توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فرمان خدا به ادم و حوا در باغ بهشتی چه بود

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    3525بازدید

    فرمان خدا به ادم و حوا در باغ بهشتی چه بود را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    آدم در اسلام

    آدم در اسلام

    آدَم بر طبق اعتقاد ادیان ابراهیمی منشأ تمام انسانها است. ابتدا در بهشت می‌زیست. همسر آدم، حوا بود. چون آدم و حوا، توسط شیطان فریفته شدند و از درخت ممنوعه، میوه‌ای را خوردند، از بهشت اخراج شدند. این اولین انتقام شیطان از انسان بود که باعث اخراج آدم از پادشاهی بهشت و تنزل او به مقام بشری، شد. پس از اخراج آدم از بهشت، اولین توبه انسان از گناه در پیشگاه خدا صورت گرفت که در نهایت این توبه‌ها توسط خدا پذیرفته گردید. در اسلام، نه تنها آدم را نخستین انسان بلکه نخستین پیامبر نیز می‌دانند.

    همچنین آدم را آدم التراب می‌نامند و کنیه‌اش ابوالبشر است و وصفش صفی‌الله که در ضمن در سوره‌های بقره، اعراف، حجر، طه، ص، بنی اسرائیل و کهف از او سخن به میان آمده که با روایت «سفر پیدایش» در عهد عتیق (تورات) اختلاف‌هایی دارد.

    او از دیدگاه شیعه صاحب فرزندان زیادی بود، ولی نام تعدادی از آن‌ها که در روایات موجود بوده‌است: قابیل - هابیل - اقلیما - لوذا - شیث - یافث

    قبل از خلقت آدم[ویرایش]

    آن‌چه که در احادیث و دست‌نوشته‌های اسلامی موجود است، قبل از خلقت آدم ابوالبشر، ساکنان زمین را موجوداتی به نام نسناس و جنیان تشکیل می‌دادند. با توجه به روایات، آن‌ها هفت هزار سال در زمین زندگی می‌کردند و پس از آنکه فسق و فجور در آن‌ها زیاد شد، خداوند پرده حجاب را از دنیا برداشت و به ملائکه فرمود: «که ای فرشتگان و ای ساکنان آسمان، نظر کنید بر زمین و اهل آن را از جن و نسناس ببینید.» و زمانی که ملائکه به رفتارها و روش زندگی آن‌ها نگاه کردند بسیار متأسف و غضبناک شدند.[۱]

    خداوند در جواب ملائکه فرمود: من خلیفه‌ای در زمین قرار می‌دهم که حجت من باشد.

    فرشتگان به خداوند گفتند: خداوندا، آیا خلیفه‌ای را از جنس مفسدان و خون‌ریزان برمی‌گزینی؟[۲] آن حجت را از بین ما قرار بده.[۳]

    و خداوند در جواب گفت: من می‌دانم چیزی را که شما نمی‌دانید، به‌درستی‌که من اراده نموده‌ام که خلق نمایم خلقی را بید قدرت خود و قرار دهم در ذریهٔ او انبیاء و مرسلین و بندگان صالحین و ائمه مهدیین را و آن‌ها را خلفا خود گردانم. در میان خلق تا رهنمایی کنند آن را به طاعت و عبادت من و بازدارند آن را از معاصی و نسنان را از میان بردارم و جنیان را در هوا در بیابان‌های قفر ساکن گردانم و بین آن‌ها و نسل بنی آدم حجاب قرار دهم.

    ملائکه گفتند: خداوندا تو از هر عیب و نقص مبرائی و چرا در کار تو روا نیست و ما نمی‌دانیم مگر آنچه تو بما تعلیم فرمائی.

    در نوشته‌ها آمده‌است که به دلیل این چون و چرا، فرشتگان به پانصد سال دوری از عرش گرفتار شدند، پس به نزد خداوند آمدند و به توبه و انابه پرداختند. خداوند بیت المعمور را در آسمان ایجاد نمود و به فرشتگان فرمود: «بروید به بیت المعمور طواف کنید و اظهار ندامت نمائید تا توبهٔ شما قبول شود.» و در احادیث آمده‌است که هر روز هفتاد هزار فرشته به بیت المعمور برای طواف می‌رفتند و دیگران در صف باقی می‌ماندند و در روز بعد مجدداً هفتاد هزار فرشته دیگر برای طواف می‌رفتند.[۴]

    و خداوند در نهایت به ملائکه فرمود: به‌درستی‌که من بشری را خلق‌کننده‌ام از گل خشک‌شده و از گل سیاه متغیر متعفن.[۵]

    خلقت آدم[ویرایش]

    آنچه در نوشته‌های اسلامی و قرآن موجود است، خداوند گل آدم را در برابر عرش خود قرار داد، پس به ملائکه جهات (که مراد شمالجنوبصبادبور باشند) فرمان داد تا بادهای مختلف را بر آن سلالهٔ طین بوزند و در آن طبایع اربع را که عبارت از صفراء، سوداء، بلغم و دم باشد جاری سازند.

    در نهایت خداوند انسان را خلق نمود و چهل سال بهمان حال بدن او را بدون روح به حال خود گذاشت و شیطان به دفعات به نزد پیکر آدم می‌آمد و از خود می‌پرسید: «این پیکر برای چه خلق شده‌است؟[۸] اگر خداوند به من فرمان سجده کردن در برابر این موجود را بدهد، من در برابر آدم سجده نخواهم کرد.[۹]

    وقتی مدت ۴۰ سال تمام شد روح در پیکر آدم دمیده شد و آن زمان که روح به زانو یا کمر آدم رسید او توانست حرکت کند و خواست برخیزد ولی نتوانست و این خود اشاره‌ای به آیه «خلق الانسان من عجل» دارد. در نوشته آمده‌است که روح از پای انسان وارد بدن او شد و در نهایت زمانی که روح به بینی آدم رسید، او عطسه کرد و برخاست و نشست و گفت: «الحمد لله»

    و خداوند در جواب آدم فرمود: «یر حمک الله ربک یا آدم.»

    پ. ن۱: به گفته یکی از دانشمندان قدیم یونانی جسم انسان از چهار عنصر طبیعت (آب، خاک، هوا، آتش) ایجاد شده‌است؛ ولی علم اثبات کرده‌است که در انسان بیش از هفتاد عنصر وجود دارد و جسم انسان از بخش‌ها و ذرات مختلفی بوجود آمده و فقط منحصر به این چهار عنصر نمی‌باشد.[۱۰]

    پس از خلقت آدم[ویرایش]

    خداوند پس از خلقت آدم برای آنکه به فرشتگان خویش برتری آدم را اثبات نمایند آنکه مقام خلافت بالاتر از آن است که آن‌ها توانایی کسب آن‌ها را داشته باشند، به آدم علم اسماء[۱۱] را یعنی اسم‌های کوهها، دریاها، بیابانها، نباتات، حیوانات و چیزهای دیگر را آموخت.[۱۲]

    سپس خداوند ملائکه را به گرد هم آورد و برتری آدم را به آن‌ها اثبات نمود. فرشتگان نیز با مشاهده این امر اعلام عجز و ناتوانی نسبت به آدم کردند. طبق قولی که خداوند از فرشتگان گرفته بود مبنی بر اینکه پس از دمیده شدن روح در آدم باید بر او سجده کنند، به دستور خداوند فرشتگان بر آدم سجده کردند.

    همین مسئله مقام و منزلت آدم را نشان می‌داد، زیرا سجده به غیر از خدا بر دیگر موجودات روا نیست. به همین دلیل در نوشته‌های مکتوب و احادیث آمده‌است که سجده به آدم به ماننده سجده بر خدا بوده‌است زیرا روح خالق هستی فقط در جسم آدم(انسان) قرار دارد و به احترام آنان آدم مورد احترام قرار گرفت:[۱۳]

    تمام ملائکه به آدم سجده کردند جز ابلیس که امام رضا گفته‌اند که نام اصلی وی حارث و نامی که با آن شهرت داشته عزازیل بود و به دلیل تکبر و حسادت از سجده امتناع ورزید. شیطان به خداوند گفت: پروردگارا مرا از سجده بر آدم معاف دار، تا من به نحوی عبادت انجام و بطوری اطاعت کنم از تو که هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی چنان عبادت نکرده و نکند.

    خداوند پاسخ داد: ما را به عبادت تو نیاز نیست و عبادت آن است که من می‌خواهم و من می‌گویم، نه آنچه تو می‌خواهی.

    خداوند به شیطان فرمود: «چه چیز مانع شد تو را از سجده کردن به انسان.» و شیطان جواب داد: «انسان فانی انقدر بلند مرتبه و خطاناپذیر نیست که خالق حمایتش میکند ...پس من اورا از راه بدر میکنم تا به خالق اثبات شود که در مورد انسان اشتباه کرده ...ونیز میگفت از آدم برترم، مرا از آتش و آدم را از گل آفریدی.»[۱۴]

    خداوند در جواب ابلیس فرمود: هبوط کن از منزلتی که داری و خارج شو از صف ملائکه که اینجا مقام و مکان خاشعان و مطیعان است نه جای سر کشان و متمردان، بیرون رو که تو از صاغران و پست فطرتان هستی[۱۵]

    پس شیطان از خداوند مهلت خواست تا روز معلوم تا فرزندان آدم را گمراه سازد، شیطان از خداوند در خواست‌هایی را داشت که خداوند نیز ان‌ها را برآورده کرد و دلیل آن این بود که شیطان در آسمان دو رکعت نماز خوانده بود که هر کدام چهار هزار سال طول کشیده بود. در خواست‌های شیطان از این قرار بودند:

    سپس خداوند شیطان را پست و حقیر از درگاه خود بیرون کرد.[۱۶]

    خلقت حوا برای آدم[ویرایش]

    خداوند سپس، حوا را خلق نمود. بدین شکل که خداوند آدم را در خواب کرد سپس حوا را آفرید و به حوا امر کرد که آدم را تکان دهد تا وی بیدار شود. آدم از جایش بلند شد و موجودی زیبا و نیکو رو را در برابرش دید، پس پرسید: «کیستی تو؟». و حوا جواب داد: مخلوقی هستم که خدا مرا آفریده، چنانچه می‌بینی.

    در این موقع آدم عرض کرد: خداوندا کیست این موجود زیبا که من هم صحبتی و نزدیکی با وی را دوست دارم و مایلم به وی نگاه کنم.

    خداوند فرمود: این آمه و کنیز من است، آیا می‌خواهی که همیشه با تو و انیس و هم سخن تو باشد؟

    آدم عرض کرد: خداوندا، آری مایلم.

    پس قرار شد که حوا به شرط آنکه آدم همه علوم کائنات و دینی را به وی بیاموزد، همسر وی گردد، سپس آدم به حوا گفت: «نزد من آی…» و حوا جواب داد: «نه، تو نزد من آی!» و بعد خداوند به آدم فرمود که تو باید به نزد حوا روی.

    و این چنین آدم و حوا به عقد هم درآمدند و خداوند آن‌ها را وارد بهشت کرد و به آن‌ها اجازه خوردن و آشامیدن از همه نعمات بهشتی را داد جز یک درخت که فرمود: «به این درخت نزدیک نگردید وگرنه از ظالمان هستید.»[۱۷]

    شیطان وارد بهشت شد و آدم و حوا را فریب داد، به آن‌ها گفت: خداوند نهی نفرموده شما را از کل ثمره این درخت، مگر برای آنکه خیر شما را نخواسته زیرا اگر از ثمره این درخت بخورید، دو فرشته می‌شوید یا علم غیب پیدا می‌کنید یا قدرتی پیدا می‌کنید بیش از عزیزان خدا، یا کارتان به جایی می‌رسد که همیشه در بهشت خواهید ماند و در زمره خالدین باشید، و هیچ‌گاه مرگ به سراغتان نمی‌آید.[۱۸] و قسم خورد که من ناصح و خیر خواه شما هستم.[۱۹]

    پس شیطان موجب لغزش آن‌ها از بهشت شد. پس از آن بود که هر دو مورد توبیخ خداوند قرار گرفتند. آنجا که می‌فرماید: " و ناداهما ربّهما الم أنهکما عن تلکما الشجرة و اقل لکما انّ الشیطان عدو مبین " و پروردگارشان آن دو را ندا داد که: آیا شما را از آن درخت نهی نکردم و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است ؟! " و تبعا مجازات هر دوی آن‌ها با بیرون رانده شدن از بهشت مساوی بود.[۲۰]

    حوا و آدم آنقدر از آن درختان خوردند که جامه بهشتی از تنشان خارج شد و مکشوف العوره شدند. از برگ‌های درختان بهشتی چیدند و با آن‌ها خود را پوشاندند.[۲۰]

    خداوند به آدم و حوا گفت: آیا من شما را از نزدیکی به این درخت منع نکردم؟ آیا نگفتم که شیطان از برای بنی نوع انسان دشمنی ظاهری و قوی است، چرا به گفتار او مغرور شدید؟[۲۱]

    آدم و حوا به جرم خود اعتراف کردند و از خداوند طلب بخشش کردند.[۲۲] ولی خداوند قبول نکرد و به فرشتگان گفت که آن‌ها را از درگاه خود بیرون کنند و آدم به خداوند گفت: خداوندا توبه مرا بپذیر و از گناهم حذر کن.

    و خداوند فرمود: برو به سوی زمین تا توبهٔ تو را قبول کنم.

    هنگامی که آدم قصد خارج شدن از بهشت را داشت، گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم.» و جبرئیل گفت: ای آدم، کلام بزرگی بر زبان آوردی، صبر کن، شاید حی سبحان ببرکت آن از تقصیراتت بگذرد.

    خطاب شد: ای جبرئیل بگذار به زمین برود و نسل او زیاد شود، من به برکت بسم الله، فوج فوج گنه کار بیامرزم و از برای بسم الله خواص و نتائج و فوائد بسیار است، هر کس بخواهد اطلاع بر آن‌پیدا نماید بر او است که مراجعه به کتب اخبار نماید.[۲۳]

    آغاز حیات آدم در زمین[ویرایش]

    آدم به محض آنکه چشمانش را در زمین باز کرد به اطرافش نگاه کرد و شیطان را دید که قبل از او آنجا آمده، آدم رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا توانائی و طاقت زندگی و بسر بردن با او نیست، حال او را هم به زمین آورده‌ای؟ من با وسوسه او چه کنم؟

    و خداوند فرمود: ای آدم جزاء هر گناه را همان یک معصیت می‌نویسم و پاداش هر عمل نیکو را از ده تا هفتصد برابر.

    خداوند آدم و حوا را از یکدیگر جدا کرد و آدم را به کوه صفا و حوا را در مروه قرار داد. آدم چهل شبانه روز به سجده و گریه برای خداوند پرداخت، سجده‌اش برای توبه و گریه‌اش برای خطا و دوری از حوا بود. پس از آنکه جبرئیل بر آدم نازل شد به وی توبه کردن را آموخت و بعد از قبول توبه، مدت دوری آدم و حوا نیز به پایان رسید.[۲۴]

    سپس وقتی آن‌ها به یکدیگر رسیدند و با یکدیگر هم بستر شدند، حوا پس از مدتی سنگین و شکمش بزرگ شد. آن هنگام آدم و حوا خدای خود را خواندند و در دعا و مناجات عرض کردند خدایا اگر فرزند سالمی به ما دهی هر دم از شاکران تو هستیم.[۲۵]

    در هر مرحله حوا یک دو قول می‌زایید، در مرتبه اول نام آن‌ها را قابیل (یا قابین) و خواهرش را اقلیما گذاشت و در شکم بعدی هابیل و خواهرش لوذا را زایید. قابیل و هابیل برای آنکه به مقام پیامبری دست یابند و اسماء اعظم را بیاموزند به رقابت پرداختند، و در نهایت قابیل برادر خود، هابیل را به وسوسه شیطان کشت، زیرا او توانست در مراسم قربانی کردند سر بلند بیرون آید.[۲۶]

    شیطان به او گفت: قربانی برادرت قبول شد، اما قربانی تو قبول نگردید، اگر هابیل را زنده بگذاری نسل او بر فرزندان تو فخریه می‌کنند که قربانی پدر ما مقبول و قربانی پدر شما مقبول نگردید.[۲۷]

    پس قابیل به قصد کشتن برادر خود به سمت هابیل رفت ولی چون نمی‌دانست وی را چطور بکشد، شیطان به او آموخت: سر برادر را بین دو سنگ بگذارد تا او بمیرد و قابیل چون اجرا نمود، سر برادر شکست و او مرد.[۲۸] در آن زمان حیوانات و درندگان به سمت جسد هابیل آمدند و قابیل برای آنکه از تکه‌تکه شدند او جلوگیری کند برادر را به کول گرفت و ساعت‌ها در جنگل به حرکت پرداخت تا آنکه خسته شد و نشست و بی‌خبر از آنکه باید با این جسد چه کند.

    پس خداوند دو کلاغ را به نزدیکی قابیل فرستاد تا آن‌ها با یکدیگر بجنگند، کلاغی که پیروز شده بود گودالی را با منقارش بکند و کلاغ مرده را در آن مدفون کرد. پس قابیل که این صحنه را دید به تبعیت از کلاغ گودالی کند و هابیل را در آن خاک کرد.[۲۹]

    قابیل پس از اینکار به خانه برگشت و آدم جویای فرزند دیگرش شد و قابیل به او گفت که از او خبر ندارد، پس آدم با خبر شد از آن اتفاقی که نباید می‌افتاد. آدم چهل شبانه روز برای فرزندش گریه کرد. پس از آن به آدم وحی شد که به او فرزندی داده می‌شود تا قائم مقام هابیل باشد و طولی نکشید که فرزندی پاک و منزه زایید، وحی شد بر آدم که نام او را هبه الله بگذار زیرا هبه و عطیه من است.

    قابیل که دید آتش نشانه مقبول شدن قربانی‌هایشان در رقابت بوده‌است، پس بعد از آنکه دید هیچ چیزی به نفع او نگردید، اولین آتشکده را ایجاد نمود و در روایت آمده‌است که خداوند او را تا روز قیامت در برابر آفتاب معلق ساخت.

    پس از آنکه خداوند شیث هبه الله را به آدم داد، فرزند دیگری به آدم داد که نام او یافث گذاشته شد. زمانی که آن‌ها بزرگ شدند خداوند دو حوری در فاصله یک روز برای آنان فرستاد. حوری اول که همسر شیث گردید نزله نام داشت و دیگری که به عقد یافث درآمد منزله بود. آدم آن‌ها را به عقد یکدیگر درآورد.

    شیث از همسرش یک پسر و یافث از همسرش صاحب یک دختر گردید؛ و خداوند دستور داد به آدم زمانی که آن‌ها بالغ شدند آن‌ها را به عقد یکدیگر درآورد.[۳۰] پس این‌چنین بود که نسل آدم بر روی زمین گسترده گردید.

    آدم ابوالبشر عمر طولانی داشت که همه آن را به عبادت و زراعت پرداخت و صاحب فرزندان بسیاری گردید. عمر آدم را بر اساس روایات ۹۳۰ سال می‌دانند. آدم در مکه در گذشت و در همان‌جا دفن گردید، بعدها پیکر او را به نجف بردند و حالا در نزدیکی علی بن ابیطالب آرمیده‌است.[۳۱]

    پانویس[ویرایش]

    عبارت پانویس ۲ از قرآن نیست

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تأثیر لقمه‌ حلال و حرام در زندگی

    به گزارش ایکنا، برنامه هفتگی درس‌هایی از قرآن با سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی پنجشنبه، بیست‌ودوم آبان‌ماه ۹۹، با موضوع «نقش لقمه‌ حلال و حرام در زندگی» از شبکه اول سیما پخش شد. در ادامه مشروح برنامه این هفته درس‌هایی از قرآن را می‌خوانید؛

    «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم»

    «الحمدلله رب العالمین بعدد ما أحاط به علمه، الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

    درس‌هایی از قرآن یک برنامه‌ چهل ساله‌ای است که خدا لطف کرد حتی یک شب جمعه از طرف ما تعطیل نشد. لطف خدا بود و ده سالی که از تلویزیون ما گذشت بعضی از دوستان فرهنگی به فکر افتادند که این بحث‌های درس‌هایی از قرآن را یک سؤال‌هایی دربیاورند و یک مسابقه برای نسل نو بگذارند.

    این فکر 29 سال گذشت یعنی چهل سال تلویزیون است و بعد از ده سال به این فکر افتادیم. هر سال بیش از دو میلیون ورقه توزیع می‌شود و بیش از یک میلیون رسماً شرکت می‌کنند و از درس‌هایی از قرآن چند سؤال طراحی می‌شود و این کار در زمانی که الآن کرونا هست از طریق فضای مجازی بررسی می‌شود. اول از خدا تشکر می‌کنیم و از شهدایی که این امکانات را در اختیار ما گذاشتند و از صدا و سیما و آموزش و پرورش که در برنامه شاد برای این بحث یک کانال خاصی باز کرده است. این اثرش نه نسبت به درس‌های بنده باشد، هر کس با هر سخنرانی سر کلاس، در دانشگاه، آموزش و پرورش، خطبه‌های نماز جمعه، هرجا می‌نشینیم به قصد این گوش بدهیم که یاد بگیریم.

    گوش‌دادن به قصد یادگیری

    چون اگر به قصد یاد گرفتن نباشد آدم گوش می‌دهد و بعد هم فراموش می‌کند. شما اگر یک عمری بروی دکان نانوایی، نانوایی را یاد نمی‌گیری اما اگر دو سه ساعت، چند ساعت بروی به قصد اینکه یاد بگیری، یاد می‌گیری. پای هر حرفی می‌نشینیم عنایت داشته باشیم این چه می‌گوید. دل بدهیم نه فقط گوش بدهیم. حالا این کار در برنامه ما شده و خدا را شکر می‌کنیم. از دست‌اندرکاران تشکر می‌کنیم بخشی از فرهنگیان این کار را پیگیری می‌کنند و هر هفته به ده نفر جایزه داده می‌شود، جایزه‌هایش چیزی نیست. جایزه‌ علم آن مطلبی است که آدم یاد می‌گیرد. شما وقتی دل دادی و چیزی یاد گرفتی جایزه‌ات همان است که یاد گرفتی، منتهی افرادی هستند گاهی کمک‌هایی می‌کنند و این به‌صورت یک تشکیلات خوبی درآمده است. خدا را شکر و از همه دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم. این مقدمه بود به مناسبت آغاز بیست و نهمین سال مسابقه. سراغ بحث اصلی برویم.

    اما بحث این هفته چیست؟ در مورد چیزی است که دنیا خواب است و اسلام بیدار. دنیا خواب است؟ بله، همه کشورها؟ بله، دانشگاه‌ها، آن‌ها هم توجه به این مسئله‌ای که می‌گویم ندارند. در تعلیم و تربیت مسائل خانواده مطرح هست. مسئله روانشناسی مطرح است. روانشناسی کودک مطرح است. تشویق، تنبیه، فیلم، هنر، در تعلیم و تربیت پای همه جا و همه چیز در کار است و یکجا که جایش خالی است این است. اینکه لقمه حلال و لقمه حرام در تعلیم و تربیت اثر دارد. این را من از بعضی از افرادی که دو تا دکترا داشتن در تخصص تعلیم و تربیت، پرسیدم که آیا دنیا در تعلیم و تربیت به فکر لقمه هست؟ گفت: لقمه حلال و لقمه حرام در کتاب‌های دنیا نیست، ولی اسلام خیلی عنایت دارد.

    خروج آدم و حوّا از باغ بهشتی

    خداوند حضرت آدم و حوا را خلق کرد، در یک باغ بسیار خوبی، گفت: اینجا خوش باشید. هرچه هم خواستید بخورید، «وَ کُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شئْتُما» (بقره/35) هرچه می‌خواهید بخورید. فرمود: این یکی را نخورید. «وَ لا تَقْرَبا هذهِ الشَّجَرَةَ» پس ببینید سر لقمه شد. همه چیز بخورید و این یکی را نخورید. آدم و حوا هم وسوسه شدند از طرف شیطان همان که خدا گفت نخورید، خوردند. پس این لقمه که در شکمشان رفت، خداوند فرمود: از این منظره و باغ بیرون بروید، دیگر جای شما اینجا نیست. آدم و حوا را بیرون کردند، ما هم نسلش هستیم بیرون کردند. همه به درد سر افتادیم سر یک لقمه که نباید بخورد، خورد. تازه تکلیف نبود. آن باغ جای تکلیف نبود، تکلیف جایش دنیاست. توصیه بود. مثل اینکه آدم می‌گوید آقا سرما نخوری. یک توصیه‌ای خدا به آدم و حوا کرد، این توصیه را گوش ندادند، خودش و نسلش را بیرون انداختند. ما همه گرفتاری‌هایمان برای این است که پدر ما این لقمه را خورد. این لقمه حرام که نبوده، تکلیف نبوده، توصیه بوده است. به قول طلبه‌ها می‌گویند: امر مولوی نبوده امر ارشادی بوده است. امر مولوی مثل اینکه می‌گویند: بکن و نکن و سفت می‌گویند. ارشادی مثل اینکه آدم به بچه‌اش می‌گوید: لباس بپوش سرما نخوری.

    رزق بندگان از سوی خدا

    کم‌فروش‌ها، اختلاس‌گرها و دزدها چشم‌هایشان را باز کنند. یک لقمه نان می‌خواهند بخورند، خدا به سگ‌های ولگرد روزی می‌دهد. نهنگ در دریا و اقیانوس زندگی می‌کند، از این ماهی‌ها هرچه می‌خواهد می‌خورد. جرمش لای دندان نهنگ می‌رود. نهنگ مسواک می‌خواهد. روی اقیانوس می‌آید و دهانش را باز می‌کند. پرنده‌ای است کوچولو دو شاخک دارد مثل کلنگ دو سر است، این پرنده در فضا گرسنه می‌شود. می‌آید روی آب می‌بیند این دهانش باز است، می‌رود در دهان نهنگ می‌نشیند. نهنگ می‌خواهد این را ببلعد نمی‌تواند. چون این شاخک‌ها به دهانش فرو می‌رود. دهانش را همینطور باز می‌گذارد. این پرنده آشغال‌های لای دندان نهنگ را می‌خورد. شکمش سیر می‌شود و بالا می‌پرد. نهنگ هم دندان‌هایش مسواک می‌شود و در اقیانوس می‌شود. یعنی چه؟ یعنی خداوند رزق پرنده در هوا را لای دندان نهنگ در اقیانوس قرار داده است. خدایی که اینطور رزاق است، «وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فِی کِتابٍ مُبینٍ» (هود/6) همه را «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ‏ مَعِیشَتَهُمْ» (زخرف/32) در مورد لقمه می‌خواهم صحبت کنم. تازه حالا این أکل بود، قرآن چند جا می‌گوید: «أَکَّالُونَ‏ لِلسُّحْت‏» (مائده/42) آیه‌ قرآن است. یعنی دائماً لقمه حرام می‌خورد. حضرت آدم یکبار خورد، می‌گوید: «ذاق» یعنی شکمش هم سیر نشد. ذائقه یعنی چشید. حضرت آدم یکبار خورد، 1- چشید، 2- تکلیف هم نبود 3- ما دائماً بعضی‌هایمان خلاف می‌کنیم، أکال، مثل بقال و خراز، أکال از أکل است، أکل یعنی دائماً می‌خورد. «أَکَّالُونَ‏ لِلسُّحْت‏» دقت کردید چه گفتم؟ یکبار بود، چشیدن بود نه پرخوری، توصیه بود نه تکلیف، این روزگارش شد. «أَکَّالُونَ‏ لِلسُّحْت»

    حالا وارد بحث شویم. در قرآن خیلی گفته «کلوا» از چه چیزهایی بخورید؟ «لا تأکلوا» از چه چیزهایی نخورید؟ مسئله تغذیه مورد مهمی است. غذاهای خطرناک را تکرار کرده است. مثلاً در مورد خمر و میسر، شراب و قمار، در مورد ربا تکرار کرده است. در مورد سرقت تکرار کرده است. لقمه حرام پیروی از گام‌های شیطان است. «کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً» غذای حلال و طیب بخورید، بعد می‌گوید: «وَ لا تَتَّبعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» گام‌های شیطان، در راه شیطان قرار نگیرید. یعنی اگر کسی لقمه حرام خورد در راه شیطان قرار می‌گیرد.

    امیرالمؤمنین می‌فرماید: «لَا تُدْخِلُوا بُطُونَکُمْ‏ لُعَقَ‏ الْحَرَام‏» نهج‌البلاغه خطبه 151، لُعق را معنی کردند جمع لقعه یعنی چند قاشق، یعنی یک مقدار کم. یعنی از مقدار کم هم پرهیز کنید. شما وقتی یک سوزن به یک گوشه توپ فوتبال بزنی بازی لغو می‌شود. نمی‌گوید: آقا حالا ما یک سوزن به یک گوشه زدیم، یک سوزن به یک گوشه زدی ولی بازی لغو شد. گاهی وقت‌ها یک لقمه خراب می‌کند.

    رابطه غذا با اخلاق و رفتار انسان

    قرآن یک آیه دارد می‌گوید: «وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلَّا نَکِداً» (اعراف/58) زمین خبیث تیغ بیرون می‌دهد. زمین خوب میوه‌های خوب بیرون می‌دهد. می‌خواهد چه بگوید؟ یعنی وقتی از درون خراب شد، اعمال هم از بیرون اثر دارد.

    آثار لقمه حرام، عرض کنم اینها هست. روایتش را بعد می‌خوانم. 1- رزقت از حلال کم می‌شود. این را بنویسم. بسم الله الرحمن الرحیم، [پای تخته] آثار لقمه حرام: 1- از حلال کم می‌شود. روایت داریم رزق هرکسی حلال اندازه‌گیری شده است. اگر کسی ناخنک به حرام بزند خدا سهم حلالش را کم می‌کند. این یک، 2- نه حج نه عمره نه نماز و نه... کارهای عباداتش قبول نیست.

    شما چای می‌خوری اما اگر چای در آفتابه باشد می‌خورم؟ نه، حجی که باید از رزق حلال باشد. عمره‌اش حلال باشد و نمازش حلال باشد. دیگر چه؟ در نسل اثر می‌کند. در اولاد، در اولاد اثر دارد. سعی کنیم به بچه‌هایمان رزق حلال بدهیم و یک خرده از تزئینات کم کنیم.

    عدم استجابت دعا به خاطر لقمه‌ حرام

    دعایش مستجاب نمی‌شود. رد دعا، دعایش رد می‌شود، هرچه دعا می‌کند مستجاب نمی‌شود. حدیث داریم، «من اراد أن یستجاب له» کسی که دوست دارد دعایش مستجاب شود، «فلیطیب» غذایش را طیب کند. لقمه‌ات را حلال کن، دعایت مستجاب می‌شود. قبول نشدن نماز را هم گفتم. بله!

    خوار شدن، اینهایی که اختلاس می‌کنند و تلویزیون اینها را نشان می‌دهد، دیگر خودش و خانمش و برادر خانمش، شوهرخواهرش، دایی‌ها و عموها و پسرعموها، تمام فامیل می‌گویند: دیدی تلویزیون نشان داد. ارزش داشت شما مدل ماشینت را بالا ببری، بعد تلویزیون نشان می‌دهد می‌گویند: این اختلاس کرده است. حدیث داریم در دنیا خوار می‌شوید، آخرت هم که عذاب هست.

    لقمه حرام هم سر چشمه همه گناهان هست. سرچشمه همه گناهان است یا بسیاری. امیرالمؤمنین به کمیل فرمود: «إِنَّ اللِّسَانَ یَنْزَحُ مِنَ‏ الْقَلْب‏ وَ الْقَلْبُ یَقُومُ بالْغِذَاءِ فَانْظُرْ فِیمَا تُغَذِّی قَلْبَکَ وَ جِسْمَکَ» ای کمیل، زبانت هرچه می‌گوید بر اثر قلبت است. یعنی هر خاطره‌ای در ذهنت است آن خاطره را به زبان می‌آوری. چیزهایی که از قلبت صادر می‌شود، بخاطر غذایی است که می‌خوری. غذا در روح اثر دارد و روح در بیان اثر دارد. اینها همه به هم وصل است. وقتی رزق ما تضمین شده برای چه حرص می‌زنیم؟ بعضی می‌گویند که نظام اقتصادی که فاسد است دزد پیدا می‌شود، این حرف درست است اما همه دزدها مشکل ندارند. شاه رئیس دزدها بود. شاه اگر رئیس دزدها بود، مشکل اقتصادی داشت؟ بعضی به خاطر فقر دست به حرام می‌زنند که مسئولش هم دولت و مردم هستند. گاهی انسان می‌بیند که همه باید استغفار کنیم، تعارف ندارد. بعد از چهل سال تلویزیون جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که فلان منطقه بچه‌هایش کفش ندارند. مدرسه ندارند، کپرنشین هستند. آنوقت از آن طرف می‌بینی پول‌هایی خرج می‌کنند سالن درست می‌کنند که چند میلیارد خرجش است و در سال پنج جلسه هم در آن گرفته نمی‌‌شود. شما خودت باشی حاضر هستی برای یک کیلو آرد نانوایی باز کنی؟ هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند. یک سالن درست می‌کنیم که در سال چند جلسه درونش گرفته می‌شود و بعد آنوقت مسجدهایی که ساخته می‌شود، مذهبی‌ها خیلی اسراف می‌کنند. گفتم: قرآن می‌گوید: اسرافکارها وقتی اسراف می‌کنند یک اسم خوبی روی اسمشان می‌گذارند. آیه‌اش را بخوانم «زُیِّنَ‏ لِلْمُسْرِفِینَ‏ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» (یونس/12) زینت دارد، قشنگش می‌کنند. مسرف یعنی کسی که اسراف می‌کند کارهایش را قشنگ می‌کند و می‌گوید: آبرو داریم. به خانم می‌گوییم: اینقدر برنج نپز. زیادی است، می‌گوید: آدم آبروداری است یکبار می‌بینی کم می‌آید. به اسم آبروداری.

    من یکوقت رفتم یک کشوری، دعوت شدم برای سخنرانی، ما را به خانه سفیر بردند. خانه سفیر مهمان بودیم گفت اینجا استخر هم دارد. می‌خواهی بروی شنا کنی، گفتم: بله، ما استخر ببینیم شنا می‌کنیم. ده درجه هوا زیر صفر بود. ما رفتیم دیدیم استخر گرم است. از استخر استفاده کردم یا نکردم، بالاخره رفتم تو استخر. سال بعد هم دوباره دعوت شدیم برای مسلمان‌های آن منطقه سخنرانی کنیم، باز سفیر ما را برد. گفتم از پارسال تا حالا چند نفر آمدند در این استخر شنا کردند؟ خدا می‌داند آدم منفجر می‌شود از غصه. گفت: رئیس روابط عمومی فلان امامزاده، اسمش را نبرم بیش از این لو نرود. رئیس روابط عمومی فلان امامزاده آمده است. یکبار هم تو آمدی. گفتم: انصافاً خانه خودت باشی در این هوای ده درجه زیر صفر یک استخر را نگه می‌داری برای اینکه... اینها جنایت است و خیانت نیست. به هر حال...

    اینها خانه خودمان باشد. پول خودمان باشد. خیلی از ما در سالن‌هایی که می‌رویم با کفش روی فرش می‌رویم. خانه خودت هم با کفش روی فرش می‌روی؟ خانه خودت کفش‌هایت را می‌کنی. اما چون اینجا برای دولت است با کفش می‌روی.

    انواع رزق مادی و معنوی

    رزق هم فقط شکم نیست. همه چیزهایی که آدم بهره‌مند می‌شود رزق است. لذا داریم «اللهم ارزقنی قلباً خاشعا» دل نرم، سنگدل نباشم. لساناً ذاکرا» بیانم یاد خدا باشد. «علماً نافعا» علم مفید باشد. «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام» خدایا حج می‌خواهم بروم. یعنی رزق فقط خوراک و پوشاک و مسکن نیست. آبرو هم رزق است. علم هم رزق است. تقوا هم رزق است. رازق ما خدای حکیم است. او می‌داند بچه در شکم مادر چه می‌خواهد؟ برنامه‌اش را طوری قرار داده که در شکم مادر بچه تغذیه شود. بیرون آمد بند ناف قطع می‌شود و شیر می‌خواهد. غذای درون شکم یک چیز است. غذای بیرون شکم یک چیز دیگر است. کم کم دندان درمی‌آورد. همین که دندان درآمد یعنی باید غذایش خوردنی باشد. رزق دو جور است. یک رزق هست ما باید سراغش برویم. مثل اینکه کار کن پول دربیاور. «فَامْشُوا فِی مَناکِبها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ» (ملک/15) آیاتی در قرآن داریم می‌گوید: باید بلند شوی پول در بیاوری. این رزقی است که باید دنبال کنی، تلاش کن پول دربیاور. یک رزق هم هست کار به تلاش ما ندارد. بعضی کارهای ما باید عنایت داشته باشیم مثل نوشتن بنده. بنده که می‌خواهم بنویسم باید توجه داشته باشم می‌نویسم. اما بعضی چیزها نه قلب من کار می‌کند توجه ندارم. کلیه کار می‌کند، معده کار می‌کند. کبد و ریه کار می‌کند. جریان خون کار می‌کند. انواع کارها می‌کنند و ما توجه به آن‌ها نداریم. ما فقط می‌دانیم می‌رویم می‌خوابیم اما وقتی خوابیدیم تا صبح چند بار می‌غلتیم؟ غلتیدن در اختیار ما نیست. خدا می‌داند اگر غلت نزنیم صبح خرف هستیم. خود خدا اتوماتیک طوری بدن را خلق کرده که اتوماتیک غلت می‌زند. بنابراین ما دو رزق داریم. یک رزق این است که باید سراغش برویم. یک رزق این است که سراغش نرفته خدا به ما می‌دهد. استعداد و حافظه ما چقدر است؟ رزق است. ابتکار رزق است. حافظه رزق است. پس رزق هم دو قسم است. مسئله دیگر درباره رزق این است که خدا که رازق است می‌گوید: «نحن... ْرزقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها» خداوند وقتی رزق می‌دهد رزق دادن خداوند چند چیز نیاز دارد. 1- اول باید بداند... چند آمار دستش باشد. از ریزترین موجودات و حیوان‌ها هم باید آمار دستش باشد. هم باید بداند که کجاست، این دو مورد. رزق خدا، 1- [پای تخته] رزق الهی، رزق خداوند 1- رزق خداوند براساس چه چیزهایی باید باشد؟ 1- آمار را دقیق بداند وگرنه نمی‌تواند رزقشان را بدهد. 2- محل همه را بداند. 3- نیاز همه را بداند. 4- قدرت رزق‌رسانی داشته باشد. 5- مقدار نیاز را هم بداند. «یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها»

    خیلی عجیب است، این گوشت بغل ناخن رشد می‌کند. با حس، بغلش ناخن رشد می‌کند بی حس. شما می‌خواهی ناخن بگیری، یک مقدار ناخنت را با یک موادی یک چیزی اگر خیلی جاها ناخن نباشد نمی‌شود کار کرد. رزق ناخن این است که حس نداشته باشد و بغلش حس داشته باشد. مقدار آب دهان چقدر باید باشد؟ زیاد تولید می‌شد هی به لباس‌هایمان می‌ریخت. کم تولید می‌شد همه در خیابان که راه می‌رفتیم یک سرم هم باید کنار دهانمان باشد. مزه آب دهان با اشک فرق دارد. اشک ما شور است و آب دهان شیرین است. چرا شور است؟ چشم ما از پی است. پس با آب نمک قاطی است. اگر پس در آب نمک نباشد از بین می‌رود. چون چشم ما از پی است باید در آب نمک باشد. دهان ما برای خوردن است و باید آب دهان شور نباشد. تازه این شوری چشم هم یک شوری طبیعی نیست. ده مواد باید ترکیب شود تا اشک شود. اینطور نیست که شما یک خرده آب نمک قاطی کنی اشک شود. هر آب شوری اشک نیست. اشک ما آب شوری است که از ده مواد ترکیب شده است. اینطور که یکی از این فوق تخصص‌های چشم برای من می‌گفت. حیوانات دریایی، حیوانات هوایی، حیوانات صحرایی، همه را باید بداند، علم به مکانش داشته باشد. علم به نیازش داشته باشد.

    عمل صالح در گرو لقمه‌ حلال

    لقمه حلال اگر شد مقدمه کار می‌شود... قرآن می‌گوید: «کُلُوا مِنَ‏ الطَّیِّباتِ‏ وَ اعْمَلُوا صالِحاً» (مؤمنون/51) غذای حلال بخور کار شایسته انجام می‌دهی. غذای حرام بخور، کار خلاف انجام بدهی. یکجا می‌گوید: «کلوا» بعد «لا تَطْغَوْا» (طه/81) خوردی طغیان نکن. یکجا می‌گوید «کلوا» خوردی، «لا تسرفوا» اسراف نکن. طغیان نکن. اسراف نکن. مال حرام روز قیامت جلوی چشم انسان مجسم می‌شود. یک آیه داریم در قرآن می‌فرماید: «وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بما غَلَّ یَوْمَ‏ الْقِیامَةِ» (آ‌ل عمران/161) هر کلکی که زدی، گاهی وقت‌ها یک چاقوکش را می‌گیرند، اسلحه‌اش را می‌گیرند، چاقوی خونی‌اش را لای پرونده‌اش می‌گذارند. «یأت بما غلّ» کارهای خوبمان را هم می‌آوریم. «من جاء بالحسنه» می‌گوید: کار خوب انجام بدهید همین کار خوب را قیامت نشانت می‌دهند. «وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً» (کهف/49) هم حاضرا داریم، هم محضرا داریم. یعنی کار خوب حضور دارد. کار بد هم می‌گوید: «یأت بما غلّ» همان خلافی که کردی، همان فرشی که دزدیدی، همان اختلاس که کردی، جلوی چشمت می‌آید. آدم‌های نیک حسنات خودشان را می‌آورند، جاء بالحسنه، مهم هم آدم است که ببرد. قرآن نگفته هر کس کار خوب بکند در برابر من، «من عمل بالحسنه» نگفته، می‌گوید: «من جاء بالحسنه».

    یکبار حضرت فرمود: هر یک سبحان الله و الله اکبر و ذکر خدا که می‌گوییم، یک درخت در بهشت سبز می‌شود. یک نفر گفت: یا رسول الله، پس بهشت ما خیلی درخت دارد. فرمود: بله، ولی گاهی هم یک آتش می‌افتد و همه را می‌سوزاند. «من جاء بالحسنه» حسنه را بتوانی تا قیامت بیاوری، آن هم می‌گوید: «یأت بما غلّ» خلافت هم تا قیامت بیاوری. یعنی خلافکار و نیکوکار و بدکار هر دو عملشان روز قیامت مجسم می‌شود. «یأت بما غلّ» یعنی همان کلکی که زدی این است. روز قیامت چه خبر است.

    یک بنده خدایی یک جایی مهمانی رفته بود. ساعت قشنگی روی طاقچه اتاق بود. این وسوسه شد این ساعت را برداشت و در کفش یا کیسه‌اش گذاشت. صاحبخانه آمد و دید ساعت نیست. گفت: اینجا یک ساعت بود، مهمان نگفت من برداشتم. یک مدت که گذشت، یک مرتبه ساعت در کیف مهمان صدا کرد. مهمان از خجالت آب شد. ما یک ساعت در جیبمان می‌گذاریم رسوا می‌شویم. «یَوْمَ تُبْلَی‏ السَّرائِر» (طارق/9) همه کارها لو می‌رود. «لا یُغادرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبیرَةً إِلَّا أَحْصاها» (کهف/49) قرآن می‌گوید: صغیر و کبیر لو می‌رود. مواظب لقمه‌ها باشیم. خدایا همه ما را از بطوننا عن الحرام و الشبهه، جزء دعاهاست که خدایا شکم ما را از لقمه حرام، عجله نکنیم و تقوا را از دست ندهیم. خوش حال نباشیم که با چه پولی چه کارهایی کردند. دیر یا زود می‌گذرد. خدایا رزق ما را حلال قرار بده و همه ما را از انواع حرامخواری‌ها حفظ بفرما.

    «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

    سؤالات این هفته:

    1- فرمان خداوند به آدم و حوّا در باغ بهشتی چه بود؟

    1) خوردن از انواع نعمت‌ها

    2) نخوردن از میوه‌ای خاص

    3) هر دو مورد

    2- آیه 32 سوره زخرف به چه امری تأکید دارد؟

    1) تقسیم رزق مردم

    2) تقسیم حلال و حرام

    3) تلاش برای کسب رزق

    3- آیه 42 سوره مائده به کدام ویژگی دوزخیان اشاره دارد؟

    1) ترک نماز

    2) حرام‌خواری

    3) شراب‌خواری

    4- بر اساس روایات، لقمه حرام چه اثری در زندگی انسان دارد؟

    1) عدم استجابت دعا

    2) عدم پذیرش اعمال

    3) هر دو مورد

    5- در قرآن، پاداش بهشت برای چه کسانی تضمین شده است؟

    1) انجام عمل صالح در دنیا

    2) آوردن عمل صالح به آخرت

    3) ترک گناه در دنیا

    علاقه‌مندان می‌توانند از طریق بخش مسابقات سایت www.Qaraati.ir و یا صرفاً ارسال اعداد گزینه صحیح به‌صورت یک عدد پنج رقمی، از چپ به راست (مانند ۲۳۱۲۳) به سامانه پیامکی ۳۰۰۰۱۱۴ در این مسابقه شرکت کنند.

    منبع مطلب : iqna.ir

    مدیر محترم سایت iqna.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ساجده 10 روز قبل
    0

    سوال سه چی میشه

    مهدی 13 روز قبل
    0

    خداوند به دوتا هم.فرمان داده هم خوردن انواع نعمت و هم نخوردن میوه خاص

    مهدی 13 روز قبل
    0

    گزینه ۳ چون هشدار هر دو گزینه را به آدم داده مبو

    مهدی 13 روز قبل
    0

    گزینه ۳

    مهدی 13 روز قبل
    0

    هم.اجازه داده از همه.نعمت برخوردار باشه بجز خوردن.میوه خاص مس گزینه سومی هست دیگه

    السا 13 روز قبل
    0

    جواب رو بفرستید من معلم هستم

    😍 16 روز قبل
    0

    اره

    0
    السا 13 روز قبل

    اره

    نیما 16 روز قبل
    1

    سوال دوم گزینه ۱

    0
    زینب 13 روز قبل

    مطمئنید؟؟جواب بقیه چی میشه

    عظیم 17 روز قبل
    1

    سوال یک میشه گزسنه ۲

    ناشناس 17 روز قبل
    1

    سوال یک میشه گزینه ۲

    مانلی 17 روز قبل
    1

    فکر میکنم گذینه ۲

    مهدی 19 روز قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید