توجه : تمامی مطالب این سایت توسط ربات جمع آوری شده و تمامی مطالب عکس ها و لینک های دانلود برای سایت های دیگر بوده و ربات ما عکس و متن سایت های دیگر را در این سایت قرار میدهد. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب کاملا حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    در کدام رويکرد، يادگيري عبارت است از فرآيند خلق گره ها و ارتباط هاي جديد می باشد؟

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    27بازدید

    در کدام رويکرد، يادگيري عبارت است از فرآيند خلق گره ها و ارتباط هاي جديد می باشد؟ را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    طراحی و تکنولوژی آموزشی

    ارتباط گرایی در چند سال اخیر به عنوان یک نظریه یادگیری جدید در محافل علمی مطرح شده است. این نظریه را اولین بار جورج زیمنس[1] (2005، ص 1-13)و استفن داونز[2](2006) مطرح کردند. از نظر ارتباط گرایی، یادگیری عبارت است از فرایند خلق گره ها و ارتباط های جدید؛ به عبارت دیگر یادگیری فرایند شکل دهی و شکل گیری شبکه هاست. در ارتباط گرایی دانش و شناخت توزیع شده در سطح شبکه ای از افراد و فناوری تلقی می شود و یادگیری فرایند ارتباط، رشد و رهیابی این شبکه هاست. به زبان ساده تر ایجاد کردن گره ها، ارتباط دادن گره ها با یکدیگر و تشکیل شبکه ای از گره ها و ارتباط ها، یادگیری را ایجاد می کنند. نکته ظریف در این است که این تعریف یادگیری را حاصل ارتباطها نمی داند، بلکه خود ارتباطها یادگیری اند. در این تعریف یادگیری فقط از طریق شبکه اتفاق نمی افتد یا از طریق شبکه تسهیل نمی شود، بلکه خود شبکه سازی به عنوان یادگیری معرفی می شود(به نقل از فردانش، 1392).

    این نظریه، سه نظریه یادگیری مطرح رفتارگرایی، شناخت گرایی و ساختن گرایی را به چالش کشانده و آن ها را در رویارویی با نیاز های عصر دیجیتال ناکافی می داند(اسکندری، فردانش و سجادی، 1388).

    به نظر جورج زیمنس (2004)، رفتارگرایی[3]، شناخت گرایی[4] و سازنده گرایی[5] سه نظریه وسیع یادگیری هستند که اغلب در ایجاد محیط های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرند. اگر چه این نظریات زمانی توسعه داده شدند که هنوز یادگیری تحت تأثیر تکنولوژی قرار نگرفته بود. در طول بیست سال گذشته، تکنولوژی، چگونه زندگی کردن، چگونه ارتباط برقرار کردن و چگونه یادگرفتن ما را دوباره سازماندهی کرده است. نیازها و نطریات یادگیری که فرایندها و اصول یادگیری را توصیف می کنند، بایستی انعکاسی از محیط های اجتماعی اصلی باشند. ویل[6] تأکید می کند که یادگیری باید راهی برای بودن باشد- مجموعه پیوسته ای از نگرش ها و عمل ها توسط افراد و گروهها کهآنها سعی می کنند تا برای حفظ رویدادهای تکراری، غیرمنتظره، آشفته[7] ، بدیع و شگفت انگیز در کنار یدیگر بکار بگیرند (1996، ص42). اصول اساسی اکثر نظریات یادگیری (رفتارگرایی، شناخت گرایی و سازنده گرایی) این است که یادگیری در درون افراد به وقوع می پیوندد. حتی از نگاه سازنده گرایی اجتماعی که یادگیری فرایند وضع شده جمعی است،مرکزیت افراد را افزایش می دهد ( و حضور فزیکی اش را- یعنی مبتنی بر مغز) در یادگیری. این نظریات، توجهی به یادگیری ای که بیرون از افراد اتفاق می افتد ندارند (یعنی یادگیری ای که بوسیله تکنولوزی ذخیره شده و مورد دستکاری قرار می گیرد). آنها همچنین در مورد اینکه چگونه یادگیری در سازمان ها به وقوع می پیوندد، شکست خورده اند (زیمنس، 2004).   بنا به نظر زیمنس (2006)، سرعت دانش، پاشنۀ آشیل نظریه های موجود است. تمام نظریه های موجود، پردازش دانش را به فردی که قرار است یاد بگیرد محول کرده اند. این الگو تا زمانی که جریان دانش معتدل باشد جواب خواهد داد. زمانی که جریان، پیش از اندازه سریع و پیچیده می شود، ما نیازمند الگویی هستیم که به افراد امکان می دهد، علیرغم سرعت و جریان، یاد گرفته و عمل کنند. الگوی یادگیری شبکه ای (نگرشی مبتنی بر ارتباط گرایی) برخی از عملکردهای پردازش و تفسیر جریان دانش را به گره های درون شبکه یادگیری محول می کند. طبق نظریه ارتباط گرایی، یادگیری در عصر دیجیتال به صورت فرایند شکل دهی به شبکه ها روی می دهد. به عبارت دیگر «دانش و شناخت در میان شبکه ای از افراد و فناوری توزیع شده است و یادگیری فرایند مرتبط کردن، رشد دادن و هدایت این شبکه ها است. اصطلاحی که معمولاً برای توصیف این مفهوم به کار گرفته می شود «یادگیری شبکه ای[8]» است. نظریه ارتباط گرایی معتقد است که محیط های یادگیری، محیط های پیچیده و آشوب وار هستند و به هیچ وجه نمی توان آن را به یک مدل مکانیکی تقلیل داد (به نقل از رضائی، نیلی، فردانش و شاهعلی زاده، 1393). امروزه دانستن و یادگیری توسط ارتباط ها تعریف می شود: داعیه ارتباط گرایی این است که یادگیری اساساً فرایند شبکه سازی[9] است. دانش ارتباطی[10] به عنوان بنیاد معرفت شناختی نظریه ارتباط گرایی توسط استفان داونز ارائه شده است(زیمنس، 2006، ترجمه اسکندری، 1392): "ویژگی یک هستار[11] باید به ویژگی یک هستار دیگر هدایت یا تبدیل شود تا بتوان آنها را دارای ارتباط تلقی کرد؛ دانشی که از چنین ارتباط هایی حاصل می شود دانش ارتباطی است".

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید