در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
    تبلیغات دانشگاه آزاد

    فیلم مرثیه ای برای یک رویا

    1 بازدید

    فیلم مرثیه ای برای یک رویا را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    مرثیه‌ای بر یک رؤیا

    مرثیه‌ای بر یک رؤیا

    مرثیه‌ای بر یک رؤیا (به انگلیسی: Requiem for a Dream) فیلمی در ژانر روانشناسانه و درام محصول سال ۲۰۰۰ میلادی است که توسط شرکت آمریکایی آرتیسان اینترتیمنت انتشار یافت. این فیلم با کارگردانی دارن آرونوفسکی و بازیگری الن برستین، جرد لتو، جنیفر کانلی و مارلون وینز ساخته شده‌است. نویسندگی فیلمنامه آن نیز با همکاری دارن آرنوفسکی و هوبرت سلبی جونیور بر اساس رمانی به همین نام که هوبرت سلبی نگاشته بود، صورت گرفته‌است. این رمان در سال ۱۳۹۹ به صورت مشترک توسط آرش پوردانا و امیررضا احمدی ترجمه شده است و نشر افق بی‌پایان آن را چاپ کرده است. [۱] [۲]

    این فیلم چهار شخصیت اصلی داستان را جداگانه اما در ارتباط با یکدیگر نشان می‌دهد که اعتیاد آنان را در دنیایی از توهم و درماندگی ناگهانی گرفتار می‌کند و نیز چگونگی تغییر وضعیت جسمی و روانی بر اثر سوءمصرف مواد را به تصویر می‌کشد.

    مرثیه‌ای بر یک رؤیا در جشنواره کن ۲۰۰۰ به نمایش درآمد و نظر اکثر منتقدان را به خود جلب کرد. الی برستون برای ایفای نقش در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد. در رتبه‌بندی آی‌ام‌دی‌بی این فیلم در رده 92 از میان ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت.[۳]

    داستان[ویرایش]

    سارا گلد فارب، بیوه زنی معتاد به تلویزیون که در کانی آیلند زندگی می‌کند، از شوهر متوفایش پسری به نام هری دارد. هری که معتاد است اغلب اوقاتش را با ماریون (یک طراح مد ناکام) و بهترین دوستش تایرون (مواد فروش سیاه‌پوست) می‌گذراند. هری و تایرون در پی به جیب زدن پول کلانی از راه فروش مواد مخدر هستند و ماریون هم در حالی که اعتیاد آن‌ها و ناامیدی توأم با آن شدت می‌گیرد، با آن دو همراه می‌شود. سارا نیز به تمام وقت خود را در جلوی تلویزیون می‌گذراند و رؤیای شرکت در مسابقه تلویزیونی محبوبش را در سر می‌پروراند. سارا که باور دارد حضورش در تلویزیون قطعی است، زیر نظر پزشک بدنامی شروع به رژیم گرفتن می‌کند تا لباس قرمز رنگی که در جوانی‌اش می‌پوشید، دوباره اندازه‌اش شود. او به زودی گرفتار قرص‌هایش می‌شود که در واقع مواد مخدر (مخلوطی از کوکایین و هروئین) هستند. اعتیادش او را از دنیای واقعی دور و توهم‌های هراسناکی را جانشین آن می‌کند. هری و تایرون هر چند در آغاز کارشان موفق به جمع‌آوری پول قابل توجهی می‌شوند، اما در نهایت این پول خرج مصرف فزاینده هر سه نفر می‌شود و از دست می‌رود. هری که همراه تایرون درصدد قاچاق مواد از شهری دیگر هستند، با عفونت بازوی هری (بر اثر تزریق با سرنگ آلوده) به دکتر مراجعه می‌کنند و به چنگ پلیس می‌افتند. بازوی هری برای پرهیز از گسترش عفونت قطع می‌شود و ماریون نیز که تنها و بی‌کس شده، به تن‌فروشی روی می‌آورد. سارا هم پس از گذشت مدتی کوتاه دچار فروپاشی عصبی و در آسایشگاه روانی بستری می‌شود.

    روایت[ویرایش]

    داستان از دیدگاه سوم شخص بیان می‌شود و در طول روایت داستان به‌طور کاملاً منطقی بین چهار شخصیت اصلی تقسیم شده‌است.

    بازیگران[ویرایش]

    جوایز[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «مرثیه‌ای بر یک رؤیا». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹.

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نقد فیلم مرثیه ای برای یک رویا (Requiem for a Dream)، پایان دردناک آرزوها | سلام‌سینما

    نقد فیلم مرثیه ای برای یک رویا (Requiem for a Dream)، پایان دردناک آرزوها | سلام‌سینما

    مرثیه ای برای یک رویا فیلمی است که از روی داستانی با همین نام نوشته هوبرت سلبای ساخته شده است.

    داستان چهار شخصیت که هرکدام به تدریج رو به زوال میروند.چهار انسان که برای رسیدن به آرزوهای خود عقل و جسم خود را نابود میکنند.

    سارا گلدفارب پیرزنی عامی است که آرزویش شرکت در برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش است و برای رسیدن به این هدف به کاهش وزن و رژیم رو می آورد.پسرش هری به همراه دوستش تایرون هدفشان به دست آوردن پول کلانی از طریق خرید و فروش مواد مخدر است.ماریون دوست دختر هری نیز طراح لباسی است که آرزویش تاسیس فروشگاهی است برای طراحی مد و لباس.

    اما تنها عاملی که این چهار شخصیت را درکنار هم قرار میدهد اعتیاد به مواد مخدر است.گویی مواد مخدر برای آنها دنیایی بهتر پدید می آورد.دنیایی که در آن دیگر حسرت کمبودهای خود را نمیخورند.

    فیلم سه بخش مجزا دارد.تابستان،پاییز و زمستان.

    شروع فیلم در تابستان است.جایی که رویاها شکل میگیرد.جایی که سارا به برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش دعوت میشود.کار هری و تایرون در خرید و فروش مواد مخدر به خوبی پیش میرود و آنها میتوانند پول خوبی را پس انداز کنند.همچنین رابطه هری با ماریون و سارا در شرایط خوبی به سر میبرد.

    اما بخش دوم فیلم با شروع پاییز است.اینجاست که کم کم مشکلات رخ مینمایند.رژیم غذایی سارا اثرساز نیست.قرص هایی که مصرف میکند به دلیل دارا بودن آرام بخشها و مخدر چون کوکایین و هرویین،به جز اعتیاد و نارسایی ذهنی و تشویشهای روحی تاثیر دیگری ندارند.مواد مخدر دیگر به وفور در دسترس نیست و پس اندازها همگی خرج خرید و فروش و آزادی تایرون از زندان شده است.رابطه بین هری و ماریون و همینطور سارا و هری دچار لغزش و تیرگی میشود.ماریون مجبور به تن فروشی به دکتر روانپزشکش میشود تا پولی برای خرید مواد بدست آورد.

    و در نهایت زمستان که فصل نابودی آرزوهاست.

    سارا دچار فروپاشی عصبی میشود و در تیمارستان بستری میشود.هری به دلیل عفونت دستش به خاطر تزریق مواد مخدر مجبور به قطع دستش میشود.تایرون به کار در اردوگاه کار اجباری تبعید میشود و ماریون به تن فروشی و فاحشگی جمعی رو می آورد.

    این پایانی است که آرونوفسکی برای شخصیت هایش متصور است.

    وی در این فیلم از تکنیکهای ساخت مدرن استفاده کرده است.در عین حال که فیلمی عامه پسند را به نمایش میگذارد اما در مضمون رابطه انسان با آرزوهایش و رابطه انسانها با یکدیگر را از طریق فرم فیلم به خوبی بیان میکند و مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد.استفاده از تدوین موازی برای پردازش شخصیت چهار کاراکتر اصلی و ارزش گذاری و اهمیت هرکدام.استفاده از جلوه های ویژه برای یک اثر درام!صداگذاری خارج از قاب و تصویربرداری اسلوموشن و فست موشن درکنار به کارگیری موتیفهای تصویرسازی خصوصا در نحوه نشان دادن مصرف مواد مخدر مانند بزرگ شدن مردمک چشم یا لوله کردن دلار! همینطور موسیقی فوق العاده کلینت منسل برای نمایش حالت انزوا و فروپاشی کاراکترها که با چهار نت نوشته شده است از نکات منحصر به فرد کارگردانی آرونوفسکی است.

    اما لازم به ذکر است که در زیر لایه های نهان فیلم،مباحثی از جمله تاثیر رسانه و تلویزیون در حکومت امپریالیستی و لیبرالیستی آمریکا نسبت به رسوخ در تفکرات مخاطب وجود دارد.به خصوص قشر ناآگاه جامعه و امثال سارا را تحت تاثیر خود قرار میدهد.امثال سارا انسانهایی هستند منفعل که به راحتی از محیط خود تاثیر می پذیرند و واکنش آن را فقط در درون ذهن خود میبینند.

    در مقاله اگزیستانسیالیسم و حقوق بشر به نوعی جبهه گیری هالیوود علیه این فیلم و فیلمهای از این دست دیده میشود.

    دراین مقاله فبلم را نه تنها شاهکار سینمای مستقل آمریکا نمیدانند بلکه آن را تبلیغاتی و سفارش شده از طرف پلیس آمریکا برای مبارزه با مواد مخدر می دانند.ادعای این که فیلم شخصیت پردازی درستی ندارد و سعی در ریشه یابی مشکلات و استفاده از مواد مخدر نکرده است.همینطور شستشوی ذهنی مخاطبان توسط رسانه ها از جمله تلویزیون را انکار میکند و از این قبیل ایرادهای ناوارد به فیلم که در واقع جهتگیری سوء هالیوود را نسبت به ساخت این گونه فیلم ها نشان میدهد.

    ولی در اصل مرثیه ای برای یک رویا شاهکاری است برای به تصویر کشیدن دردهای یک جامعه آمریکایی و رویاهای آنها.سکانس آخر فیلم بازگو کننده کلیت حرف فیلم است.هر چهار شخصیت فیلم پس از فروپاشی و نابودی به آرامشی دردناک رسیده اند.در خود تنیده و جمع شده اند و رویایی را از نو میسازند.

    تایرون در رویایش خود را کودکی در آغوش مادرش میبیند.هری عشق و احساس ماریون را در کنار خود میبیند و همینطور ماریون که در رویاهایش با هری است.سارا خود،هری و ماریون را خوشحال و سالم در نمایش تلویزیونی مورد علاقه اش میبیند و آنها دوباره شروع به پروراندن رویاهایی در ذهن خود میکنند که قبلا آن را تجربه کرده اند اما درک نکرده اند.و این مرثیه ای است برای یک رویا.

    منبع مطلب : www.salamcinama.ir

    مدیر محترم سایت www.salamcinama.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نقد و بررسی فیلم مرثیه‌ای برای یک رویا (Requiem for a dream) - روایتی بی رحم از مواد مخدر

    نقد و بررسی فیلم مرثیه‌ای برای یک رویا (Requiem for a dream) - روایتی بی رحم از مواد مخدر

    سلام دوستان ویرگولی؛ امیدوارم اوقات خوشی داشته باشید.

    در این مقاله قصد معرفی و بررسی فیلم فوق العاده دارن آرنوفسکی، یعنی «مرثیه ای برای یک رویا» را دارم.

    معرفی فیلم:

    سال ساخت: 2000

    ژانر: درام - تریلر (هیجان انگیز)

    کارگردان: Darren Aronofsky

    بازیگران سرشناس: Jennifer Connelly - Jared Leto

    مدت فیلم: 1:41

    خلاصه داستان: دو پسر جوان به همراه یک دختر، با نوعی هروئین جدید آشنا می‌شوند و تصمیم می‌گیرند با خرده فروشی آن در خیابان ها، پول زیادی به جیب بزنند. در همین حال مادر یکی از آنها که، برای شرکت در یک برنامه تلوزیونی محبوب انتخاب شده، قصد دارد وزن خود را برای رسیدن به ظاهری بهتر کاهش دهد؛ ولی...

    **این مقاله، جزئیات اندکی از داستان فیلم را لو می‌دهد؛ پس با خیال راحت مطالعه کنید**

    بررسی فیلم:

    با اینکه حدود 20 سال از انتشار فیلم «مرثیه ای برای یک رویا میگذرد، هنوز هم یکی از تاثیرگذار ترین فیلم های تاریخ سینما به حساب می‌آید. موضوع اصلی این فیلم، مواد مخدر و عاقبت مصرف آن هست و از بقیه فیلم های هم موضوعش، بهتر، عمیق تر و به دور از کلیشه‌ها به این موضوع پرداخته. در ادامه، به بررسی جزء به جزء فیلم می‌پردازیم.


    فیلمنامه این اثر، با نحوه بیانی خاص و نو به بررسی موضوع مورد نظرش می‌پردازد و به شدت واقع‌گرا نوشته شده؛ به شکلی که برخلاف کلیشه های فیلم های ضد مواد مخدر، تاکید بسیاری بر خوش‌آیند بودن مصرف مواد مخدر دارد و هیچ تلاشی برای کم نشان دادن لذت استفاده از مواد نکرده. اقدامی که کمتر مشابه آن را دیده‌ایم(خصوصا که این فیلم، برای مبارزه با مواد مخدر ساخته شده!). البته این اقدام، به شکل تحسین برانگیزی به رساندن پیام فیلم، کمک می‌کند.

    همچنین نحوه بیان جالب فیلمنامه و تقسیم شدن داستان به سه فصل تابستان، پاییز و زمستان بسیار قابل توجه است. در تابستان همراه کاراکتر ها، از نقطه صفر زندگی شروع می‌کنیم و بالا می‌رویم. دائم پیشرفت می‌کنیم و لذت می‌بریم. اما با شروع پاییز، اندکی از بدبختی ها و پسرفت ها را می‌چشیم و باز به نقطه صفر برمی‌گردیم. اماحالا فقط با سرعت از نقطه صفر عبور می‌کنیم و به فصل زمستان می‌رسیم؛ الان زمان واقعی مواجه شدن با عواقب کارهایی است که کردیم و تا قعر دره زندگی، فرو می‌رویم.

    اگر بخواهیم نمودار صعود و فرود های زندگی در فیلم را رسم کنیم، به چنین شکلی می‌رسیم:

    ما به عنوان بیننده «مرثیه ای برای یک رویا»، فقط ناظر بر داستان نیستیم، بلکه به لطف نویسنده و کارگردان، خودمان فیلم را تجربه می‌کنیم. فیلم به ما اجازه می‌دهد که مانند کاراکترهایش، تا دلمان می‌خواهد از خوشی‌های ظاهری مواد مخدر و فصل تابستان لذت ببریم؛ تا حدی که شاید این موضوع، باعث شود بینندگان از مواد مخدر خوششان بیاید! اما وقتی فصل پاییز و به دنبال آن، زمستان می‌رسند، ورق بر می‌گردد و پیام و هدف اصلی فیلم، نمایان می‌شوند؛ به شکلی که با پایان یافتن فیلم ضربه‌ای کاری به بیننده وارد شده که تا مدت ها فراموشش نمی‌کند.

    دیده بودم برخی افراد از نبود پیش زمینه کافی درباره کاراکتر های اصلی، گلایه می کردند. درست است؛ ما پیش زمینه چندانی از چهار کاراکتر اصلی در اختیار نداریم؛ نیازی هم نیست که داشته باشیم. هدف اصلی فیلم ریشه یابی علل گرایش به مواد مخدر نیست (گرچه گریزی هم به این موضوع می‌زند)، بلکه Requiem for a dream می‌خواهد به ما بگوید: «اگر فکر می‌کنی خیلی بی‌چارگی کشیدی و سختی های زیادی را تحمل کردی و حالا حق داری برای آرام شدن، مواد مخدر استفاده کنی، در اشتباه هستی. حداقل اول من رو ببین و بعد اگه توانستی حتی به مواد مخدر نزدیک شوی، هرچقدر که میخواهی مواد استفاده کن!»

    فیلمنامه، از ریتم خوبی در طول فیلم برخورددار است و هیچگاه، دچار افت نمی‌شود.

    *تنها ایرادی که می‌توانم به فیلمنامه وارد کنم، غیرقابل باور بودن نحوه دعوت سارا به برنامه تلوزیونی و اینکه او چقدر این موضوع را جدی گرفت، هست.

    در مجموع، Requiem for a dream از فیلمنامه خوبی برخورددار بوده که نقطه قوت آن محسوب می‌شود.

    آرنوفسکی یکی از بهترین کارگردانی‌هایش را در این فیلم پیاده کرده و می‌توانم بگویم کارگردانی او در این اثر، شاهکار است. چرا این حرف را می‌زنم؟

    آرنوفسکی در مقام کارگردانی از روش های نوآورانه ای استفاده کرده که حتی تا به امروز، مشابه آن‌ها را در سینما نمی‌بینیم. به عنوان مثال به جای نشان دادن مصرف مواد مخدر به شکلی عادی، چند پلان بسیار کوتاه را از مراحل مصرف مواد، به شکلی خلاقانه و با استفاده از تدوین و صداگذاری فوق العاده، به هم متصل کرده:

    او تلاش بسیاری برای دوری از کلیشه ها، کرده و موفق شده پیام‌هایش را به شکلی خلاقانه به بیننده برساند. چند مثال می‌زنم از اینکه آرنوفسکی برای رساندن پیام‌هایش به شکلی خلاقانه از ایجاد جزئیات بهره برده:

    1- نشان دادن ایجاد بی‌تفاوتی در افراد، بر اثر مصرف مواد مخدر:

    2- کارگردان با خلق درست جزئیات، از همان ابتدای فیلم به ما درباره زمستان سخت برای همه کاراکتر ها، هشدار می‌دهد:

    3- آرنوفسکی با استفاده از عناصر مختلفی (مانند تدوین موازی)، درتلاش بوده تا نشان دهد زندگی تمام کاراکتر ها، به هم شبیه است و داستان هر چهار کاراکتر را به شکلی موازی و قابل مقایسه با بقیه کاراکتر ها پیش می‌برد. او می‌‌خواهد به ما بگوید که در حال تماشای یک داستان واحد - اما با رنگ و لعاب هایی متفاوت - هستیم و فرقی ندارد پیر باشیم یا جوان، در هر صورت خطر اعتیاد ما را تهدید می‌کند:

    نمونه ای دیگر از جزئیات هنرمندانه در صحنه‌های فیلم:

    هنگامی که ماریون از خانه روان‌شناس خود و همراه با پول، نزد هری بر می‌گردد؛ آن دو به هیچ وجه به چشم یکدیگر نگاه نمی‌کنند و حرفی هم نمی‌زنند (چون از هم خجالت می‌کشند و می‌دانند چه افتضاحی به بار آوردند)؛ اما در همین لحظات، صدای موسیقی متن فوق العاده را می‌شنویم که تمام حرف های ناگفته را می‌زند:

    در بسیاری از کامنت ها دیدم، افرادی که تجربه مصرف مواد داشتند، تایید کرده بودند جزئیات فیلم کاملا به تجربه واقعی مصرف مواد مخدر، شبیه است. این امر نشان می‌دهد کارگردان و نویسنده تحقیق کاملی بر روی حالات روانی، توهم ها، از دست دادن حوصله و... در معتادان، داشته اند. مانند: صحنه های توهم، افزایش سوخت و ساز بدن، حرکات غیر ارادی ماهیچه های دهان و...

    مثالی دیگر درباره این موضوع می‌زنم: در اوایل فیلم می‌بینیم که ماریون با حالتی خسته و خمیده، جلوی آیینه ایستاده و به خودش نگاه می‌کند. گویا از خود متنفر است و اعتماد به نفس پایینی دارد. سپس صحنه مشهور مصرف مواد مخدر از جلوی چشممان عبور می‌کند و می‌بینیم که او حالا با سینه ای سپر و اعتماد به نفسی فراوان، از دیدن خودش در آیینه، لذت می‌برد. باز هم آرنوفسکی بدون کلمه ای صحبت، تاثیر کمبود اعتماد به نفس را در گرایش به مواد مخدر در بین جوانان را به ما نشان داد. (متاسفانه نمی‌توانم تصویر این قسمت را قرار دهم. پس لطفا خودتان به دقیقه 20 فیلم مراجعه کنید).

    از آنجایی که نمی‌خواهم داستان فیلم را لو بدهم، سکانس آخر (یک ربع آخر) را بررسی نمی‌کنم و بررسی‌اش را به خودتان می‌سپارم؛ فقط در همین حد می‌گویم که بدون شک، این سکانس، یکی از بهترین سکانس هایی است که دیدم و از بهترین پایان بندی های تاریخ محسوب می‌شود. آرنوفسکی به شکلی بی‌رحمانه فیلم را تمام می‌کند تا ضربه نهایی به ما وارد شود و هیچگاه فراموشش نکنیم؛ زیرا Requiem for a dream فیلمی بی‌رحم و بی‌ملاحظه است که از هیچ کاری برای رساندن پیامش به بینندگان، دریغ نمی‌کند.

    البته دو ایراد جزئی در کارگردانی می‌بینم که عبارتند از:

    «مرثیه ای برای یک رویا» در عوامل فنی، بسیار قوی ظاهر شده که همین امر باعث می‌شود دوستانی که حتی آشنایی جزئی با انواع قاب بندی، نماها، تدوین و... داشته باشند، لذت بیشتری از فیلم ببرند.

    در انتها باید بگویم که اجرای میزانسن، تدوین، صداگذاری و فیلمبرداری در سطحی فوق العاده بالا و بی نقص انجام شده اند.

    مرثیه ای برای یک رویا، در بخش بازیگری هم حرف های بسیاری برای گفتن دارد. گرچه در یک سوم ابتدایی فیلم، بازی خاصی را از بازیگر ها مشاهده نمی‌کنیم، اما هرچه می‌گذرد بازی ها پخته‌تر می‌شوند تا جایی که در نهایت به بازی فوق العاده و به یادماندنی جنیفر کانلی (در نقش ماریون)، اِلِن برستین (در نقش سارا) و جرلد لتو (در نقش هری) می‌رسیم. بازیگری این سه نفر به حدی خوب است که نمی‌توانید به این راحتی ها فراموششان کنید.

    بقیه بازیگران هم عملکرد نسبتا خوبی داشتند اما گاهی اوقات کمی در ذوق می‌زدند، مانند دوست های پیرزن سارا.

    موسیقی متن مرثیه ای برای یک رویا، یکی از بهترین موسیقی متن های تاریخ سینما است. این موسیقی به فیلم روح بخشیده و به شکلی خارق العاده بر فیلم نشسته. مثلا در سکانس آخر:

    کلمات من نمی‌توانند موسیقی متن فیلم را توصیف کنند و دیگر توضیحی نمی‌دهم. پیشنهاد می‌کنم قطعه «Lux aeterna» را حتما دانلود کرده و گوش کنید؛ حرف ندارد.

    «مرثیه ای برای یک رویا» فیلمی است به دور از کلیشه های رایج که با سبک بیانی خاص و کارگردانی فوق العاده، داستانی بی‌رحمانه را درباره مواد مخدر بیان می‌کند. فیلم در بخش مسائل فنی، در کلاس بالایی قرار دارد و از بازیگری بسیار خوبی هم برخورددار می‌باشد.

    آرنوفسکی و بقیه سازندگان، آنقدر هنرمندانه پیام خود را منتقل می‌کنند که بعید است فردی پس از دیدن این فیلم، حتی به فکر امتحان کردن مواد مخدر بی‌افتد.


    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

    در نهایت با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف فیلم، به «مرثیه ای برای یک رویا» نمره 9/5 از 10 را اختصاص می‌دهم و بین 20 فیلم مورد علاقه من قرار دارد.

    پس حتما پیشنهاد می‌کنم فیلم را ببینید و تجربه دیدنش را از دست ندهید.

    ببخشید که خیلی طولانی شد، اما هنوز هم کلی مطلب ناگفته درباره فیلم باقی مانده. در هر صورت Requiem for a dream فیلمی نیست که بتوان به شکلی سطحی از آن عبور کرد.

    ممنون بابت وقتی که گذاشتید؛ امیدوارم که این مقاله برای شما مفید واقع شده باشد.


    *نظرات و بازخوردهای شما عزیزان می‌تواند کمک بزرگی باشند برای آنکه بهتر بنویسم. پس لطفا اگر ایرادی یا نکته مثبتی در این نقد و بررسی می‌بینید، خیلی خوشحال می‌شوم که آن را به بنده گوشزد کنید. منتظر نظرات شما عزیزان هستم...

    -پیروز باشید-


    نقدهایی دیگر به قلم بنده:



    منبع مطلب : virgool.io

    مدیر محترم سایت virgool.io لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید