را رد کنند ولیکن این آیه از آیات سوره مائده است که صد در صد سوره ای مدنی است و اگر در آغاز دوران هجرت نازل شده بود، باز هم حق داشتیم تصور کنیم که محتوای پیام امر به نماز یا زکات و یا روزه است که پیامبر صلی الله علیه و آله می ترسید بر مردم سنگین باشد و یا دستور به جهاد با بت‌پرستان سرسخت است یعنی کسانی که در سر راه اسلام می ایستادند و معنی جهاد به صورت ظاهر عبارت از خسارت در نفوس و اموال است. بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله می ترسیده است که مبادا مسلمانان تحمل نکنند.

    ولیکن سوره مائده در سال دهم هجری، پس از این که تمام واجبات الهی نازل شده بود و بعد از این که مسلمانان ده‌ها جنگ را، بر ضد بت‌پرستان و دیگر مخالفان، پشت سر نهاده بودند و کار اسلام بالا گرفته و در سراسر شبه جزیره عربستان استوار شده بود، نازل شده است.

    از عایشه و عبدالله بن عمر روایت کرده اند که سوره مائده آخرین سوره ای است که نازل شده است[۴] و این مطلب که سوره مائده مشتمل بر آیه اکمال دین است، روایت مزبور را تایید می کند: «امروز برای شما دینتان را کامل ساختم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم » و این آیه مبارکه در حجة الوداع در حالی که نازل شد که پیامبر صلی الله علیه و آله در محل عرفه بود همان طوری که روایت مسلم و بخاری از عمر گواه بر آن است[۵] و نیز روایت شده است که این آیه موقعی نازل شد که پیامبر صلی الله علیه و آله از حجة الوداع تاریخی خود برگشته بود و در توقفگاه خویش در غدیر خم بود، همان طوری که روایات زیادی که پس از این بعضی از آن‌ها ذکر خواهد شد، دلالت بر آن دارند.

    و از این مطالب درک می کنیم محتوای پیامی که پیامبر صلی الله علیه و آله ابلاغ آن را به مردم تاخیر انداخته بود، فرمان اعلان اصل توحید و واجبی از واجبات عبادی و دستور به مبارزه با بت‌پرستان و یا اهل کتاب نبوده است بلکه فرمانی مربوط به سیاست داخلی دولت و حکومت بوده است و اگر ما خاطرنشان کردیم که سوره مائده در ایام حجة الوداع و بعد از آن نازل شده است همان طوری که روایت حاکم، بخاری و مسلم دلالت بر آن دارند و یادآور شدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که از حجة الوداع برمی گشت ولایت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام را در غدیر خم اعلان فرمود، برای ما آسان است چنین نتیجه‌گیری کنیم که معنی آن پیام دستور بر اعلان ولایت علی علیه‌السلام بوده است.

    توضیح مطلب این است که پیامبر صلی الله علیه و آله موقعی که دستور یافت تا اعلان کند که علی علیه‌السلام زمامدار این امت است، از اختلاف پیروان خود و از این که گمان کنند او به خاطر خویشاوندی و نزدیکی این مقام را به علی بخشیده است، هراسناک بود. پس آیه تبلیغ نازل شد و او را مامور کرد تا آنچه از جانب پروردگارش نازل شده است ابلاغ کند و به او هشدار داد که اگر آن کار را نکند، در حقیقت به وظیفه خود به عنوان یک پیامبر صلی الله علیه و آله قیام نکرده است و نیز به او وعده داد که خداوند او را از شر مردمی که از آن‌ها می ترسد حفظ خواهد کرد.

    و پیامبر صلی الله علیه و آله پس از دریافت این دستور اکید در محل غدیر خم توقف کرد تا آنچه را که به او ماموریت داده شده بود درباره علی علیه‌السلام اعلان کند. و هرگاه مقصود آیه مبارکه همین باشد، روشن می شود که هدف پیامبر صلی الله علیه و آله از اعلام غدیر همان رهبری دینی و دنیوی علی علیه‌السلام برای مسلمانان مطابق رهبری شخص پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است و اگر محتوای ابلاغ پیامبر صلی الله علیه و آله کمتر از جریان کار علی علیه‌السلام بود، نباید از اختلاف مردم درباره آن می ترسید و نباید دستور اکید توام با هشدار نازل می شد.

    و کسانی از مردم مکه و دیگران که چشم طمع به ریاست داشتند از این که علی علیه‌السلام صاحب هر نوع مقامی می شد، تا وقتی که آن مقام ریاست عمومی در دنیا و آخرت نبود، ناراحت نمی شدند. البته این که خداوند دستور تبلیغ می دهد دلیل بر آن است که خداوند خواسته است تا برای بندگی مسلمانان رهبری تامین کند که اگر در زیر پرچم او حرکت کنند، گمراه نشوند و آن مقام رهبری، علی علیه‌السلام بزرگ خاندان عترت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله بود که جدایی ناپذیر از قرآن و ضامن وحدت و پیشرفت امت است و به منظور امتثال همین دستور الهی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله مقابل هزاران فرد ایستاد و آنچه را که باید اعلان کند، اعلان کرد.

    آیه تبلیغ و اهل کتاب

    بعضی تصور کرده اند پیامی که پیامبر صلی الله علیه و آله ابلاغ آن را از ترس مردم به تاخیر انداخت مربوط به اهل کتاب بوده است. زیرا که پیش از این آیه چندین آیه راجع به ایشان صحبت می کند. از جمله این آیه مبارکه است: «یهودیان گفتند: دست خدا بسته است، دست‌های ایشان بسته باد! به دلیل آن سخنی که گفتند، از رحمت خدا دور شدند، بلکه دست‌های خداوند باز است، هر طوری که بخواهد، انفاق می کند و البته آنچه از جانب پروردگارت به تو فرو فرستاده شده است، برای اکثر آنان باعث فزونی سرکشی و کفر است و ما تا روز قیامت بین ایشان دشمنی و کینه افکندیم، هرگاه آتشی برای جنگ شعله ور کردند خداوند آن را فرونشاند، آنان برای فساد در زمین شتاب دارند و خداوند تبهکاران را دوست نمی دارد».[۶]

    و پس از این آیه آیات زیادی درباره اهل کتاب می بینیم، از آن جمله است آیه: «بگو ای اهل کتاب شما کسی نیستید، مگر این که تورات، انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است برپا دارید و البته آنچه از جانب پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده است. بر سرکشی و کفر بسیاری از ایشان بیفزاید، پس در برابر گروه کافران اندوهی به خود راه مده ».[۷]

    ولی هنگامی که ما یادآور می شویم، بر این که ترتیب آیات در قرآن مجید مطابق نزول پیاپی آنها نبوده است، شایبه این تصور از بین می رود زیرا ممکن است، جای آیه تبلیغ در موقع نزولش، آن جایی که اکنون در سوره مبارکه می خوانیم، نبوده باشد و اگر فرض کنیم که جای آیه در وقت نزول همان بوده است که در تنظیم قرآن قرار گرفته، بنابراین هیچ‌گونه اشاره ای به ارتباط معنای این آیه با معنی آیه قبل و بعد خود ندارد و هرگاه در معنای آیه دقت کنیم، یقین پیدا می کنیم که از آیه های قبل و بعد جدا و مستقل است.

    زیرا مضمون آیه، خود دلیل بر نداشتن هیچ گونه رابطه با آیه های ماقبل و مابعد آن است. آیه مبارکه بر این دلالت دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله از نشر محتوای پیامی که آیه به آن اشاره دارد، می ترسیده است. در صورتی که پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام نزول آیه تبلیغ از نشر چیزی که مخصوص رابطه مسلمانان با اهل کتاب باشد، نمی ترسیده است. چندین نبرد میان مسلمانان و یهود، از جمله نبرد بنی‌قینقاع و نبرد بنی‌النضیر در سال‌های اول هجرت اتفاق افتاد.

    و جنگ بنی‌قریظه در سال پنجم هجری پس از جنگ احزاب پیش آمد و آخرین نبرد بین پیامبر صلی الله علیه و آله و یهود نبرد خیبر بود که در سال ششم واقع شد و بدان وسیله هر نوع خطر یهود در برابر مسلمانان از بین رفت. بنابراین اگر پیامبر صلی الله علیه و آله هر نوع رسالتی را در سال دهم هجری بر ضد ایشان نشر می داد، هیچ گونه خطری از جانب یهود او را تهدید نمی کرد. البته مسلمانان با مسیحیان در حال نبردی بودند که با جنگ موته در سال هشتم آغاز شد و در سال نهم با جنگ تبوک خاتمه یافت. و آن کسی که از نبرد با مسیحیان نمی ترسد، از پخش پیامی در برابر ایشان نیز هراسی به خود راه نمی دهد.

    علاوه بر همه این‌ها نظیر مضامین آیات پیرامون آیه تبلیغ، در سوره هایی که پیش از زمان نزول سوره مائده نازل شده اند، نیز نازل شده است و در آیه های قبلی خداوند به مؤمنان دستور می دهد تا اهل کتاب را که دین اسلام را مسخره می کنند، دوست خود نگیرند و یادآور می شود که برخی از ایشان را خداوند از رحمت خود دور ساخته و برخی از آن‌ها را به صورت میمون و خوک درآورده است و هرگاه آنان به طرف مسلمانان بیایند با حالت نفاق بگویند، ایمان آورده اند در حالی که به جانب گناه می شتابند و مال حرام می خورند و به راستی که یهود هر گونه آتش جنگی را برافروزند، خداوند آن را فرو نشاند.

    و اگر اهل کتاب پرهیزکار بودند و به تورات و انجیل عمل می کردند، وارد بهشت می شدند و از نعمت‌های بهشتی بالای سر و پایین پایشان برخوردار بودند و آیه بعد، می گوید که اهل کتاب چیزی نیستند مگر آن که مطابق تورات و انجیل عمل کنند و البته اگر به خدا و روز جزا ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، ترسی بر آن‌ها نیست. بنی اسرائیل پیامبرانی را تکذیب کردند و گروه دیگری از آن‌ها را پس از پیمان بستن با ایشان به قتل رساندند و آن کسانی که گفتند، مسیح فرزند خداست، ناسپاسی کردند...

    این مضامین و نظایر آن‌ها در سوره های مختلفی که پیش از سوره مائده نازل شده اند اعلام شده است و در سوره بقره آمده است: «آیا هرگاه پیامبری برخلاف میل شما (یعنی یهود) به جانب شما آمد، سرکشی کردید گروهی را تکذیب کردید و دسته ای را به قتل رساندید؟ و گفتند: دل‌های ما پوشیده است بلکه خداوند ایشان را به سبب ناسپاسی شان از رحمت خود دور داشته است و از ایشان گروهی اندک ایمان دارند».[۸]

    و در سوره آل عمران است: «و اگر اهل کتاب ایمان می آوردند، بر ایشان بهتر بود بعضی از ایشان مؤمنند و بیشترشان کافر می باشند. هرگز زیانی برای شما جز اندک اذیت و آزاری، نخواهند داشت و اگر آنان با شما مبارزه کنند، پشت بر شما و رو به فرار گذارند و بعد از آن یاری نمی شوند. خواری و ذلت بر ایشان مقرر شده است در هر کجا که باشند، مگر به زنهاری از جانب خدا و زنهاری از طرف مردم و بعضی از ایشان به خشم خدا بازگشتند و بر آن‌ها درماندگی مقرر شد به این سبب که ایشان آیات خدا را نادیده می گرفتند و پیامبران را بنا حق می کشتند، این‌ها به علت نافرمانی و تجاوز ایشان از حد خود، بوده است ».[۹]

    و در سوره مریم (که مکی است) می خوانیم: «و گفتند خداوند بخشنده، فرزندی برای خود گرفته است. به راستی که سخن ناروا گفتند نزدیک است آسمان‌ها پاره پاره شود و زمین بشکافد و کوه‌ها بر روی هم فرو ریزند، به سبب آن که آنان برای خداوند قائل به فرزند شدند، در حالی که برای خداوند بخشنده سزاوار نیست تا برای خود فرزندی بگیرد».[۱۰]

    و در سوره توبه (که در سال نهم پس از هجرت نازل شده است) چنین می خوانیم: «با آنان که ایمان به خدا و روز جزا ندارند و حرام نمی شمارند آنچه را که خدا و پیامبرش حرام شمرده‌ اند و دین حق را نمی پذیرند، مبارزه کنید. از آن کسانی که کتاب بر ایشان فرو فرستاده شده است تا این که ایشان در حالت خواری به دست خود جزیه دهند. یهود گفتند: عزیر پسر خداست و نصارا گفتند: مسیح پسر خداست. این حرفی است که به دهان می گویند مانند سخن آن کسانی که پیش از آن‌ها کافر شدند، خداوند ایشان را بکشد چگونه بازگردانده می شوند. دانایان و پارسایان خود را و مسیح پسر مریم را اربابان خود گرفتند نه خدا را، در صورتی که ایشان مامور نبودند جز آن که خدای یکتا را عبادت کنند که جز او خدایی نیست. او پاک و منزه است از آنچه شریک او می دانند».[۱۱]

    همه این آیات شریفه بر آن دلالت دارند که پیامبر صلی الله علیه و آله در سال دهم هجری از نبردی رو در رو و یا رسالتی در برابر اهل کتاب هراسی به خود راه نمی داده است و آیه تبلیغ بر این دلالت دارد که او از نشر پیامی که بر او نازل شده هراس داشت و خداوند به او دستور تبلیغ آن را داد و وعده داد که او را از شر مردم نگاه می دارد و به این ترتیب به طور آشکار آیه شریفه خود گواهی می دهد که معنایش ارتباطی به ما قبل و ما بعد آن ندارد. بلکه به طور کامل از آن‌ها جدا و مستقل است و این همان چیزی است که ما را وادار می کند تا قطع پیدا کنیم پیامی که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره تبلیغ آن از مردم هراس داشت، نه به سیاست خارجی در برابر اهل کتاب و یا مشرکان، بلکه به سیاست داخلی اسلام، مربوط بوده است و از طرفی چون به واجبی از واجبات اسلامی مربوط نمی شد، برای این که تمام آن‌ها سال‌ها پیش از نزول آیه تبلیغ اعلان شده بود، پس حق داریم یقین پیدا کنیم که رسالت به تاخیر افتاده، مربوط به حکومت و ریاست دولت بوده است.

    و چون سوره مائده در حجة الوداع و روزهای بعد از آن - همان طوری که احادیث پیش دلالت بر آن دارند - نازل شده است و چون پیامبر صلی الله علیه و آله شتابزده و ناگهانی در غدیر خم توقفگاه حاجیان، توقف کرد تا ولایت علی علیه‌السلام را بر ایشان اعلان کند، برای ما جایز است. یقین پیدا کنیم که محتوای رسالت به تاخیر افتاده، اعلان همان ولایت بوده است. آری ما بدون مراجعه به احادیث ویژه ای که ما را با اسباب و عوامل نزول آیه مبارکه آشنا می سازند، می توانیم بر آن یقین پیدا کنیم و هنگامی که آگاه می شویم چندین حدیث دلالت دارد بر این که آن فرمان مربوط به ولایت علی علیه‌السلام است بر یقین ما نسبت به آن افزوده می شود.

    دانشمند بزرگ سیوطی نقل کرده است که حافظ بن ابی‌حاتم به اسناد خود از ابوسعید خدری روایت کرده است که آیه روز غدیر خم درباره علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نازل شد[۱۲] و در (کنز العمال، ج 6، ص 143) (چاپ اول) نقل شده است که محاملی در کتاب امالی خود به اسناد خویش از ابن عباس مطلب زیر را روایت کرده است:

    «وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله مامور شد تا علی علیه‌السلام را جانشین خود قرار دهد، راهی مکه شد و فرمود: دیدم مردم هنوز تازه از کفر و جاهلیت وارد اسلام شده اند و هرگاه این کار را انجام دهم، می گویند نسبت به پسرعمویش چنین کاری کرد و بعد رفت تا حجة الوداع را برگزار کرد، آن گاه برگشت تا وقتی که به محل غدیر خم رسید، خداوند بزرگ آیه مبارکه را نازل کرد: ای پیامبر صلی الله علیه و آله، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، تبلیغ کن تا آخر آیه. پس منادیی به پا ایستاد و ندای، الصلاة جامعة (شعار جهت دعوت عام) در داد و بعد پیامبر صلی الله علیه و آله به پا خاست و دست علی علیه‌السلام را گرفت و فرمود: هر کسی را که من سرپرست اویم پس علی علیه‌السلام سرپرست اوست. بار خدا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس را که او را دشمن دارد».

    ابن مردویه از ابن عباس، قریب به این عبارت‌ها را نقل کرده است و ابن بطریق در کتاب «العمدة »، ص 49 روایت کرده است که ابواسحاق ثعلبی در تفسیر خود (الکشف والبیان) از امام باقر علیه‌السلام و ابن عباس نقل کرده است که آن آیه درباره علی علیه‌السلام نازل شد، پس پیامبر صلی الله علیه و آله دست علی علیه‌السلام را گرفت و فرمود: هر کسی که من سرپرست او هستم پس علی علیه‌السلام سرپرست اوست.[۱۳]

    و شیخ الاسلام ابواسحاق حموینی در کتاب خود «اسباب النزول »، ص 150 از ابوسعید خدری نقل کرده است که او گفت، این آیه روز غدیر خم درباره علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نازل شده است. امام فخرالدین رازی در تفسیر کبیر خود ج 3، ص 636 نقل کرده است که براء بن عازب و ابن عباس و محمد بن علی علیه‌السلام روایت کرده اند که آن آیه روز غدیر خم درباره علی علیه‌السلام نازل شده است. ابوجعفر محمد بن جریر طبری به اسناد خود (در کتاب الولایه) در طریق حدیث غدیر خم از زید بن ارقم نقل کرده است که آیه درباره علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نازل شده است.[۱۴]

    و هرگاه بدانیم که توقف تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، نتیجه وحی الهی بوده است که در آیه قرآن نازل شده است و جبرئیل آن را در روز غدیر، برای پیامبر صلی الله علیه و آله آورده و او را مامور کرده است تا ولایت علی علیه‌السلام را به مسلمانان ابلاغ کند و به او هشدار دهد که مبادا تبلیغ نکند و به او وعده دهد که خداوند او را در صورتی که ابلاغ کند، از شر افرادی از مردم که از آن‌ها می ترسد، نگاه می دارد. واضح می شود که پیام غدیر پیامی مهم است که به مسلمانان اعلام می کند ولایت اعلام شده علی علیه‌السلام همان رهبری عمومی در امور دین و دنیاست و آن رهبری از نوع رهبری شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است و اگر هر چیز دیگری بود، چنین وحی آمرانه هشداردهنده نازل نمی شد و آنچه از حدیث غدیر نقل شده است، بخشی از گفته های پیامبر صلی الله علیه و آله در آن توقف تاریخی است.

    پانویس


    منابع


    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آیه تبلیغ

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید