توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    درک مطلب درس دوم فارسی ششم با جواب

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    2934بازدید

    درک مطلب درس دوم فارسی ششم با جواب را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    جواب درک مطلب درس دوم پنجره های شناخت صفحه 16 فارسی ششم

    جواب درک مطلب صفحه ۱۶ کتاب فارسی پایه ششم درس دوم پنجره های شناخت از سایت نکس لود دریافت کنید.

    1. با توجّه به متن درس، نظر گروِه « ایمان »، چه بود؟
    2. نظر شما درباره ی آن چهار واژه، چیست؟
    3. نظر گروه اخلاق را با گروه تفکّر مقایسه، و یک شباهت آنها را بیان کنید.
    4. شما نظر کدام گروه را می پسندید؟ دلیل آن را برای کلاس بازگو کنید.

    جواب

    1. اعضای گروه ایمان بر این باور بودند که این چهار کلمه به ترتیب درستی به دنبال هم آمده اند.
    زیرا ما با شناخت خود و شناخت خلق و خلفت ، سرانجام به خالق همه این ها ایمان می آوریم .
    2. نظر من این است که ما می توانیم با بررسی دقیق خود، سایر مخلوقات، به شناختی بهتر از خالق برسیم.
    3. گروه اخلاق ریشه ی همه پدیده ها و اشیا را در اخلاق نیکو رفتار پسندیده می دانست و بر این عقیده بودند که ما وقتی می توانیم خالق خود و این عالم را خوب بشناسیم که به رعایت اخلاق و آدب نیک پای بند باشیم .
    گروه تفکّر شباهت حرف ابتدایی هر چهار کلمه را به این معنا می دانست که انسان ها همه در نقطه ی آغاز آفرینش مانند هم هستند و هر چه از آن نقطه دور شوند تفاوت ها بیشتر می شود.
    شباهت هر دو گروه در این است که انسان ها را به وحدت و همدلی و دوستی سوق می دهند.
    4. گروه ایمان، چرا که آن ها بر این باورند که با شناخت خود و شناخت خلق و خلقت، می توانیم خدا را بهتر بشناسیم.

    منبع مطلب : nexload.ir

    مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    پاسخ فعالیت فارسی ششم درس دوم :: پنجره های شناخت - هوم درس

    پاسخ فعالیت فارسی ششم درس دوم :: پنجره های شناخت - هوم درس

    📚 گام به گام فارسی ششم
    🔴 جواب فعالیت های درس 2 : پنجره های شناخت

    درک مطلب صفحه ۱۶ فارسی ششم

    ۱- با توجه به متن درس، نظر گروه «ایمان،» چه بود؟
    جواب: به نظر گروه ایمان، چهار کلمه‌ی خود، خلق، خلقت و خالق به ترتیب درستی آمده اند، زیرا با شناخت خود و شناخت خلق و خلقت، سرانجام به همه‌ی اینها ایمان می‌آوریم

    ۲- نظر شما درباره‌ی آن چهار واژه چیست؟
    جواب:به نظر من راه رسیدن خود (فرد) به خالق (خدا) توجه و احترام به خلق و خلقت به عنوان آفریده‌های خداست و بدون توجه به خلق و خلقت نمی‌توان به خالق رسید.

    ۳- نظر گروه اخلاق را با گروه تفکر مقایسه، و یک شباهت آنها را بیان کنید.
    جواب:گروه تفکر گفت که نقطه‌ی آفرینش همه‌ی انسان‌ها مثل هم است و گروه اخلاق ریشه‌ی همه‌ی پدیده ها و اشا را در اخلاق نیکو و رفتار پسندیده می‌دانست؛ بنابراین می‌توانیم بگوییم اخلاق نیکو و رفتار پسندیده نقطه‌ی آغاز آفرینش همه‌ی انسان‌ها است.

    ۴- شما نظر کدام گروه را می‌پسندید؟ دلیل آن را برای کلاس بازگو کنید.
    جواب:من نظر گروه اخلاق را می‌پسندم؛ چون اخلاق نیکو و رفتار پسندیده می‌تواند حلقه‌ی اتصال خود، حلق، خلقت، و خالق باشد.

    گوش کن و بگو صفحه ۱۷ فارسی ششم
    به قصه‌ی «رفتار نیکان»، که برای شما پخش یا خوانده می‌شود، با دقت گوش دهید و بر اساس نمودار زیر، گفت‌وگو کنید؛ سپس به پرسش‌ها پاسخ دهید.

    عنوان/ نام داستان رفتار نیکان
    شخصیت ها پیامبر (ص)- مرد صحرانشین- پسر نوجوان
    مکان یا فضای داستان شهر مدینه
    زمان رخداد داستان گذشته و زمان پیامبر
    پیام داستان خوش رویی و فروتنی- احترام به پدر و مادر
    نام کتابی که داستان از آن نقل شد. مرام خوبان

    پرسش ها صفحه ۱۷ فارسی ششم
    ۱- موضوع اصلی داستان چه بود؟
    جواب:احترام به پدر و مادر

    ۲- چرا زبان مرد، بند آمده بود؟
    جواب:از دیدن سیمای درخشان و پر ابهت پیامبر دچار هیجان شده بود.

    ۳- پیامبر (ص) درباره‌ی رفتار با پدر و مادر چه سفارشی فرمودند؟
    جواب:بر همه واجب است که احترام پدر و مادر خود را نگه دارند و با آنان با فروتنی رفتار کنند.

    ۴- شعری که در داستان خوانده شد از کیست؟
    جواب:سعدی

    خوانش و فهم صفحه ۱۹ فارسی ششم
    ۱- در مصراع « می‌ریختم تمام جهان را به پای تو،» «تو» به چه کسی اشاره دارد؟ جواب:مادر

    ۲- بیت « مهرت برون نمی‌رود از سینه‌ام که هست این خانه، خانه‌ی تو و این دل، سرای تو» چگونه خوانده می‌شود؛ چرا؟ جواب:با لحن احساسی و عاطفی؛ چون این بیت احساسات شاعر را نسبت به مادر بیان می‌کند

    درک و دریافت صفحه ۲۳ فارسی ششم

    ۱- پیرزن در ‌کجا زندگی ‌می‌کرد؟
    جواب:در باغی نزدیک شهر

    2- تفاوت ‌های ‌کلاغ ‌و ‌هدهد ‌را ‌بیان کنید.
    جواب:کلاغ پرنده‌ای زیبا و خوش آواز نیست؛ ولی هدهد زیبا و خوش آواز است. کلاغ در ادبیات نشانه‌ی بد خبری و شومی است؛ اما هدهد قاصد و خبر رسان خوبی هاست.

    ‌3- با‌ توجه ‌به متن درس،‌ پیرزن ‌چه ‌ویژگی‌هایی ‌داشت؟
    جواب:مهربانی، زیرکی و با تجربگی.

    ‌4- به نظر ‌شما چرا بعضی ‌از ‌افراد،‌ زود به دام ‌می‌افتند؟
    جواب:به دلیل آن که به زرنگی خود بسیار مغرور می‌شود یا طمع زیادی دارند.

    ۵- از ‌این ‌داستان چه ‌فهمیدید؟
    جواب:غرور طمع زیاد باعث گرفتاری است؛ دیگر این ‌که برای کارهای اشتباهی که انجام می‌دهیم نباید قسمت و سرنوشت را مقصر بدانیم.

    منبع مطلب : homedars.ir

    مدیر محترم سایت homedars.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب سوالات درس دوم فارسی ششم ابتدایی

    جواب سوالات درس دوم فارسی ششم ابتدایی

    جواب سوالات شامل درک مطلب صفحه ۱۶، خوانش و فهم صفحه ۱۷، پرسش های داستان رفتار نیکان صفحه ۱۹، درک و دریافت صفحه ۲۳ درس دوم فارسی ششم ابتدایی و همچنین متن درس، معنی کلمات و هم خانواده کلمات فارسی ششم درس دوم پنجره های شناخت در این نوشتار از ساینس هاب تقدیم شما خواهد شد.

    ضمناً اگر به دنبال سوال مشخصی می‌گردید از طریق فهرست زیر هم می‌توانید به صورت میانبر به همان عنوان دلخواهتان پرش کنید، در غیر این صورت به ترتیب کل صفحه را دنبال کنید.

    متن درس دوم فارسی ششم (پنجره های شناخت)

    معلم چند کلمه را روی تخته نوشت و گفت: بچه ها هر پنج گروه دقت کنید. این چند واژه را که بار ها شنیده‌اید و خوانده‌‌اید یک بار دیگر بخوانید و درباره‌ی آنها فکر کنید:

    خود، خلق‏، خلقت، خالق.

    هیچ عجله نکنید. برای خوب فکر کردن‏، لازم است درنگ کنید، آرام بگیرید و با دوستان گروه بر سر فهم ابن واژگان و ارتباط آنها با یکدیگر، گفت و گو، و دریافت خود را بازگو کنید.
    دقایقی سپری شد. فرزانه یکی از اعضای گروه «تفکر» گفت: چون هر چهار کلمه، ابتدای یکسانی دارند، ما فکر می‌کنیم، این شباهت‌ می‌تواند به معنای آن باشد که ما انسان ها همه در نقطه‌ی آغاز آفرینش مانند هم هستیم و هر چه از آن نقطه دور می‌شویم، تفاوت ها بیشتر می‌شود.

    پروانه از گروه «ایمان»، برخاست و گفت: به راستی که هر کلمه، رنگ و بویی دارد و مانند ما دانش آموزان کلاس، کلمات هم وظیفه‌ای را بر روی دوش دارند. اعضای گروه بر این باورند که این چهار کلمه به ترتیب به دنبال هم آمده‌اند؛ زیرا ما با شناخت خلق و خلقت،‌سر‌انجام به خالق همه‌ی اینها ایمان می‌آوریم.

    ریحانه از گروه «اخلاق»، بلند شد و از معلم و بقیه بچه ها اجازه خواست و گفت: گروه ما ریشه‌ی همه‌ی پدیده ها و اشیا را در اخلاق نیکو  و رفتار پسندیده می‌داند؛ چون ما زمانی می‌‌توانیم خالق خود و این عالم را خوب بشناسیم که به رعایت اخلاق و آداب نیک‏‏، پایبند باشیم. پس رشته‌ی پیوند خود، خلق و خلقت، نیکوکاری محبت و احسان است.

    مریم از گروه «علم» برخاست و گفت: دوستان‏، توجه کنید. ما به تمام دید گاه های سه گروه، خوب گوش دادیم؛ اما دیدگاه گروه ما این است که همه چیز را باید به صورت علمی، مشاهده کرد. نظر گروه ما این است که سه کلمه‌ی خلقو خلقت و خالق از نظر ریشه‌ی کلمه، هم ریشه از یک خانواده‌اند؛ چون سه حرف مشترک در همه‌ی آنها دیده می‌شود ولی کلمه‌ی «خود» با بقیه، هم ریشه نیست و البته گروه، نتیجه گیری جالبی هم کرده و آن، این است که هر کس تنها به خود تکیه کند و خود بینی را پیشه سازد به شناخت خالق، دست نمی‌یابد؛ به همین سبب خود با خالق ارتباطی ندارد!

    اکنون دیگر نوبت گروه «عمل» بود، تقریباً چهار گروه، نتیجه‌ی گفت و گو ها و بحث های خود را بیان کرده بودند. معلم هم انتهای کلاس نشسته بود و به فکر فرو رفته بود. لابد از این همه تفاوت و زیبایی نگاه بچه ها شگفت زده شده بود. به هر حال کسی نمی‌دانست در آن هنگام او چه چیزی می‌اندیشید.
    ناگهان معلم از جای برخاست و گفت: خیلی عالی بود. تا اینجا بسیار جالب بود؛ چون شما با تفکر درباره‌ی چهار واژه به اندیشه های تازه‌ای دست یافته‌اید؛ اما بگذارید گروه «عمل» هم نظر خودشان را بیان کنند.

    فاطمه به نمایندگی از گروه خود برخاست و گفت: ما فکر کنیم ارزش هرچیز به اندازه‌ی نقش و عملکرد مفید آن است؛ یعنی هر کسی شخصیت خود را در رفتار و عمل خویش نمایان می‌کند. اخلاق‏، ایمان، دانش و اندیشه‌ی ما در رفتار و گفتار ما آشکار می‌شود.
    معلم پس از شنیدن نظر گروه «عمل»، که آخرین گروه بود، جلوی کلاس آمد و پنج کلمه‌ی دیگر، زیر آن چهار کلمه نوشت: تفکر، ایمان، علم، عمل، اخلاق؛ سپس گفت: این پنج کلمه که نام

    پنج گروه شما هم هست در حقیقت مانند پنج پنجره برای شناخت و تماشای آفرینش الهی است؛ بنابراین، هر گروه با بیان نظر خود، ما را یک قدم به آگاهی و شناخت، نزدیکتر کردند. هر کدام از گروه ها که سخن گفتند، تلاش کردند از نظر خودشان‏، موضوع را بشناسند. ما هم برایکشف و شناخت بهتر زیبایی های آفرینش، باید به تفکر درباره‌ی خود، خلق، خلقت و خالق بپردازیم. خوب و دقیق نگاه کنیم، گوش بدهیم، بسیار بخوانیم و درباره‌ی دیده ها، شنیده ها و خوانده ها بپرسیم و از پرسیدن نهراسیم.

    اکبری شِلدره

    درک و مطلب درس دوم فارسی ششم

    پاسخ درک مطلب فارسی ششم صفحه 16

    جواب درک مطلب صفحه ۱۶ فارسی ششم را در این بخش مشاهده خواهید کرد:

    خلق: خلقت، اخلاق، خلایق، خالق، مخلوق

    فکر: تفکر، افکار، فکرت، متفکر، فکور

    عضو: اعضا، عضویت

    احسان: حُسن، حَسَن، حسین، محسن

    دقیق: دقیقه، دقایق، دقت

    ❤💚💛

    معنی کلمه های درس دوم فارسی ششم

    Sci-HuB.iR

    جواب گوش کن و بگو درس دوم فارسی ششم

    به قصه‌ی رفتار نیکان، که برای شما پخش یا خوانده می‌شود، با دقت گوش دهید و بر اساس نمودار زیر، گفتگو کنید؛ سپس به پرسش‌ها پاسخ دهید.

    برای جلوگیری از شلوغ شدن بیش از حد این صفحه، قصه رفتار نیکان فارسی ششم را در مطلب دیگری تقدیم شما می‌کنم. برای مشاهده داستان و شنیدن فایل صوتی این قصه بر روی لینک: داستان رفتار نیکان کلاس ششم صوتی کلیک کنید.

    جواب سوال های صفحه 17 داستان رفتار نیکان فارسی ششم

    اما جواب سوالات خوانش و فهم آن را همینجا مشاهده می‌کنید.

    جواب سوالات خوانش و فهم صفحه ۱۹ فارسی ششم

    بخوان و بیندیش (هدهد) درس دوم فارسی ششم

    در ابتدا متن بخوان و بیندیش درس دوم فارسی ششم ابتدایی با عنوان هدهد که از سندبادنامه (نوشته‌ی محمدبن علی ظهیری سمرقندی) آمده است را می‌خوانیم.

    روزی بود و روزگاری. در نزدیکی شهر، هدهدی بود که بسیار باهوش و زیرک بود و در باغی بر درختی لانه داشت و در آن باغ، پیرزنی زندگی می‌کرد و چون پیرزن هر روز ریزه‌های نان، روی بام خانه‌اش می‌ریخت و هدهد می‌خورد با هم آشنا شده بودند و گاهی با هم احوالپرسی می‌کردند.

    یک روز پیرزن از خانه بیرون آمد تا دنبال کاری برود، دید هدهد هم از آشیانه بیرون آمده، روی شاخه‌ی درخت نشسته است و آواز می‌خواند.

    پیرزن گفت: «می‌دانی چه خبر است؟»

    هدهد گفت: «چندان بی‌خبر هم نیستم؛ مگر خبر تازه‌ای است؟»

    پیرزن گفت: «زیر درخت را نگاه کن، بچه‌ها را می‌بینی؟»

    هدهدگفت: «می‌بینم، دارند بازی می‌کنند».

    پیرزن گفت: «معلوم می‌شود با همه‌ی زیرکی خیلی ساده‌ای. آنها بازی نمی‌کنند بلکه دام و تله می‌گذارند تا تو و امثال تو را در دام بیندازند.»

    هدهد گفت: «اگر برای من است، زحمت بیهوده می‌کشند. من خیلی باهوشتر و زیرکتر از آن هستم که در دام بیفتم. تو هنوز مرا نشناخته‌ای. چهل تا از ا‌ین بچه‌ها باید پیش من درس بخوانند تا بفهمند که یک مرغ را چگونه باید بگیرند. این‌ها که بچه‌اند، بزرگترهایش هم نمی‌توانند مرا فریب بدهند».

    پیرزن گفت: «در هرحال مواظب خودت باش و زیاد به عقل و هوش خودت مغرور نباش. همه‌ی مرغ‌هایی که در تله می‌افتند پیش از گرفتاری، همین حرف‌ها را می‌زنند؛ ولی ناگهان به هوای دانه و به طمع خوراک به دام می افتند.»

    هدهد گفت: «خاطر شما آسوده باشد. من حواسم جمع جمع است.»

    پیرزن گفت: «امیدوارم این‌طور باشد.»

    بعد از باغ بیرون رفت و تا ظهر نیامد. کودکان هم تا نزدیک ظهر آنجا بودند و خسته شدند و دام‌ها و تله‌ها را جمع کردند و رفتند. هدهد وقتی باغ را خلوت دید، کم کم پایین آمد و به هوای
    اینکه از دانه‌هایی که کودکان پاشیده‌اند استفاده کند، روی زمین نشست و به دنبال دانه گشت.

    اتفاقاًَ یکی از بچه‌ها یادش رفته بود توری را که با نخ نازک درست کرده بود، جمع کند و هدهد همچنان که دانه می‌خورد به آن تله رسید و ناگهان نخ ها بر دست و پای او محکم شد؛ هر چه
    کوشش کرد خود را نجات بدهد، نشد که نشد. مرغ زیرک که می‌رمید از دام با همه زیرکی به دام افتاد و از ترس و ناراحتی بی‌هوش شد. در این موقع پیرزن به خانه برگشت و از هر طرف، بالای درخت‌ها و بام‌ها را نگاه کرد. هدهد را ندید تا نزدیک درخت آمد و دید هدهد در دام افتاده است. پیرزن نخ‌های تور را پاره کرد و هدهد را تکان داد تا به هوش آمد و به او گفت:«دیدی که آخر به طمع دانه، خودت را گرفتار کردی!»

    هدهد گفت: «بله گرفتار شدم اما این گرفتاری از طمع نبود، قسمت و سرنوشت بود و با سرنوشت هم نمی‌توان جنگید. دام را که برای من تنها نگذاشته بودند. اگر هرکس دیگر هم به جای من بود و قسمتش این بود که در دام بیفتد، می‌افتاد حتی اگر یک کلاغ بود.»

    پیرزن گفت: «این طور نیست. اول اینکه کلاغ کمتر به دام می‌افتد. دوم اینکه کلاغ نه زیبا و خوش آواز است که او را در قفس نگاه دارند و نه گوشتش خوراکی است که او را بکشند و
    بخورند و اگر هم در دام بیفتد او را رها می‌کنند که برود. دام و تور و تله را همیشه برای مرغ‌های زیبا‌ و‌خوش‌آواز یا‌حیواناتی‌می‌گذارند ‌که‌گوشتشان‌خوراکی‌است؛ اما‌ اینکه‌ می‌گویی ‌قسمت ‌و‌ سرنوشت‌ بوده‌ است،‌ این‌ هم‌ درست‌ نیست.‌ قسمت‌ و‌ سرنوشت،‌ بهانه‌ی‌ آدم‌های‌ تنبل‌ یا‌ خطاکار ‌است ‌که ‌می‌خواهند‌ برای ‌خطای‌ خود‌ بهانه‌ای ‌بیاورند.‌ قسمت‌ فقط‌ نتیجه‌ی‌ کارهای‌ خودمان‌ است. ‌اگر ‌درست‌ فکر‌کرده‌ باشیم،‌ موفق‌ می‌شویم ‌و ‌اگر‌اشتباه‌ کرده‌ باشیم،‌ شکست‌ می‌خوریم ‌یا‌ گرفتار ‌می‌شویم.‌ اگر‌قسمت‌ بود‌ که‌ تو ‌در‌ دام‌ بیفتی، ‌من‌ نمی‌رسیدم ‌و ‌تو‌ را‌ نجات ‌نمی‌دادم، اما‌ می‌بینی‌ که‌حالا‌ نجات‌ یافته‌ای؛ ‌پس‌قسمتی‌ در ‌کار‌ نبوده‌ است.‌ گرفتار ‌شدن‌ تو‌ در‌اثر‌ غفلت‌ بود‌ و ‌سر ‌رسیدن‌ من ‌هم‌ نشان ‌این ‌است ‌که‌ عمر تو‌ هنوز ‌به ‌پایان ‌نرسیده‌ است؛‌ اگر نه‌ کودکان‌ زودتر‌ از‌ من‌ بر‌ می‌گشتند‌ و‌ تو‌ را ‌گرفتار‌ می‌کردند.»

    هدهد‌گفت:‌ «‌درست‌ است. ‌من ‌با ‌همه‌ی‌ زیرکی ‌و ‌هوشیاری، ‌باز‌هم ‌اشتباه‌ کردم‌.

    جواب سوالات درک و دریافت صفحه ۲۳ فارسی ششم

    در باغی نزدیک شهر زندگی می‌کرد.

    هدهد پرنده ای زیبا و خوش آواز است اما کلاغ نه زیباست و نه خوش‌آواز نیست. همچنین در ادبیات، هدهد یه عنوان قاصد و خبر رسان خوبی‌ها شناخته می‌شود در صورتیکه کلاغ نشانه‌ی شومی و بد‌خبری است.

    پیرزن: مهربان، زیرک و با تجربه بود.

    چون احساس زرنگی می‌کنند و به عقل و هوش خودشان مغرور می‌شوند. همین باعث می‌شود غافل شوند و به دام بیفتند.

    فهمیدیم که باید مسئولیت‌پذیر باشیم و برای کارهای اشتباهی که انجام می‌دهیم نباید قسمت و سرنوشت را مقصر بدانیم و اینکه طمع زیاد و مغرور بودن انسان را گرفتار می‌کند

    کارگاه درس پژوهی درس دوم فارسی ششم

    1️⃣ یکی از نویسندگان زیر را به دلخواه انتخاب و گزارش کوتاهی درباره‌ی آن به کلاس ارائه کنید.

    برای دیدن گزارش کوتاهی درباره ی ابوعلی بلعمی و ابوالقاسم حالت برای لینک های زیر کلیک کنید.

    تحقیق درباره ی ابوعلی بلعمی فارسی کلاس ششم

    تحقیق درباره ی ابوالقاسم حالت فارسی کلاس ششم

    2️⃣ جمله‌های زیر را بخوانید و به کلمه هایی که زیر آنها خط کشیده شده است، دقت کنید.

    در زبان فارسی معمولاً در ابتدای جمله نهاد و در انتهای جمله فعل می‌آید.

    برای مشاهده سوالات درس سوم فارسی ششم ابتدایی با جواب کلیک کنید. همچنین برای مشاهده‌ی جواب سوالات درس دوم نگارش ششم ابتدایی اینجا کلیک کنید.

    منبع مطلب : sci-hub.ir

    مدیر محترم سایت sci-hub.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    S 12 روز قبل
    0

    واقعا عالی بود

    S 12 روز قبل
    0

    واقعاً عالی بود

    نازنین 21 روز قبل
    0

    عالی بود

    هه 27 روز قبل
    0

    هه

    بی نام 1 ماه قبل
    0

    ۱ سوار گر ماهری بود و به شکار علاقه داشت

    ۲ شرایط باید به نتیجه آن فکر کنیم آرامش داشته باشیم

    ۳ وقتی پرواز میکرد

    ناشناس 1 ماه قبل
    -1

    خیلی عالی بود

    لیدا 2 ماه قبل
    0

    خوب بود ممنونم...خیلی خوب

    0
    فاطمه 1 ماه قبل

    ⁦❤️⁩

    ناشناس 2 ماه قبل
    1

    نه بد نه خوب

    0
    هلگهچیجسحس 2 ماه قبل

    اره نه خوبه نه بده

    مهدی 2 ماه قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید