در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
    تبلیغات دانشگاه آزاد

    هان مشو نومید چون واقف نی ای از سر غیب معنی

    1 بازدید

    هان مشو نومید چون واقف نی ای از سر غیب معنی را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    STUDENT

    یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

                      کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور

    دانش های ادبی:

    قالب شعر: غزل

    ردیف: غم مخور

    آرایه ی تضمین:حافظ  مصراع دوم بیت اول را 

     از شمس الدین محمد(قرن هفتم)صاحب

    دیوانِ جوینی تضمین کرده است.

    آرایه ی تلمیح: این بیت به صورت آشکار بر

     داستان حضرت یوسف در قرآن کریم اشاره

     دارد.

    آرایه ی تضاد: کلبه ی احزان، گلستان

    مراعات نظیر/تناسب:یوسف،گم گشته،کنعان

    دانش های زبانی:

    کنعان: سرزمین فلسطین امروزی

    مخور: فعل نهی

    کلبه ی احزان: کلبه ای که حضرت یعقوب

    در فراق یوسف گم گشته ساخت و در آنجا،

    غم هجران پسر را نیکو داشت تا افسانه شد.

    احزان: جمع حُزن، اندوه ها

    معنی: همانطور که یوسف گم گشته به کنعان

     وسرزمین خود باز گشت و کلبه ی اندوه به

     گلستان تبدیل شد،نگران نباش،غم های تو

    نیز روزی به پایان میرسد.

    ای دل غمدیده،حالت به شود،دل بدمکن 

                  وین سرشوریده بازآیدبه سامان،غم مخور

    دانش های ادبی:

    قافیه: سامان

    جناس: به،بد ــ به، به

    تناسب: دل، سر

    دانش های زبانی:

    به در مصراع اول: بهتر، خوب ونیکو

    به در مصراع دوم: حرف اضافه

    غم دیده:واژه ی مشتق مرکب(غم+دید+ه)

    دل بد مکن:کنایه از غصه نخور،ناراحت نباش

    وین: و این (مخفف است)

    سرِ شوریده: سرپرمشغله،سری که غم

    و تشویش زیادی دارد.

    سامان:آرام و قرار، نظم و انضباط

    معنی: ای دل غمگین من، غصه نخور،چراکه

    حال و روزت بهتر میشود واین آشفتگی و

    پریشان حالی تو ،دوباره آرام و قرار می یابد.

     دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت 

                    دائماً یکسان نباشد حالِ دوران، غم مخور

    دانش های ادبی:

    قافیه: دوران

    واج آرایی: تکرار صدای (د)

    جناس: گر، برــ دور، دوــ گر دو، گردون

    توجه: این جناس موسیقی شعر را زیبا

    کرده است اماعلمای ادبیات این واژه ها را

    جزء آرایه ی جناس نمی دانند.)

    دانش های زبانی:

    دور گردون: گردش آسمان، گردش روز گار

    گر: اگر(مخفف است)

    دو روزی: مدت کمی، اندکی

    مراد : مقصود، هدف

    دائماً: همواره( قید است)

    معنی: ای دل غصه نخور،چراکه اگر روزگار

    به میل ما نیست،گردش روزگار یکسان نیست

    و روزی از راه می رسد که زندگی به مراد دل

    ما باشد.

    هان،مشو نومید،چون واقف نه ای ازسرِّغیب 

                 باشد اندر پرده بازی های پنهان، غم مخور

    دانش های ادبی:

    قافیه: پنهان

    تناسب: سرّ غیب، بازی های پنهان

    دانش های زبانی:

    هان: آگاه باش، شبه جمله است.

    نومید: نا امید، مأیوس

    چون: زیرا، به این دلیل

    واقف: آگاه، باخبر

    سرّ غیب: قضای الهی، سرنوشت ومقّدر

    اندر پرده:در پرده ی غیب،پرده ی اسرارالهی

    خزانه ی اسرار الهی

    بازی های پنهان:اتفاقاتی که برای ماخواهدافتاد،

    پیش آمد های آینده

    نه ای: نیستی، فعل منفی(اسنادی)

    معنی:مبادا نا امید شوی ،چرا که از رازهای

     خداوندآگاه نیستی،زیرا اتفاقاتی در زندگی

     رخ می دهد که ما از آن بی خبر هستیم و

    خداوند عالَم به آن آگاه است و آن اتفاقات به

    نفع ما هستند و ما از آن خبرنداریم.

    ای دل،ارسیل فنابنیادهستی برکَند 

              چون تورانوح است کشتیبان،زطوفان،غم مخور

    دانش های ادبی:

    قافیه: طوفان

    جناس: ار، را ــ ای، ارــ ار، بر

    مراعات نظیر:سیل،نوح،کشتیبان،توفان

    تضاد: فنا،هستی

    استعاره: فنا استعاره از گذشت عمر،

    زندگی مادی،زندگیِ گذرا

    تشبیه:سیل فنا:گذشت عمر و فنا به

    سیل تشبیه شده است.(فنا:رکن اول"مشبه"

    سیل:رکن دوم"مشبه به")

    آرایه ی تلمیح: این بیت به داستان حضرت

    نوح وکشتی نجات امت نوح اشاره دارد.

    واج آرایی: حرف (ن و ت)

    آرایه ی تشخیص: ای دل

    دانش های زبانی:

    کشتیبان: واژه ی مشتق( کشتی+ بان)

    ار: اگر(مخفف است)

    برکَنَد: فعل مضارع پیشوندی(بر+ کَنَد) از

     مصدرِ کندن

    بنیاد هستی: اساس زندگی،تمام هستی

     و زندگی

    چون: زمانی که،هنگامی که

    را: فکّ ِ اضافه است

    تو را نوح است کشتیبان: کشتیبان تو نوح

    است.

    جمله: کل بیت یک جمله ی غیر ساده ی

    مرکب است.

    جمله ی هسته:ز توفان غم مخور

    جمله ی وابسته(۱): ار سیل فنا بنیاد هستی

    برکَنَد.

    جمله ی وابسته ی (۲): چون تورا نوح است

    کشتیبان

    شبه جمله: ای دل

    معنی:ای دل اگر فنا و نابودی مانند سیلی

    زندگی تو را ببرد و نابود کند،هرگز غصه

    نخور،چرا که تو پشتیبانی مانند نوح داری.

    دربیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زدقدم 

                 سرزنش ها گر کند خار مغیلان، غم مخور

    دانش های ادبی:

    قافیه: مغیلان

    جناس: در،گر

    مراعات نظیر: بیابان، خار مغیلان

    استعاره: خار مغیلان از پیش آمدهای راه،

    حوادثِ زندگی،مشکلاتی که در راه عشق باید

     تحمل کرد.

    آرایه ی تشخیص:مصراع دوم آرایه ی تشخیص

    دارد.(توانایی سرزنش کردن برای خار)

    دانش های زبانی:

    شوق:میل، اشتیاق

    مغیلان:مخفف امِّ غیلان(مادر غول).درختچه ای

    است با خارهای بی شمار که از صمغ آن

    استفاده میکنند.

    سرزنش: ملامت

    معنی:در بیابان اگربه شوق و اشتیاقِ رسیدن به

    کعبه قدم بر می داری و راه میروی، اگر خارهای

    بیابان پای تو را آزار می دهد،غم نخور و

    ناراحت نباش چراکه برای رسیدن به کعبه باید

    سختی ها را تحمل کرد.

    گرچه منزل بس خطرناک است ومقصدبس بعید 

            هیچ راهی نیست کان رانیست پایان،غم مخور

    دانش های ادبی:

    قافیه: پایان

    دانش های زبانی:

    کان: که آن

    بس: بسیار، قید است.

    مقصد: هدف

    منزل:مقام و مرتبه ی عارف،جایگاهِ

    عشق ثابت نیست.

    بعید: دور

    هیچ: قید است.

    در مصراع اول (است) حذف شده است .

    معنی: اگر چه منزل و هدف نهایی ما بسیار

     دور است و راه بسیار خطرناک، اما غصه نخور

     چرا که هیچ راهی نیست که پایانی نداشته

     باشد.

    حافظا،درکنج فقروخلوت شبهای تار 

                     تا بوَد وِردت دعا و درس قرآن، غم مخور     

                                                                                  حافظ

    دانش های ادبی:

    قافیه: قرآن

    تشبیه: کنج فقر

    مراعات نظیر:کنج فقر،خلوت شب،ورد،دعا،

    درس قرآن

    جناس:در، درس ــ تار،تا

    تخلص: حافظا

    دانش های زبانی:

    حافظا: الف حرف ندا است.

    حافظا شبه جمله است.

    شب های تار:شب های تاریک،موصوف و صفت

    خلوت: خلوت نشینی، تنهایی

    کنج: گوشه

    ورد: ذکر، دعای زیرلب

    وردَت: ورد تو:مضاف و مضاف الیه 

    معنی: ای حافظ، تا زمانی که در شب های

    تاریک وخلوت نشینی های خود،دعا و قرآن

     میخوانی،غم روزگار را نخور و ناراحت نباش.

    تاریخ ادبیات:

    خواجه شمس الدین محمد،حافظ شیرازی

    معروف به لسان الغیب:

    از بزرگترین شاعران غزل سرای ایران و جهان

    است که در قرن هشتم می زیست.

    گفته اند چون قرآن را از بر داشت،"حافظ"

    تلخص گرفت.آن چه از محتوای شعر حافظ

    به دست می آید،تسلط وی به زبان عربی

    و تبحر او در علوم مختلف است.دیوان اشعار

    او سرشار از آموزه های عرفانی و حکمت

    الهی است.آرامگاه او در باغ زیبایی در شمال

    شهر شیراز واقع شده که به "حافظیه" معروف

    است. 

    منبع مطلب : negin-persian1394.blog.ir

    مدیر محترم سایت negin-persian1394.blog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    غزل شماره ۲۵۵: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور

    غزل شماره ۲۵۵: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور

    یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

    کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

    ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

    وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

    گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

    چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت (نگشت)

    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

    باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

    ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

    در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

    سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

    حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

    جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

    حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

    تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

    منبع مطلب : toomar.net

    مدیر محترم سایت toomar.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    غزل شماره 255 دیوان حافظ : یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

    یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
    کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

    ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
    وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

    گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
    چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت (نگشت)
    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب
    باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

    ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند
    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

    در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
    سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

    حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
    جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

    حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
    تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

    تعبیر غزل شماره 255 حافظ در فال شما :

    مژده باد بر شما که گمشده به زودی پیدا خواهد شد، دردهای شما تمام می شود و روزگار خوشی و کامیابی فرا خواهد رسید. اگرچه هنوز به مراد دل نرسیدید اما غم به دل راه ندهید که به زودی نشانه های خوبی از پایان غصه ها عیان خواهد شد.

    انسان با خدایی هستید و همین خصلت نیکوی شما باعث شده از سختی ها و بلایا به راحتی عبور کنید. به تلاوت قرآن ادامه دهید تا از مسیر راست منحرف
    نشوید و به بیراهه نروید.

    منبع مطلب : www.coca.ir

    مدیر محترم سایت www.coca.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید