در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
    تبلیغات دانشگاه آزاد

    والغیبه وهي من اهم اسباب قطع التواصل بين الناس

    1 بازدید

    والغیبه وهي من اهم اسباب قطع التواصل بين الناس را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    سعید جعفری

    سعید جعفری

     وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَی أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ

    ترجمه: و نباید زنانی به زنانِ دیگر ریشخند زنند، شاید آنان نزد خدا از اینان بهتر باشند،

    وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لَا تَنَابَزُوا بالْأَلْقَاب بئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ

    ترجمه: و از یکدیگر عیب جویی نکنید و یکدیگر را با لقب ها و عنوان های بد یاد مکنید. آلوده شدن به گناه [یاد کردن مردم به بدی] پس از ایمان آوردن آنان نارواست،

    وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛

    ترجمه: و کسانی که از این گناهان توبه نکنند آنان ستمکارند.

    یَا أَیُّهَا الَّذینَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛

    ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید، از گمان های بد درباره دیگران بپرهیزید، چرا که پاره ای از گمان ها گناه است،

    وَ لَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ

    ترجمه: و درصدد کشف عیوب مردم برنیایید، و یکدیگر را غیبت نکنید آیا یکی از شما دوست دارد گوشت برادرش را که مرده است بخورد؟ از  آن کراهت دارید و از خدا بترسید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.

    قد یکون بین الناس من هو أحسَن منا، فعلینا أن نبتعد عن العُجب وَ أن لا تذکر عیوب الآخرین بکلام خفی أؤ بإشاره. فقد قال أمیر المُؤمنین علی  «أکبر العیب أن تعیب ما فیک مثله».

    ترجمه: گاهی میان مردم کسی هست که از ما بهتر است، پس باید از خودپسندی دوری کنیم و عیب های دیگران را با سخنی پوشیده، یا با اشاره یاد نکنیم. امیر مؤمنان علی ” فرموده اند: بزرگترین عیب آن است که عیبی بجویی که مانند آن در خودت هست.

    تنصحنا الآیه الأولی و تقول: لا تعیبُوا الآخرین؛ وَ لا تُلّقبولهم بألقاب یکرهونها. بئس العمل الفسوق؛ و من یفعل ذلک فهو من الظالمین.

    ترجمه: آیهٔ نخست، ما را اندرز می‌دهد و می‌گوید: عیب جویی دیگران را نکنید و به آنان لقب هایی که ناپسند می‌دارند ندهید. آلوده شدن به گناه بد است و هرکس چنین کند در این صورت از ستمگران است.

    إذن فقد حرّم الله تعالی فی هاتین الآیتین:

    ترجمه: بنابراین، خدای بلندمرتبه در این دو آیه حرام ساخته است:

    الاستهزاء بالآخرین، و تسمیتهم بالأسماء القبیحه.

    ترجمه: ریشخند زدن به دیگران، و نامیدن آنها با اسم های زشت.

    سوء الظن، و هو اتهام شخص لشخص آخر بدون دلیل منطقی.

    ترجمه: بدگمانی، و آن، اتهام زدن کسی به کسی دیگر بدون دلیلی منطقی است.

    التجسس، وَ هوَ مُحاوله قبیحه لکشف أسرار الناس لفضحهم وّ هو من کبائر الذنوب فی مکتبنا و من الأخلاق السیئه

    ترجمه: جاسوسی، و آن، تلاشی زشت برای آشکار ساختن رازهای مردم برای رسوا کردنشان که این کار در آیین ما از گناهان بزرگ است؛ همچنین از اخلاق بد به شمار می‌رود.

    و الغیبه، وَ هی من أهم أسباب قطع التواصل بین الناس.

    ترجمه: غیبت، و آن از مهمترین دلیل های قطع ارتباط میان مردم است.

    سَمَّی بعض المُفسرین سوره الحجرات التی جاءت فیها هاتان الآیتان بسوره الأخلاق.

    ترجمه: برخی گزارندگان سورهٔ حجرات را که در آن این دو آیه آمده، سورهٔ اخلاق نامیده اند.

    عَیِّن الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرس. (ترجمه: درست و نادرست را بر حسب متن درس مشخص کن.)

    ۱- سَمَّی بَعضُ الْمُفَسّرینَ سورَهَ الْحُجُراتِ بعَروس الْقُرآنِ. ꭓ  (برخی از مفسران سوره حجرات را عروس قرآن نامیدند.)

    ۲- حَرَّمَ الله فی هاتَینِ الْآیَتَینِ الِإسْتِهْزاءَ وَ الْغیبَهَ فَقَطْ. √ (خداوند فقط در این دو آیه ریشخند زدن و غیب را حرام کرده است.)

    ۳- اَلْغیبَهُ هیَ أَنْ تَذْکُرَ أَخاکَ وَ أُختَکَ بما یَکْرَهانِ. √ (غیبت آن است که از برادرت و خواهرت یاد کنی درباره آنچه ناپسند می دارند.)

    ۴- إنّ الله یَنْهَی النّاسَ عَنِ السُّخْریَّهِ مِنَ الْآخَرینَ. √ (همانا خداوند مردم را از مسخره کردن دیگران بازمی دارد.)

    ۵- اَلسَّعْیُ لِمَعرِفَهِ أَسرارِ الْآخَرینَ أَمرٌ جَمیلٌ. ꭓ (کوشش برای آگاهی از رازهای دیگران کار زیبایی است.)

    اسم التفضیل و اسم المکان

     اسم تفضیل مفهوم برتری دارد و بر وزن (أفعل) در زبان عربی است.

    اسم تفضیل معادل (صفت برتر) و (صفت برترین) است؛ مثال: کبیر: بزرگ؛ أکبر: بزرگ تر، بزرگ ترین / حسن: خوب، أحسن: خوب تر، خوب ترین

    آسیا أکبر من أوروبا. آسیا بزرگ تر از اروپا ست.

    آسیا أکبر قارات العالم. آسیا بزرگ ترین قاره های جهان است.

    آسیا أکبر قاره فی العالم. آسیا بزرگ ترین قاره در جهان است

    جبل دماوند أعلی من جبل دنا. کوه دماوند بلندتر از کوه دناست

    جبل دماوند أعلی جبال إیران. کوه دماوند بلندترین کوه های ایران است.

    جبل دماوند أعلی جبل فی إیران. کوه دماوند بلندترین کوه در ایران است.

    أفضل الناس أنفعهم للناس. بهترین مردم سودمندترینشان برای مردم است.

    ■ گاهی وزن اسم تفضیل به این شکل ها می آید:

    أغلی: گران تر، گران ترین / أعلی: بلندتر، بلندترین / أقلّ: کمتر، کمترین / أحبّ: محبوب تر، محبوب ترین

    ■ مؤنث اسم تفضیل بر وزن ( فُعلی) می آید؛ مثال: فاطمه الکبری: فاطمۀ بزرگ تر، زینب الصُغری: زینب کوچک تر

    اسم تفضیل در حالت مقایسه بین دو اسم مؤنث معمولا بر همان وزن (أفعل) می آید؛ مثال: فاطمه أکبر من زینب.

    ■ غالبا جمع اسم تفضیل بر وزن (أفاعل) است؛ مثال: أراذل جمع أرذل و أفاضل جمع أفضل است. إذا ملک الأراذل هلک الأفاضل.

    ■ هرگاه اسم تفضیل همراه حرف جر (من) باشد، معنای (برتر) دارد؛ مثال: هذا أکبر من ذاک. این از آن بزرگ تر است. و هرگاه اسم تفضیل مضاف واقع شود، معنای (برترین) دارد؛ مثال: سوره البقره أکبر سوره فی القرآن. سورۀ بقره بزرگ ترین سوره در قرآن است.

    اِخْتَبرْ نَفْسَکَ: تَرجِمِ الأحادیثَ التّالیَهَ، ثُمَّ ضَعْ خَطّاً تَحتَ اسْمِ التَّفضیلِ.

    (خودت را بیازما: احادیث زیر را ترجمه کن؛ سپس خطی را زیر اسم تفضیل بگذار[بکش].)

    ۱- سُئِلَ رَسولُ اللهِ: من أحَبُّ النّاس إلَی اللهِ. قال: أنفَعُ النّاس لِلنّاس.

    (از پیامبر پرسیده شد: چه کسی دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند است. او گفت: سودمنترین مردم برای مردم.)

    ۲- أعْلَمُ النّاس، مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النّاس إلَی علمه. ꭓ  (داناترین مردم کسی است که دانش مردم را به دانش خود بیفزاید.)

    ۳- أفضلُ الأعمال الکسبُ مِن الحلال. (رسول الله)  √ (برترین کارها کسب از راه حلال است.)

    ■ دو کلمه «خَیْر» و «شَرّ» علاوه بر اینکه به معنای «خوبی» و «بدی» هستند، می توانند به معنای اسم تفضیل نیز بیایند؛ در این صورت، معمولاً بعد از آن حرف جرّ «مِنْ» است، یا به صورتِ «مضاف» می آید؛ مثال:

    ۱- تفکّرُ ساعه خیرٌ مِن عباده سَبعینَ سَنه. (رسول الله) ساعتی اندیشیدن بهتر از عبادت هفتاد سال است.

    ۲- شَرُّ النّاس مَنْ لا یَعْتَقِدُ الأمانه و لا یجتنب الخیانه. (أمیر المؤمنین علی)

    بدترین مردم کسی است که پایبند به امانت نباشد و از خیانت دوری نکند.

    ۳- خیرُ الأمور أوسطها. (أمیر المؤمنین علی) بهترین کارها میانه ترین آنهاست.

    ۴- حیَّ علی خَیرِ العَمل. به سوی بهترین کار بشتاب.

     ۱- حیّ: بشتاب

    اخْتبرْ نَفْسَکَ: تَرجِمِ العِباراتِ التاّلیهَ. (ترجمه: خودت را بیازما؛ عبارت های زیر را ترجمه کن.)

    ۱-﴿… رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الراحمین﴾ المؤمنون: ۱۰۹

    (پروردگارا؛ ما ایمان آوردیم پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.)

    ۲- خیرُ إِخْوَانِکُمْ مَنْ أَهْدَی إِلَیْکُمْ عیوبکم. (رسول الله)

    (بهترین برادرانتان کسی است که عیب هایتان را به شما هدیه کرد.)

    ۳- ﴿ لیله الْقَدْرِ خَیْر مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴾ القدر: ۳

    (شب قدر از هزار ماه بهتر است.)

    ۴- مَن غلبت شهوته عقله فهُو شر مِن البَهائم

    (هر کس شهوتش بر خردش چیره شد، پس او از چارپایان بدتر است.)

    ۵- شرُّ الناس ذو الوجهین.(بدترین مردم انسان دوروست.)

    ۱- أهدی: هدیه کرد ۲- غلبت: چیره شد

    ■ اسم مکان بر مکان دلالت دارد و بیشتر بر وزن مَفْعَل و گاهی بر وزن مَفْعِل و مَفْعَله است؛ مثال: مَطبخ: آشپزخانه؛ مَصنع: کارخانه؛ مطعم: رستوران؛ ملعب: ورزشگاه؛ مطبعه: چاپخانه؛ مکتبه: کتابخانه؛ مَنزل: خانه؛ مَحمِل: کجاوه

     جمع اسم مکان بر وزن «مَفاعِل» است؛ مانند: مَدارِس، ملاعب، مطاعم و منازل.

    اخْتبرْ نَفْسَکَ: تَرجِمِ الآیتَیَنِ وَ العِبارَهَ، ثمَ عَیِّنِ اسْمَ المَکانِ وَ اسْمَ التفَّضیلِ.

    (ترجمه: خودت را بیازما: آیه و عبارت را ترجمه کن؛ سپس اسم مکان و اسم تفضیل را مشخص کن.)

    ۱ -﴿… وَ جادلْهُمْ بالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ…﴾ النحل: ۱۲۵

    (و با بهترین طریق با ایشان مناظره کن؛ همانا خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده اند بهتر می‌داند.)

    اسم تفضیل: أَحْسَنُ؛ أَعْلَمُ

    ۲- ﴿وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أبقی﴾   (و آخرت بهتر و پایدارتر است.) اسم تفضیل: خَیْرٌ؛ أبقی

    ۳- کانت مَکتبه جندی سابور فی خوزستان أکبرُ مَکتبه فِی العالم القدیم.

    (کتابخانه گندی شاپور در خوزستان بزرگترین کتابخانه در جهان کهن بود.) اسم مکان: مَکتبه / اسم تفضیل: أکبَر

    ۱- جادل: ستیز کن ۲- ضل: گمراه شد

    در گروه های دو نفره شبیه گفت وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

    حوار = گفتگو

    (فی سوق مشهد) = در بازار مشهد

    ۱- سعْر: قیمت «جمع: أَسْعار» ۲-  نَوعیهَّ: جنس ۳- مَتْجَر: مغازه ۴- زَمیل: همکار ۵- تَخْفیض: تخفیف

    اَلتَّمرینُ الأَوَّلُ: أَیُّ کَلِمَهٍ مِنْ کَلِماتِ مُعجَمِ الدَّرس تُناسبُ التَّوضیحاتِ التّالیَهَ؟

    (ترجمه: چه کلمه ای از کلمه های لغتنامه درس مناسب توضیحات زیر است.)

    ۱- جَعَلَهُ حَراماً: حرَّمَ    (ترجمه: آن را حرام قرار داد.)

    ۲- اَلَّذی لَیسَ حَیّاً: میّت   (ترجمه: کسی که زنده نیست.)

    ۳- اَلذُّنوبُ الْکَبیرَهُ: کبائر    (ترجمه: گناهان بزرگ.)

    ۴- اَلَّذی یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَن عِبادهِ: توّاب   (ترجمه: کسی که از بندگانش توبه را می پذیرد.)

    ۵- تَسمیَهُ الْآخَرینَ بالْأسَماءِ الْقَبیحَهِ : تَنابُز بالْأَلقاب    (ترجمه: نام های زشت به دیگران دادن.)

    ۶- ذَکَرَ ما لا یَرْضَی بهِ الْآخَرونَ فی غیابهِم: اِغْتابَ    (ترجمه: یادکرد مطلبی در غیاب مردم به گونه ای که دیگران به آن راضی نیستند.)

    اَلتَّمرینُ الثّانی: تَرْجِمْ هذهِ الأَحادیثَ النَّبَویَّهَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَطلوبَ مِنکَ.

    (ترجمه: این حدیث های پیامبر را ترجمه کن؛ سپس آنچه را از تو خواسته شده مشخص کن.)

    ۱- حُسنُ الخلق نصف الدّین. رسول الله (المبتدأ و الخبر)

    (خوش اخلاقی، نیمی از دین است.)/ المبتدأ: حُسنُ / الخبر: نصف

    ۲- مَن ساءَ خلقُه عذّب نفسه. رسول الله   (المفعول)

    (هرکس اخلاقش بد باشد (بد شود)، خودش را عذاب می دهد.)/ المفعول: نفس

    ۳- إنما بُعثتُ لأتمّم مکارم الأخلاق. رسول الله (الفعل الماضی المجهول و المفعول)

    (فقط به خاطر مکارم اخلاق (بزرگواریهای اخلاق) برانگیخته شدم.)/ الفعل الماضی المجهول: بُعثتُ / المفعول: مکارم

    ۴- اللهمّ کما حَسّنتَ خَلقی، فحَسّن خُلقی.  رسول الله      (الفعل الماضی و فعل الأمر)

    (خدایا؛ همانطور که آفرینشم را نیکو گردانیدی، اخلاقم را هم نیکو بگردان.)/ الفعل الماضی: حَسّنتَ / فعل الأمر: حَسّن

    ۵- لیسَ شیء أثقل فی المیزان من الخُلق الحسن. رسول الله ( اسم التفضیل و الجار و المجرور)

    (در ترازوی اعمال چیزی سنگین تر از خوش اخلاقی نیست.)/ اسم التفضیل: أثقل /  الجار و المجرور: من الخُلق

    ۱- ساء: بد شد ۲- عذب: عذاب داد ۳- لأ تمم: تا کامل کنم ۴- حسنت: نیکو گردانیدی ۵- میزان: ترازو ؛ترازوی اعمال

    اَلتَّمرینُ الثّالِثُ: تَرْجِمِ الأَفعالَ وَ الْمَصادرَ التّالیَهَ. (ترجمه: فعل ها و مصدرهای زیر را ترجمه کن.)

    اَلتَّمرینُ الرّابعُ: اُکتُب الْعَمَلیّاتِ الْحِسابیَّهَ التّالیَهَ کَالْمِثالِ: (ترجمه: عملیات حسابی زیر را مانند نمونه بنویس.)

    ۱- عَشَرَهٌ زائِدُ أَرْبَعَهٍ یُساوی أَرْبَعَهَ عَشَرَ.                                    14 = 4+ 10  (ده بعلاوه چهار برابر چهارده است.)

    ۲- مِئَهٌ تَقسیمٌ عَلَی اثْنَیْنِ یُساوی خَمْسینَ.                                      50 = 2 ⁒ ۱۰۰  (صد تقسیم بر دو برابر پنجاه می شود.)

    ۳- ثَمانیَهٌ فی ثَلاثَهٍ یُساوی أَربَعَهً وَ عِشْرینَ.                                  24 =3 × ۸  (هشت در سه برابر بیست و چهار می شود.)

    ۴- ستَّهٌ وَ سَبعونَ ناقِصُ أَحَدَعَشَرَ یُساوی خَمْسَهً وَ ستّینَ.                 65 =  11 – ۷۶  (هفتاد و شش منهای یازده برابر شصت و پنج می شود.)

    اَلتَّمرینُ الْخامِسُ: عَیِّنِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَهِ. (ترجمه: محل اعرابی برای واژگان رنگی را مشخص کن.)

    ۱- ﴿ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ ﴾ الفتح: ۲۶   (خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد.)

    سَکِینَه: مفعول / رَسُولِ: مجرور به حرف جر

    ۲- ﴿ لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها ﴾ ا لبقره: ۲۸۶   (خداوند هیچ کس را مگر به اندازه تواناییش تکلیف نمی کند.)

    اللَّهُ: فاعل /  نَفْساً: مفعول

    ۳- السُکوت ذهبٌ و الکلامُ فضهٌ. (رسول الله)   (خاموشی طلا و سخن نقره است.)

    الکلامُ: مبتدا / فضهٌ: خبر

    ۴- أحبُّ عباد الله إلی الله أنفعهُم لعِباده. (رسول الله)   (دوست داشتنی ترین بندگان خدا نزد خدا سودمندترین ایشان برای بندگانش است.)

    أحبُّ: مبتدا / عباد: مضاف الیه /  الله: مجرور به حرف جر / أنفع: خبر

    ۵- عداوهُ العاقل خیرٌ مِن صداقهُ الجاهل.   (دشمنی خردمند از دوستی نادان بهترست.)

    عداوهُ: مبتدا / خیرٌ: خبر / صداقهُ: مجرور به حرف جر

    اَلتَّمرینُ السّادسُ: تَرْجِمِ التَّراکیبَ وَ الْجُمَلَ التّالیَهَ، ثُمَّ عَیِّنِ اسْمَ الْفاعِلِ، وَ اسْمَ الْمَفعولِ، وَ اسْمَ الْمُبالَغَهِ، وَ اسْمَ الْمَکانِ، وَ اسْمَ التَّفضیلِ. (ترجمه: ترکیبها و جمله های زیر را ترجمه کن؛ سپس اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مبالغه، اسم مکان، اسم تفضیل را مشخص کن.)

    ۱- ربُّ المشرق و المَغرب  (پروردگار مشرق و مغرب.) / اسْمَ الْمَکانِ: المشرق، المَغرب 

    ۲- إنّکَ أنتَ عَلّام الغیوب.   (همانا تو دانای غیبهایی.)/ اسْمَ الْمُبالَغَهِ: عَلّام

    ۳- …. مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ. یس: ۵۲  (که ما را از خوابگاهمان برانگیخت. این همان وعده خداوند مهربان است و فرستادگان [خداوند] همه راست گفتند.)/ اسْمَ الْمَکانِ: مَرْقَد / اسْمَ الْمَفعولِ: الْمُرْسَلُونَ

    ۴- یا مَنْ یُحِبُّ الْمُحْسنینَ:  (ای کسی که نیکوکاران را دوست داری.)/ اسْمَ الْفاعِلِ: الْمُحْسنینَ

    ۵- یا أرْحَمَ الرّاحِمینَ:   (ای مهربانترین مهربانان.) اسْمَ التَّفضیلِ: أرْحَمَ / اسْمَ الْفاعِلِ: الرّاحِمینَ

    ۶- یا ساتِرَ کُلّ مَعیوبٍ:  (ای پوشاننده هر عیبی.) / اسْمَ الْفاعِلِ: ساتِرَ / اسْمَ الْمَفعولِ: مَعیوبٍ

    ۷- یا غَفّارَ الذُّنوب:  (ای بسیار آمرزنده گناهان.)/ اسْمَ الْمُبالَغَهِ: غَفّارَ

    اَلتَّمرینُ السّابعُ: عَیِّنِ الْکَلِمَهَ الْغَریبَهَ فی کُلِّ مَجموعَهٍ. (ترجمه: کلمه ناهماهنگ را در هر مجموعه مشخص کن.)

    ۱- صَباح (بامداد) □ مَساء (شب) □ لَیْل (شب) □ مَیْت (مرده) ■

    ۲- عُجْب (خودپسندی) □ لَحْم (گوشت) ■ فُسوق (آلوده شدن به گناه) □ إثْم (گناه) □

    ۳- کَبائِر (گناهان بزرگ) ■ نِساء (زنان) □ رِجال (مردان) □ أَوْلاد (فرزندان) □

    ۴- سَخِرَ (مسخره کرد) □ عابَ (عیب جویی کرد) □ ساعَدَ (کمک کرد) ■ لَمَزَ (عیب گرفت) □

    ۵- أَحْمَر (قرمز) ■ أحسَن (بهتر) □ أَجْمَل (زیباتر) □ أَصْلَح (صالح تر) □

    ۶- أَصْفَر (زرد) □ أَزْرَق (آبی) □ أَبْیَض (سپید) □ أَکْثَر (بیشتر) ■

    اَلتَّمرینُ الثّامِنُ: ضَعْ فِی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسبَهً. (ترجمه: در جای خالی واژه مناسب را بگذار.)

    ۱- اِشْتَرَیْنا ………………. وَ فَساتینَ بأَسْعارٍ رَخیصَهٍ فِی الْمَتْجَرِ.   سَراویل(شلوارها)  ■ أَشْهُراً (ماه ها) □ مَواقِفَ (ایستگاه ها) □

    (در فروشگاه شلوارها و پیراهن های زنانه را با بهای ارزان خریدیم.)

    ۲- مَن ………………. الْمُؤمِنینَ فَعَلَیهِ أَنْ یَعْتَذرَ إلَیهِم.                     اِغْتابَ (غیبت کرد) ■ اِتَّقی (پروا کرد) □  مَدَحَ (ستود) □

    (هرکس از مؤمنان غیبت کند پس باید از ایشان پوزش بخواهد.)

    ۳- حاوَلَ الأَعْداءُ أَنْ ………………. بنا و یَسْخَروا مِنّا. یَسْتَهْزئوا (ریشخند می کنند) ■ یَسْتَسْلِموا (دریافت می کنند) □ یَسْتَقْبلوا (به پیشواز می روند) □

    (دشمنان کوشیدند که به ما را ریشخند زنند.)

    ۴- أَرادَ الْمُشتَری ……………. السّعْرِ.                                      نَوعیَّهَ (جنس) □ مَتْجَرَ (مغازه) □ تَخْفیضَ (تخفیف)  ■

    (خریدار تخفیف قیمت خواست.)

    اِسْتَخْرِجْ خَمْسَهَ أَسْماءِ تَفضیلٍ مِنْ دُعاءِ الِإفْتِتاحِ. (پنج اسم تفضیل را از دعای افتتاح بیرون بیاور.)

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ترجمه درس یک - یازدهم مشترک - آموزش عربی متوسطه

    ترجمه درس یک - یازدهم مشترک - آموزش عربی متوسطه

    مِن آیاتِ الَْاخلاقِ

    از آیه های اخلاقی

    ﴿بسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ﴾

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا یسَخَرْ قوَم مِن قوَمٍ عَسَٰی أن یَکونوا خَیراً مِنهُم

    ای کسانی که ایمان آورده اید، قومی قوم دیگری را مسخره نکند. شاید که ( آن قومِ دیگر ) بهتر از آنها باشند.

    وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَی أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بالْأَلْقَاب

    و نه زنانی ، زنانی (دیگر) را (مسخره نکنند). شاید که ( آن زنانِ دیگر ) بهتر از آنها باشند و از خودتان عیب نگیرید و به همدیگر لقب های زشت ندهید.

    بئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ

    چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکند پس آنها همان ستمکاران هستند.

    یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ

    ای کسانی که ایمان آورده‏ اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید که برخی از گمانها گناه است

    وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا

    و جاسوسی (یکدیگر) نکنید و بعضی از شما ،بعضی ( دیگر ) را غیبت نکنند

    أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ (حجرات ۱۱ و ۱۲)

    آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی که مرده است بخورد؟پس از آن متنفر می شدید. و از خدا پروا کنید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است* * *

    قَدْ یَکونُ بَینَ النّاس مَنْ هوَ أَحْسَنُ مِنّا، فَعَلَینا أَنْ نَبتَعِدَ عَنِ الْعُجْب وَ أنَْ لا نذَْکُرَ عُیوبَ  الْآخَرینَ بکَلامٍ خَفیٍّ أَوْ بإشارَةٍ.

    میان مردم کسی که از ما بهتر است وجود دارد. پس باید از خودپسندی دوری کنیم.و عیب های دیگران را  با سخن پنهان و چه با اشاره بازگو نکنیم.

    فَقَدْ قالَ أَمیرُ الْمُؤمِنینَ عَلیٌّ علیه السلام : اکبَرُ الْعَیب أن تعیب ما فیکَ مِثلُهُ

    امیر مومنان، علی (ع) فرموده است: بزرگترین عیبها آن است که چیزی را  عیب بدانی که همانند آن در وجود تو است.

    تَنصَحُنا الْآیَةُ الُْاولَی وَ تَقولُ: لا تَعیبُوا الْآخَرینَ وَ لا تُلَقِّبوهُم بأَلقابٍ یَکرَهونَها

    آیه اول ، ما را نصیحت می کند و می گوید : از دیگران عیب جویی نکنید و آنها را با لقب هایی که دوست نمی دارند صدا نزنید

    بئسَ الْعَمَلُ الْفُسوقُ!وَ مَن یَفعَلْ ذٰلِکَ فَهوَ مِنَ الظّالِمینَ.

    آلوده شدن به گناه ،چه کار ناپسندی است! و هر کس آن را انجام دهد پس او از ستم کاران است.

    إذَنْ فَقَدْ حَرَّمَ اللّه تَعالَی فی هاتَینِ الْآیَتَینِ: الِاسْتِهزاءَ بالْآخَرینَ، وَ تَسْمیَتَهُم بالْاسَماءِ الْقَبیحَةِ

    بنا بر این خداوند بلندمرتبه در این دو آیه حرام کرده است : ریشخند کردن ( = مسخره کردن) دیگران و نامیدن آنان با اسم های زشت.

    سوءَ الظَّنِّ، وَ هوَ اتِّهامُ شَخصٍ لِشَخصٍ آخَرَ بدونِ دَلیلٍ مَنطِقیٍّ.

    بدگمانی و آن تهمت زدن فردی به فرد دیگری، بدون علتی منطقی است.

    اَلتَّجَسُّسَ، وَ هوَ مُحاوَلَةٌ قَبیحَةٌ لِکَشفِ أَسرارِ النّاس لِفَضْحِهِم

    جاسوسی کردن، و آن تلاشی ناپسند جهت کشف رازهای مردم برای رسوا کردن آنان است.

    وَ هوَ مِنْ کَبائِرِ الذُّنوب فی مَکتَبنا وَ مِنَ الَْاخلاقِ السَّیِّئَةِ.

    و آن در آیین ما از بزرگترینِ گناهان و از اخلاق ناپسند است.

    وَ الْغیٖبَةَ، وَ هیَ مِن أَهَمِّ أَسباب قَطعِ التَّواصُلِ بَینَ النّاس.

    و بدگویی( = غیبت ) و آن از مهمترین عوامل قطع ارتباط میان مردم است.

    سَمَّی بَعْضُ الْمُفَسِّرینَ سورَةَ الْحُجُراتِ الَّتی جاءَتْ فیها هاتانِ الْآ یَتانِ بسورَةِ الَْاخلاقِ.

    بعضی از مفسران ، سوره ی حجرات را که در آن این دو آیه آمده است ، سوره اخلاق نامیدند.

    منبع مطلب : arabii.ir

    مدیر محترم سایت arabii.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ترجمه درس اول(مٍِن آیاتٍ الاخلاقٍٍٍٍ)

    (یا أیُها الذین آمنوا لا یسخر قوم من قوم عسی أن یکونوا خیراً منهم و لا نساءً من نساء عسی أن یکن خیراً منهنَّ وَ لا تلمزوا أنفُسَکُم وَ لا تنابزوا بالألقاب بئس الاسم الفسوق بغدّ الإیمان و من لم یَتُب فأولئک هم الظالمون)

     ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید مسخره کند گروهی گروه دیگرا را ، شاید آنها از خودشان بهتر باشند، و نباید زنانی زنان ( دیگر ) را ریشخند کنند ، شاید آنها از خودشان بهتر باشند، و از یکدیگر عیب جویی نکنید ، و به همدیگر لقب های زشت ندهید . نام زشت پس از ایمان زشت است و هرکس توبه نکرد آنان خودشان ستمکارند.

    (یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن إن بغض الظن إثم و لا تجسّسوا وَ لا یغتب بغضکم بغضاً أیُحب أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتاً فکرهتموهُ وَ اتَّقُوا الله إنّ الله توّاب رحیم)

     ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که برخی گمان ها گناه است، و جاسوسی و بدگویی یکدیگر  را نکنید. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ این کار را ناپسند می دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است. 

    قد یکون بین الناس من هو أحسَن منا، فعلینا أن نبتعد عن العُجب وَ أن لا تذکر عیوب الآخرین بکلام خفی أؤ بإشارة. فقد قال أمیر المُؤمنین علی  «أکبر العیب أن تعیب ما فیک مثلة». 

    گاهی میان مردم کسی هست که از ما بهتر است ، پس باید از خودپسندی دوری کنیم و عیب های دیگران را با سخنی پوشیده، یا با اشاره ذکر نکنیم. امیر مؤمنان علی(ع) " فرموده اند: بزرگترین عیب آن است که عیبی بجویی که مانند آن در خودت باشد.

    تنضخنا الآیة الأولی و تقول: لا تعیبُوا الآخرین. وَ لا تُلّقبولهم بألقاب یکرهونها. بئس العمل الفسوق ؛ و من یفعل ذلک فهو من الظالمین.

     آیهٔ نخست، ما را اندرز می دهد و میگوید: عیب جویی نکنید و به آنان لقب هایی که ناپسند می دارند ندهید. آلودگی به گناه بد است و هرکس چنین کند در این صورت از ستمگران است. 

    إذن فقد حرّم الله تعالی فی هاتین الآیتین:

    بنابراین، خدای بلندمرتبه در این دو آیه حرام ساخته است: 

    - الاستهزاء بالآخرین، و تسمیتهم بالأسماء القبیحة.

    ریشخند کردن دیگران، و نامیدن آنها با اسم های زشت.

     - سوء الظن، و هو اتهام شخص لشخص آخر بدون دلیل منطقی.

     بدگمانی، و آن عبارت است از اتهام زدن کسی به کسی دیگر بدون دلیلی منطقی.

     - التجسس، وَهوَ مُحاولة قبیحة لکشف أسرار الناس لفضحهم وّ هو من کبائر الذنوب فی مکتبنا و من الأخلاق السیئه

    جاسوسی، و آن عبارت است از تلاشی زشت برای آشکار ساختن رازهای مردم و برای رسوا کردنشان که از گناهان بزرگ در آیین ما و از اخلاق بد است.

    - و الغیبة، وَ هی من أهم أسباب قطع التواصل بین الناس.

     غیبت، و آن از مهمترین دلیل های قطع ارتباط میان مردم است. 

    سَمَّی بغض المُفسرین سورة الخجّرات التی جاءت فیها هاتان الآیتان بسورة الأخلاق.

     برخی مفسران سورهٔ حجرات را که در آن این دو آیه آمده است سورهٔ اخلاق نامیده اند.

    منبع مطلب : 11arabi1397.blogfa.com

    مدیر محترم سایت 11arabi1397.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید