توجه : تمامی مطالب این سایت توسط ربات از طریق نتایج گوگل جمع آوری شده و تمامی مطالب عکس ها و لینک های دانلود برای سایت های دیگر است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی شعر ای نام نکوی تو سردفتر دیوان ها وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    77بازدید

    معنی شعر ای نام نکوی تو سردفتر دیوان ها وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    ستایش فارسی دوم راهنمایی

    ستایش 

    ستایش ( تحمیدیه) : شاعران و نویسندگان از دیرباز آغاز کتابشان را با ذکر و یاد خدا و شکر و سپاس الهی شروع می کردند و به بر شمردن صفات باری تعالی می پرداختند که به آن تحمیدیه می گویند.

    ای نام نکوی تو ، سر دفتر عنوان ها             وی طلعت روی تو ، زینت ده دیوان ها

    ای خدایی که نام خوبت ، سرآغاز هر گفتار و نوشتاری است ؛ و ای خدایی که دیدار جمالت ، زینت بخش هر کتاب شعری است .

    ای : حرف ندا

    نام نکو : ترکیب وصفی

    صفت : کلمه ای است که یکی از ویژگی های اسم را بیان می کند.

    موصوف : اسمی است که صفت آن را توصیف می کند.

    ترکیب وصفی : موصوف و صفت را ترکیب وصفی گویند .

    تو : ضمیر شخصی منفصل ( جدا ) دوم شخص مفرد . مرجع آن « خداوند » است .

    وی : مخفف « و ، ای »

    طلعت : دیدن ، دیدار

    زینت ده : زیبا کننده

    مستوره کردستانی : « ماه شرف خانم » فرزند ابوالحسن مستوره کردستانی ، متولّد 1220قمری در شهر سنندج ، شاعری است که به دو زبان فارسی و کُردی شعر سروده است . او را نخستین زن تاریخ نویس کُرد در ایران ، شمرده اند . « دیوان شعر » و « تاریخ اردلان » از آثار اوست .( کتاب درسی )

    بهترین سرآغاز

    این شعر در قالب مثنوی است و از کتاب « لیلی و مجنون نظامی گنجوی » انتخاب شده است .

    مثنوی : در لغت به معنی « دو تایی » ، « دوگانی » و در اصطلاح به شعری می گویند که هر بیت آن قافیه ای جداگانه دارد . یا به شعری که مصراع های آن دو به دو با هم هم قافیه اند گفته می شود.

    این قالب شعری برای سرودن منظومه های بلند مناسب است . زیرا امکان نو کردن قافیه در هربیت وجود دارد .

    ای نام تو بهترین سرآغاز               بی نام تو نامه کی کنم باز ؟

    ای خدایی که نام تو بهترین شروع هر کاری است ، بدون بر زبان آوردن نام تو کتابم را باز نمی کنم .

    مصراع دوم « استفهام انکاری است » یا « سوال تأکیدی » در این نوع پرسش هدف نویسنده رسیدن به پاسخ نیست بلکه برای تأکید و تکیه روی مطلبی آورده می شود .

    ای : حرف ندا

    نام تو : ترکیب اضافی  ( مضاف و مضافٌ الیه )

    برای شناختن مضاف و مضافٌ الیه از موصوف و صفت « کسره » یا « ی » اضافه را حذف می کنیم و به آخر آن است اضاف می کنیم اگر معنی داد ترکیب وصفی است .

    راه دیگر این که به آخر آن « تر » اضافه می کنیم اگر معنی داد ترکیب وصفی است .

    راه دیگر به وسط آن « ی » اضافه می کنیم اگر معنی داد وصفی است .

    بهترین : صفت عالی است .

    صفت عالی : به مقایسه ی چند چیز می پردازد.

    نامه : به معنی کتاب است .

    باز کنم : فعل مضارع مرکّب . اوّل شخص مفرد

    ای یاد تو مونس روانم                      جز نام تو نیست بر زبانم

    ای : حرف ندا ، منادا خداوند که محذوف است .

    یاد : ذکر

    مونس : همدم ، همراه

    روان : روح ، جان

    جز : حرف استثنا

    نام تو : ترکیب اضافی ( اسم + ضمیر )

    ای خداوندی که یاد و ذکر تو همدم جان و روح من است هنگام انجام کار به غیر از نام تو نام دیگری برزبانم جاری نیست .

    ای کارگشای هر چه هستند             نام تو کلید هر چه بستند

    ای : حرف ندا

    کارگشا : منادا ، به معنی آسان کننده ی کارها ، برطرف کننده ی مشکلات

    در مصراع دوم تشبیه وجود دارد ، نام خدا رابه کلیدی تشبیه کرده است که درهای بسته را باز می کند و مشکلات را بر طرف می کند .

    ای مشکل گشای هر چه که وجود دارد نام تو مانند کلیدی است که مشکلات را برطرف می کند و درهای بسته را باز می کند .

    هستند و بستند : کلمات قافیه

    ای هست کن اساس هستی             کوته ز درت دراز دستی

    هست کن : آفریننده از هیچ

    اساس : بنیان ، پایه

    هستی : جهان

    کوته : مخفف کوتاه

    مخفف : کلماتی که فشرده شده باشند و حرفی از کلمه کم شده باشد .

    ز: مخفف « از »

    درت : درگاه تو ، « ت » ضمیر پیوسته شخصی دوم شخص مفرد .

    دراز دستی : تجاوز

    ای خدایی که تمامی اجزای جهان را آفریده ای  در درگاه تو تجاوزی وجود ندارد ، یعنی هیچ کس همانند قدرت خداوند را ندارد.

    هم قصّه ی نانموده دانی             هم نامه ی نانوشته خوانی

    قصّه : شکایت

    نانموده : آشکار نشده ، پنهانی

    نانوشته : نوشته نشده

    دانی و خوانی : کلمات قافیه

    قافیه : کلماتی که آهنگ و حروف آخرشان یکسان است و در آخر مصراع ها و بیت ها می آیند .

    هم شکایتی که نشان داده نشده است را می دانی و هم از نامه ای که نوشته نشده است اطّلاع داری .

    قصّه برداشتن : یعنی شکایت را به فرمانروا نشان دادن .

    هم تو به عنایت الهی                 آن جا قدمم رسان که خواهی

    عنایت : لطف ، توجّه

    الهی : خدایی

    قدمم : « م » آخر ضمیر پیوسته ی شخصی اول شخص مفرد ، مرجع آن انسان است .

    باز تو ای خدا با لطف و توجّه خودت مرا به آن جایی برسان که دوست داری و شایسته است .

    از ظلمت خود رهایی ام ده           با نور خود آشنایی ام ده

    ظلمت : تاریکی

    خود : در مصراع اوّل انسان و در مصراع دوم خداوند .

    ظلمت و نور : متضاد هستند ، پس در بیت آرایه ی تضاد وجود دارد

    آرایه ی تضاد : هرگاه در مصراع یا بیتی دو کلمه ی متضاد بیاید آرایه ی تضاد خواهد داشت .

    خدایا مرا از تاریکی های درونم نجات بده و با نور خود آشنایم کن .

    کلمات قافیه : آشنایی ام  و  رهایی ام

    ردیف : ده

    ردیف : کلماتی که عیناً بعد از قافیه می آیند .

    ردیف باید از لحاظ معنی و شکل کلمه در هر دو مصراع یکسان باشد .

    نظامی گنجوی : شاعر نامدار ایرانی معروف به نظامی در شهر گنجه ، از شهرهای امروزی جمهوری آذربایجان به دنیا آمد . در جوانی به تحصیل علوم اسلامی و فرهنگ و ادب ،قصص و تاریخ همّت گماشت . داستان پردازی در منظومه های او به اوج رسید . آثار نظامی عبارت است از : مخزن الاسرار ، خسرو و شیرین ، لیلی و مجنون ، هفت پیکر ، اسکندرنامه .

    اوّل دفتر به نام ایزد دانا                    صانع و پروردگار حیّ توانا

    دفتر : کتاب

    ایزد : یزدان ، خدا

    صانع : آفریننده

    حی : زنده

    دانا و توانا : کلمات قافیه ، صفت فاعلی

    سعدی : از بزرگ ترین شاعران ونویسندگان ایران است . آموزش های مقدماتی را در زادگاه خود شیراز فراگرفت . برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت . پس از سی و پنج سال به شیراز برگشت . بوستان به شعر و گلستان به نثر همراه با شعر و دیوان اشعار از او بر جای مانده است . مجموعه ی این آثار « کلّیات سعدی » نامیده می شود .

    سزا: لایق ، شایسته

    به واسطه : به وسیله ، توسّط

    ارسال : فرستادن

    رسل : جمع مکسّر رسول ، پیامبر

    ابلاغ : رساندن

    کتب : جمع مکسّر کتاب

    جمع مکسّر : جمعی که شکل مفرد آن شکسته شده باشد . جمع مکسّر عربی است .

    رمیده : ناآرام ، گریزان ، آشفته

    آرمیده : آرام

    رمیده و آرمیده : جناس

    ارسال و رسل : هم خانواده

    سزاست : مخفف « سزا است »

    را : نشانه ی مفعول نیست بلکه حرف اضافه است .

    خداوندی را ستایش کنیم و نیایش نماییم که عفوش خطاپوش است .

    خداوند : مفعول

    را : نشانه ی مفعول

    ستایش کنیم : فعل مرکب

    نیایش : دعا و راز و نیاز همراه با تمنّا و درخواست از خدا.

    عفوش : بخشش او

    خطاپوش : ستّار العیوب ( از القاب ) خداوند .

    پاکا ! ملکا ! مُلک جان ها از آن توست و جمله دل ها به فرمان تو .

    پاکا : ای پاک ،مناداست ودر حکم یک جمله

    ملکا : ای ملک ، ای فرمانروا ، منادا در حکم یک جمله است .

    مُلک : سرزمین                 مَلَک : فرشته               مَلِک : فرمانروا            مِلک : خانه و زمین ، دارایی

    از آن ِ : مال ، متعلّق

    جمله دل ها : همه ی دل ها ، تمام دل ها

    به فرمان بودن : مطیع ، فرمانبردار

    فعل جمله ی آخر این عبارت حذف شده است .

    سر پادشاهان گردن فراز                        به درگاه تو بر زمین نیاز

    گردن فراز : سرکش ، مغرور

    درگاه : آستان بزرگی

    نیاز : احتیاج

    پادشاهان سرکش و زورگو در مقابل تو هیچ هستند و نیرویی ندارند و ( اشاره به قدرت مطلق خداوند دارد) و محتاج تو هستند .

    ملکا ! ما را از دام هوا رهایی ده و به راه هدی راهنمایی کن .

    مَلِکا : منادا ، نشانه ی ندا « ا»

    هوا : هوس ، میل نفسانی

    راه هدی : راه راست

    یا الهی و ربّی وسیّدی ! همه را چشم امید به درگاه تو باز است و دست نیاز به رحمت تو دراز .

    یا الهی : ای خدای من ، مناداست .

    ربّی : پروردگار من

    سیّدی : آقای من

    الهی ، ربّی ، سیّدی : هر سه مناداست و با « واو عطف » به هم عطف شده اند .

    را : فکّ اضافه است ونشانه ی مفعول نیست .

    فکّ اضافه : بین مضاف و مضافٌ الیه فاصله می اندازد .

    ای خدا و ای پروردگار و ای آقای من ! امید همه به درگاه توست . و همه دست نیاز به رحمت تو دراز دارند و از تو نیاز هایشان را می خواهند .

    آخرین فعل عبارت حذف شده است . 

    منشآت : جمع منشأة به معنی نوشته شده ها و نامه هاست . مجموعه ی نوشته ها و انشاهای قائم مقام فراهانی است . قائم مقام در نوشتن این اثر  ،از شیوه ی گلستان سعدی پیروی کرده است .

    قائم مقام فراهانی : ادیب ، منشی و شاعر دوره ی قاجار ؛ وی در نظم و نثر فارسی تبحّر ( مهارت ) داشت و « ثنایی » تخلّص ( نام شعری شاعر ) می کرد . کوشش های بسیار وی برای اصلاح ایران موجب حسادت عدّ ه ای از جمله میرزا آقاسی شد و بدگویی بدخواهان شاه قاجار ( محمّد شاه ) را برانگیخت تا او را به باغ نگارستان تهران احضار کرد و وی را در آن جا خفه کرد ند.

    منبع مطلب : adabiyatemadrese.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabiyatemadrese.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات فارسی سال دوم راهنمایی

    ستایش

    ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها              وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها

    معنی بیت: ای خدایی که نام خوبت، سرآغاز هر گفته و نوشته؛ و ای کسی که دیدارِ جمالت، زینت بخشِ هر کتابِ شعری است.  

    مستوره کردستانی: (1220 - 12۶4 قمری)«ماه شرف خانم» فرزند ابوالحسن مستوره کردستانی، متولد سنندج، شاعری است که به دو زبان فارسی و کردیشعر سروده است. او را نخستین زن تاریخ­نویس کُردِ ایران شمرده­اند. از اثارِ او می­توان به «دیوانِ شعر» و «تاریخِ اردلان» اشاره کرد.

    ای نام تو بهترین سرآغاز

    قالب این شعر، مثنوی­است و از کتاب«لیلی و مجنوننظامی گنجوی» انتخاب شده­است.

    مثنوی: در لغت به معنی«دوتایی» و در اصطلاح به شعری می­گویند کهمصراع های آن دو به دو هم قافیه باشد و قافیه­ی هر بیت آن با ابیات دیگر متفاوت باشد.

    «بی­نامِ تو نامه کی کنم باز؟»: نوع سؤال مطرح شده در بیت از نوعِ«انکاری/تأکیدی» است.

    سؤال تأکیدی: سؤالی که هدف از مطرح کردن آن رسیدن به پاسخ نیست بلکه تأکید مطلب است.

    مثال: زمانی که ساعت از۱۰ شب رد می شود ومادر می پرسد« بهراد! نمی خوای بخوابی؟» ایشان نظر «بهراد» را در مورد خوابیدن نمی پرسند. بلکه تاکید می کنند که برای بیدار شدن به موقع باید بخوابد.

    فضل خدای را که تواند شمار کرد؟       یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد؟

    مونس: همدم، یاور.                          روان: روح، جان.

    کارگشای: گشایشگر، آسان کننده­ی کار.     هست کن: آفریننده از هیچ.

    خداوند آفریده هایش را از هیچ می سازد ولی انسان از طبیعت و یا از آفریده های سایر انسان ها برای ابداعاتش بهره می گیرد.

    اساس: بنیان، ریشه، پایه.              اساس هستی: ارکان وجود(آب و باد و خاک و آتش)

    کوته: مخفّفِ (سبک شده­ی)کوتاه.   دراز دستی: ستم، تجاوز.

    کوته زِ درت، دراز دستی: ستم و طلم از درگاهِ تو دور است.

    نانموده: آشکار نشده، پنهانی.                                   عنایت: توجه، لطف.

    هم تو به عنایت الهی ... : باز تو ای خدا! با لطف و توجه خود، مرا به آن­جا که دوست داری،هدایت کن.

    ظلمت: تاریکی. متضادِّ نور: روشنایی

    گروه واژه های متضاد:

    آغاز=} انجام                         سرآغاز=} سرانجام

    آشکار=} نهان                      پیدا=} پنهان

    شروع=} پایان                       تاریک=} روشن

    صادق=} کاذب                      مبدأ=} مقصد

    حضور واژه های متضاد در ابیات و نوشته های ادبی را آرایه­ی تضاد می گویند.

    رهایی: نجات، خلاص

    از ظلمتِ خود رهایی­ام ده ... : خدایا مرا از تاریکی­هایِ درونم نجات بده و با نورِ خود آشنایم کن.

    کلمات قافیه: آشنایی ام/ رهایی ام(ده: ردیف بیت است).

    حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن موید نظامی گنجوی از استادان بزرگ سخن و از ارکان شعر فارسی است . تولد وی در شهرگنجه سال 530 ه.ق در حوالی آذربایجان بوده ­است. نظامی غیر از دیوانی که عدد ابیات آن را دولتشاه بیست هزار بیت نوشته و اکنون فقط مقداری از آن در دست است پنج مثنوی مشهور بنام پنج گنج دارد که آن را خمسه نظامی می گویند .

    منبع مطلب : farsi2vom.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farsi2vom.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ستایش

    ستایش

    ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها              وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها

    معنی بیت: ای خدایی که نام خوبت، سرآغاز هر گفته و نوشته؛ و ای کسی که دیدارِ جمالت، زینت بخشِ هر کتابِ شعری است.  

    مستوره کردستانی: (1220 - 12۶4 قمری)«ماه شرف خانم» فرزند ابوالحسن مستوره کردستانی، متولد سنندج، شاعری است که به دو زبان فارسی و کردیشعر سروده است. او را نخستین زن تاریخ­نویس کُردِ ایران شمرده­اند. از اثارِ او می­توان به «دیوانِ شعر» و «تاریخِ اردلان» اشاره کرد.

    ای نام تو بهترین سرآغاز

    قالب این شعر، مثنوی­است و از کتاب«لیلی و مجنوننظامی گنجوی» انتخاب شده­است.

    مثنوی: در لغت به معنی«دوتایی» و در اصطلاح به شعری می­گویند کهمصراع های آن دو به دو هم قافیه باشد و قافیه­ی هر بیت آن با ابیات دیگر متفاوت باشد.

    «بی­نامِ تو نامه کی کنم باز؟»: نوع سؤال مطرح شده در بیت از نوعِ«انکاری/تأکیدی» است.

    سؤال تأکیدی: سؤالی که هدف از مطرح کردن آن رسیدن به پاسخ نیست بلکه تأکید مطلب است.

    مثال: زمانی که ساعت از۱۰ شب رد می شود ومادر می پرسد« بهراد! نمی خوای بخوابی؟» ایشان نظر «بهراد» را در مورد خوابیدن نمی پرسند. بلکه تاکید می کنند که برای بیدار شدن به موقع باید بخوابد.

    فضل خدای را که تواند شمار کرد؟       یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد؟

    مونس: همدم، یاور.                          روان: روح، جان.

    کارگشای: گشایشگر، آسان کننده­ی کار.     هست کن: آفریننده از هیچ.

    خداوند آفریده هایش را از هیچ می سازد ولی انسان از طبیعت و یا از آفریده های سایر انسان ها برای ابداعاتش بهره می گیرد.

    اساس: بنیان، ریشه، پایه.              اساس هستی: ارکان وجود(آب و باد و خاک و آتش)

    کوته: مخفّفِ (سبک شده­ی)کوتاه.   دراز دستی: ستم، تجاوز.

    کوته زِ درت، دراز دستی: ستم و طلم از درگاهِ تو دور است.

    نانموده: آشکار نشده، پنهانی.                                   عنایت: توجه، لطف.

    هم تو به عنایت الهی ... : باز تو ای خدا! با لطف و توجه خود، مرا به آن­جا که دوست داری،هدایت کن.

    ظلمت: تاریکی. متضادِّ نور: روشنایی

    گروه واژه های متضاد:

    آغاز=} انجام                         سرآغاز=} سرانجام

    آشکار=} نهان                      پیدا=} پنهان

    شروع=} پایان                       تاریک=} روشن

    صادق=} کاذب                      مبدأ=} مقصد

    حضور واژه های متضاد در ابیات و نوشته های ادبی را آرایه­ی تضاد می گویند.

    رهایی: نجات، خلاص

    از ظلمتِ خود رهایی­ام ده ... : خدایا مرا از تاریکی­هایِ درونم نجات بده و با نورِ خود آشنایم کن.

    کلمات قافیه: آشنایی ام/ رهایی ام(ده: ردیف بیت است).

    حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن موید نظامی گنجوی از استادان بزرگ سخن و از ارکان شعر فارسی است . تولد وی در شهرگنجه سال 530 ه.ق در حوالی آذربایجان بوده ­است. نظامی غیر از دیوانی که عدد ابیات آن را دولتشاه بیست هزار بیت نوشته و اکنون فقط مقداری از آن در دست است پنج مثنوی مشهور بنام پنج گنج دارد که آن را خمسه نظامی می گویند .

    منبع مطلب : farsi2vom.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farsi2vom.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    مهدی 10 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید