توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی کلمات درس آرش کمانگیر فارسی چهارم

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    19بازدید

    معنی کلمات درس آرش کمانگیر فارسی چهارم را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    معنی کلمه های درس آرش کمانگیر

    جنگ جویان:رزمندگان

    گلگون:سرخ،مانند سرخ

    افراسیاب:فرمانده سپاه توران

    پایداری:استقامت،مقاومت

    اندوهگین:غصه دار،غمگین

    بردباری:صبوری

    آشتی:صلح

    خاور:شرق

    تحقیر:کوچک شمدرن،حقیر شمردن

    پولادین:فولادی

    دشوار:سخت

    بی تابی:تحمل نداشتن

    استوار:محکم

    نیرومند:قوی

    نقص:عیب

    نیرو:توان

    گام:قدم

    نگریست:نگاه کرد

    تیز بال:پر سرعت

    بامداد:صبح

    نیم روز:ظهر

    تناور:نیرومند،قوی

    تیغه:لبه ی شمشیر و چاقو

    منبع مطلب : mb13831383.loxblog.com

    مدیر محترم سایت mb13831383.loxblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    کلمات هم معنی درس به درس فارسی چهارم ابتدایی

    درس آفریدگار زیبایی  فارسی چهارم

    واژه نامه:

    پذیرفتن:قبول کرد

    شاخه ها تاب نیاوردند:قدرت تحمل نداشتند

    داوری:قضاوت

    جلا داده است:براق درخشنده کردند

    جان افروز:روشن کننده ی جهان

    قشر:لایه

    نخست:اول

    چیره دست:ماهر

    آویختن:اویزان کردن

    دریغ است:حیف است

    پراکنده ساخت:پخش کرد

    شگفت انگیر:تعجب اور

    زینت داد:تزیین کرد

    آموزش   درس 1 فارسی چهارم

    درس  کوچه پرستوها فارسی چهارم 

    واژه نامه:

    جامه:لباس

    دشواری:سختی

    نخستین:اولین

    معتدل:دارای آب و هوای خوب

    بکوشند:تلاش کنند

    پی در پی:پشت سر هم،متوالی

    به عهده میگیرند:مسولیت قبول میکند

    شگفتی:تعجب آور

    فراهم میاورد:تهیه میکند

    سپری شدن:گذشتن

    آسودگی:راحتی

    پیمودن:طی کرد

    آموزش   درس 2 فارسی چهارم

    درس  رازنشانه ها  فارسی چهارم 

    واژه نامه:

    آسیاب:محلی که گندم ها را در آنجا آب میکنند

    ردپا:جای پا

    کور:نابینا

    دست نخورده:استفاده نشده

    خشمگین:عصبانی

    حاکم:فرمان روا

    اندیشیدم:فکر کردم

    فهم:هوش

    آموزش  معنی درس 3 فارسی چهارم

    درس  ارزش علم  فارسی چهارم 

    واژه نامه:

    حکیم:دانشمند

    برافراشته:بالارفته

    شادمان:شاد و خوشحال

    ناخدا:فرمانده کشتی

    امواج:موج ها

    تخت پاره:تکه چوب

    امیر:حاکم

    آگاهی:دانش و علم

    فرمان:دستور

    شهرت:نیک نامی

    آموزش  درس 4 فارسی چهارم

    درس  آرش کمانگیر فارسی چهارم

    نبرئ:جنگ

    طولانی:بلند

    افراسیاب:فرمانده سپاه توران

    پاداری:استقامت

    پهلوان:دلاور

    اندوهگین:غمگین

    بردباری:صبوری

    آشتی:صلح

    خاور:شرق

    پولادین:فولادی

    دشوار:سخت

    بی تابی:تحمل نداشتند

    استوار:محکم

    نیرومند:قوی

    نیرو:توان

    گام:قدم

    نگریست:نگاه کرد

    تیزبال:پر سرعت

    بامداد:صبج

    نیمروز:ظهر

    تناور:نیرومند

    آموزش  درس 6 فارسی چهارم

    درس مهمان شهرما  فارسی چهارم 

    استقبال:پیشوانه

    نسیم:باد ملایم

    نشاط:شادمانی

    غوغا:هیاهو

    پاکیزه:تمیز

    بی صبرانه:بدون تحمل

    تپش:تپیدن

    هماهنگ:یک دست یک شکل

    رخسار:صورت

    امواج:موج ها

    هین:آگاه باشید

    می گریستند:گریه می کردند

    نگار:یارزیبارو

    محور:مرکز

    انبوه:فراوان

    نشاط انگیز:شادی آور

    آموزش  درس 7 فارسی چهارم

    درس جبارباغچه بان  فارسی چهارم

    کنجکاو:جستجو

    کنج:گوشه

    عشق می ورزیدم:دوست داشتم

    عاجز:ناتوان

    زیستن:زندگی کردن

    اندیشه:فکرکردن

    کرسی:میز چهار چوبی که در گذشته برای گرم کردن استفاده میکردند

    دایر نشده بود:ساخته نشده بود

    طاق:سقف

    استعداد:توانایی

    قنادی:شیرینی فروشی

    منقل:ظرفی که در آن زغال روشن میکنندو زیر کرسی می گذارنند گاهی هم در آن اسپند دود میکنند

    ابداع:نوآوری ویژه:مخصوص

    طبع:ذات نوآور:کسی که روش جدیدی را به وجود
    می آورد

    دشواری:سختی

    پشتکار:اراده
    برگزیده شدم:انتخاب شدم

    اقامت گزیدم:زندگی کردم

    خویش:خود قریحه:ذوق

    خشنود:خوش حال

    آموزش  درس 10 فارسی چهارم

    درس فرمانده دل  فارسی چهارم 

    اعتقاد:باور

    وصف ناپذیر:غیر قابل تعریف

    بی وقفه:بدون توقف

    مظلوم:مورد ظلم قرار گرفته

    تسخیرناپذیر:رام نشدنی متجاوزان:کسانی که به حریم دیگران احترام
    نمیگذارند

    اشغال:به دست آوردن

    تیپ:گروه

    دژ:حصار

    محور:مرکز

    سربلندی:سرافرازی

    درنگ:صبر

    سقایی:آب دادن به دیگران

    مانع:بازدارنده

    محتاج:نیازمند

    مقابله:روبه رو شدن

    نظاره میکرد:نگاه میکرد

    گردان:گروه

    رگبار گلوله:گلوله دهای مثل رگبار

    پیک:خبررسان

    اراده:قصد

    بالگرد:هلی کوپتر

    مهلکه:محل هلاک شدن

    ترجیح:بهتردانستن

    آموزش  درس 11 فارسی چهارم

    درس  اتفاق ساده  فارسی چهارم 

    شوق:شور و نشاط

    بالین:بستر

    سطر:خط

    معالجه:درمان

    شبنم:ژاله

    اندک اندک:کم کم

    آرام:آهسته

    برخاست:بلند شد

    غلامان:خدمتکاران

    اتفاق:رویداد

    سراسیمه:آشفته و پریشان تورا احظار کرده

    اند:ازتوخواسسته اند آن جا حاضرشوی

    آموزش   درس 12 فارسی چهارم

    درس لطف حق فارسی چهارم  

    لطف:مهربانی

    باطل:اشتباه
    نیل:دور بزرگی که در سرزمین مصر واقع شده است

    شیوه:روش

    درفکند:انداخت

    عدل:انصاف

    گفته:سخن

    بنده پروری:نوازشگری

    رب جلیل:پروردگار با شکوه رهرو:کسی که راه دیگری را دنبال
    می کند
    حسرت:آه و افسوس

    اینک:اکنون

    خرد:کوچک

    سطح آب:بیرون آب

    گر:اگر

    گاهوارش:گهواره اش

    چون:چگونه دایه:زنی که به جای مادر است

    کای:که ای

    رهی:رها شوی

    طغیان:سرکشی

    زین:از این

    حکم:دستور

    به که:بهتر است که

    آموزش   درس 13 فارسی چهارم

    درس ادب از که آموختی فارسی چهارم

    رنج:زحمت

    عطار:عطر فروش

    سعی:تلاش

    طبله:صندوقچه

    بی فایده:بی ثمر

    خاموش:ساکت

    هنرنمایی:نمایش دهنده

    هنر غاضی:جنگجو

    بلندآواز:دارای صدای بلند میان

    تهی:تو خالی

    تبل:نوعی ساز بزرگ

    آموزش  درس 14 فارسی چهارم

    درس شیروموش فارسی چهارم 

    بیشه:نیزار

    التماس:خواهش درخواست

    خفته:خوابیده

    وحوش:حیوانات جنگل

    موشک:موش کوچک

    مغفرت:آمورزش

    آشته:پریشان

    لابه:گریه و زاری

    گه:گاهی

    رحم:لطف و مهربانی

    متغیر:آشفته

    واکرد:باز کرد

    کله:سر صیاد:شکارچی

    له کندش:نابودش کند

    حول و حوش:اطراف

    لوس:کسی که بی دلیل میخواهد خودش را برای دیگران عزیز کند

    درعوض:به جای

    یک غازی:بی ارزش

    خلاص:رهایی

    هراس:ترس

    آموزش   درس 15 فارسی چهارم

    درسپرسشگری فارسی چهارم 

    غریب:ناشناخته

    همواره:همیشه

    عجیب:شگفت انگیز

    جهل:نادانی

    معلق:وارونه

    گریزان:فراری

    دانش اندونزی:جمع آوری علم و دانش

    واپسین:آخرین

    فیلسوف:دانشمند

    بالین:بستر

    مسایل:مشکلات

    در گذرم:بگذرم

    گسترش:پخش کردن

    آموزش  درس 16 فارسی چهارم

    درسمدرسه ی هوشمند فارسی چهارم

    یکنواخت:یکسان

    منتقل:جابه جا شدن

    سپید:سفید

    نمایان شد:ظاهر شد

    استقبال:پیشواز

    ریز نقش:کسی که جثه کوچکی دارد

    قلم نوری:وسیله ای الکترونیکی که به جای گچ با آن روی تخته های هوشمند می نویسند

    نقاله:وسیله ای برای کشیدن زاویه

    پرگار:وسیله ای برای کشیده دایره

    آموزش  درس 17 فارسی چهارم

    منبع مطلب : dabesto.ir

    مدیر محترم سایت dabesto.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی کلمه های درس آرش کمانگیر

    جنگ جویان:رزمندگان

    گلگون:سرخ،مانند سرخ

    افراسیاب:فرمانده سپاه توران

    پایداری:استقامت،مقاومت

    اندوهگین:غصه دار،غمگین

    بردباری:صبوری

    آشتی:صلح

    خاور:شرق

    تحقیر:کوچک شمدرن،حقیر شمردن

    پولادین:فولادی

    دشوار:سخت

    بی تابی:تحمل نداشتن

    استوار:محکم

    نیرومند:قوی

    نقص:عیب

    نیرو:توان

    گام:قدم

    نگریست:نگاه کرد

    تیز بال:پر سرعت

    بامداد:صبح

    نیم روز:ظهر

    تناور:نیرومند،قوی

    تیغه:لبه ی شمشیر و چاقو

    منبع مطلب : mb13831383.loxblog.ir

    مدیر محترم سایت mb13831383.loxblog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید