توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    بهار و زیباییهای آن را با کلامی زیبا توصیف کنید نگارش ششم

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    2540بازدید

    بهار و زیباییهای آن را با کلامی زیبا توصیف کنید نگارش ششم را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    انشا درمورد توصیف فصل بهار ؛ بهار و زیبایی های آن را با کلامی زیبا توصیف کنید

    انشا درمورد توصیف فصل بهار

    توصیف فصل بهار و انشا و متن نوشتن در مورد فصل بهار با ان همه زیبایی و گل و سبزه و فرا رسیدن نوروز می تواند بسیار زیبا باشد کافیست تنها شروع به نوشتن نمایید خواهید دید که سطرها و صفحه ها در این مورد به راحتی خواهید نوشت.

    انشا در مورد توصیف فصل بهار 1

    با آمدن بهار و زمستان فصل سرما و یخبندان می رود و ما بهار را حس می کنیم.صدای پایش آنقدر آرام آرم به گوش می رسد که ما متوجه آمدنش نمی شویم . بهار در راه است .و از قله ها و کوه ها و جنگل های پربرف می گذرد و به همه ما حتی طبیعت هدیه می دهد.به درختان لباس سبز و به گل ها شکوفه و به آسمان نسیم خوش بهاری و به زمین ها و دشت هاگل.
    بهاری که با بوی خوش گلها به مشام می رسد و در همه جا صفا و طراوت و شادابی را به وجود می آورد و با نسیم بهاری که ا زهمه طرف می وزد درختان و گلها را به رقص و شادی در می آورد و درختان کم کم پربار می شوند.
    و بهار با این همه نشانه به طبیعت حال و هوای دیگری می بخشد.

    همان گونه که بچه ها با آمدن بهار وعید خوش حال هستند و لباس نوبه تن می کنند و همه مردم با آمدن این فصل زیبا همان طور که به خانه های خود صفایی می دهند باید دل هایشان را که پر از کدورت و ناراحتی است پاک کنند و به خانه های دلشان هم صفا و شادابی دهند.

    .

    .

    انشا در مورد توصیف فصل بهار 2

    باز هم نوروز و بهار از راه می رسد و با خود شادابی و نشا ط را بر همگان هدیه می دهد.

    بهار روح طبیعت دوباره آمدو زندگی را به زمین و آسمان هدیه داد

    با آمدنش دوباره مرغان سحرگاه برشاخه ها نشستند و آواز شادی سر دادند دوباره شکوفه ها از روی درختان سر بر آوردند و چشمان خواب آلود خود را گشودند و با شادی بر حیواناتی که از خواب زمستانی برخاسته بودند لبخند زدند

    آری وقتی نگاه می کنیم می بینیم حتی کوهستان هم از این تغییر و تحول خوش حال است و اشک شوق مانند جویباری از چشمانش جاری است کوهستان ثابت کرد که آرزوها همیشه دست یافتنی است و دانه های اشکش هم فقط به چشمه حقیقت می پيوندد.

    بهار با آمدنش سردی را که زمستان در این مدت به زمین هدیه داده بود دور کرده و جانی دوباره به آن بخشید

    خدایا این زیبایی را برای ما حفظ کن  و کمک مان کن که زندگی مان مانند زمستان بی روح نباشد بلکه به زیبایی و گرمی بهار باشد.

    .

    .

    انشا در مورد توصیف فصل بهار 3

    بهار اولین فصل ما است. وقتی بهار میرسد همه درختان و برگ ها جانی دیگر پیدا میکنند و زنده میشوند. همه جا در فصل بهار سر سبز میشود و زمین نفسی تازه میکند. ولی پدرم همچنین میگو…ز…د که زمین چند ماهی هم نمیتواند نفس بکشد. ما در خانه هوا تنفس نمیکنم چون پدرم اجازه نمیدهد و در یک کار حرفه ای همه ما را در روز اول بهار مسموم میکند.

    وقتی بهار میرسد پدرم قیچی باغبانی را بر میدارد و به جانه درختان می افتد ولی او بلد نیست که چگونه کار کند و بهمین خاطر وقتی اعصبانی میشود درخت بیچاره را با تبر به زمین می اندازد. یکبار با قیچی باغبانی (برای بریدن شاخه های اضافی استفاده میشود) گوش خود را به زمین انداخته بود.

    فصل بهار بعد از فصل زمستان در این فصل تمامی برف ها آب میشوند. خانه ما خراب است و آب از بالای سقف چکه میکند پدرم 10 سال است میخواهد آنجا را درست کند ولی هر وقت درست میکند خانه به سرمان خراب میشود و مجبور میشویم در فصل تازه خانمان را دوباره درست کنیم.

    من فصل بهار را دوست ندارم ؛ در فصل بهار امتحانات خرداد ماه را در اردیبهشت ماه از ما میگیرند و معلمان دهن ما را تک تک سرویس میکنند ، در امتحان ریاضی سوال عربی میدهند.

    در فصل بهار میوه های تازه و جدیدی به بازار می آید ولی پدرم میگوید میوه های بهار سمی هستند و نباید آنها را خورد. من میدانم که ما فقیر هستیم و پول خرید میوه ها را نداریم ، در مدرسه همه بچه ها عینه گاو و گوسفند میوه و غذا میخورند و من هم عینه بز به آنها نگاه میکنم. پدرم یکبار یک کیلو سیب خریده بود که همه آنها را در راه خورده بود و نایلون آنها را بهمراه آشغال هایشان را برای ما آورده بود و مادرمم با چماق دستی اش به جان پدرم افتاد و او را سیاه و کبود کرد. پدرمم که دید زورش به مادرم نمیرسد کمربند را در آورد و افتاد به جونه من و تا صبح مرا زد. دیگر سیاه و کبود نشده

    بودم ، فلج شده بودم.

    من در تمامی فصل ها کتک میخورم ، اما در بهار کتک های سنگین تری میخورم و بهمین خاطر بهار را دوست ندارم. یکبار با پدرم در این فصل به قاچاق درخت رفته بودیم. پدرم تا خواست تبر را بزند باغبانان رسیدند و پدرم را گرفتند و تا صبح زدند ، من هم بچه بودم و زورم به آنها نمیرسید و داشتم پدرمم را تشویق میکردم پدرم به باغبانان گفت جان مادرتون یه لحظه صبر کنید. آنها نیز صبر کردند و در همین موقع بود مثله عقاب بر روی من فرود آمد و من را عینه خر زد طوری میزد که باغبانان خودشان به رحم آمده بودند و تعدادی درخت به پدرم دادن تا مرا از دست او نجات بدهند.

    پدر من خیلی مرده مهربانی هست من میدانم که وقتی اعصبانی میشود مرا میزند. پدرم مرا دوست ندارد ولی من او را دوست دارم او مرد خیلی خوبی هست. پدرم را در بهار سال قبل به عنوان توله سگ بزرگ گرفته بودند و امسال نیز او را به زندان

    بهار و زیبایی های آن را با کلامی زیبا توصیف کنید

    با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

    بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم. در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

    اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:

    بهار نیز یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. چه زیبا سروده است، سعدی شیرازی:

    منبع مطلب : persianbax.ir

    انشاهای زیبا در مورد فصل بهار و توصیف طبیعت بهاری

    انشاهای زیبا در مورد فصل بهار و توصیف طبیعت بهاری

    انشا درباره بهار مناسب کلاس چهارم

    در شروع بهار ما تعطیل هستیم و به مدرسه نمی رویم.

    همه این تعطیلات را دوست دارند چون عید است و ما به دیدن بقیه فامیل می رویم و بیش تر فرصت برای بازی با دوستانمان داریم.

    بعضی از سال ها، ما در تعطیلات عید نوروز که اول بهار است به مسافرت می رویم.

    هر شهری که ما به آن مسافرت کردیم، در بهار بسیار زیبا بود. درخت ها برگ های تازه باز کرده بودند و درخت های میوه پر از شکوفه بودند.

    از کنار هر جاده ای که رد می شدیم آن جا پر از گل های کوچک زرد و سفید بود و من از دیدن آن گل های زیبا خیلی خوشحال می شدم و از مادرم می خواستم کمی از آن ها را برای من بچیند.

    در بیش تر شهرها به خاطر بهار و عید نوروز جشن بر گزار می شد و در این جشن، بر گزار کنندگان مراسم، لباس های محلی می پوشیدند تا آداب و رسوم شهر خود را به ما معرفی کنند.

    در فصل بهار ما اولین چغاله بادام ها را می خوریم که بسیار خوشمزه است، چون درخت های بادام زودتر از بقیه ی درخت ها شکوفه می زنند و در اول بهار، چغاله ها آماده ی خوردن می شوند.

    در فصل بهار همه جا تمیز تر است، چون قبل از عید همه خانه تکانی می کنند، همین طور طبیعت هم دوباره سبز می شود و میدان ها و خیابان ها هم پر از گل می شوند.

    هوای بهار هم خیلی خوب است نه مثل زمستان سرد است که مجبور باشیم لباس خیلی گرم بپوشیم و نه مثل تابستان خیلی گرم است به همین خاطر من بهار را خیلی دوست دارم.

    انشا درباره فصل بهار مناسب کلاس ششم

    همه می دانیم که بهار یکی از زیباترین فصل های سال است و اکثر ما این فصل را دوست داریم.

    در بهار همه ی درخت ها پر از سرسبزی و شکوفه است، دشت ها پر از گل های تازه و زیبایی طبیعت صد چندان است.

    در روزهایی از بهار، باران بهاری شروع به باریدن می کند و باعث شادی ما و کشاورزان می شود، اما بعضی وقت ها هم اگر باران زیاد باشد باعث ایجاد سیل و خسارت می شود.

    بهار فصل شروع کار برای کشاورزان است، آن ها محصولاتی که نیاز دارند را در این فصل می کارند و به درخت های میوه نیز رسیدگی می کنند تا در تابستان از میوه های آن ها استفاده کنند.

    چون در فصل بهار طبیعت زنده می شود ما هم حال بهتری داریم.

    در این فصل معمولا شب ها و آخر هفته ها پارک ها شلوغ تر است، و همه به خاطر دیدن زیبایی های طبیعت و لذت بردن از هوای بهاری به بیرون از خانه می روند.

    اولین ماه فصل بهار فرودین است که هم زمان با شروع سال جدید است، و همه به خاطر عید و آمدن فصل بهار خوشحال هستند.

    در روز سیزدهم فروردین ما به طبیعت می رویم تا زیبایی های آن را ببینیم و از خداوند به خاطر این همه نعمتی که به ما داده است سپاس گزاری کنیم.

    در این روز نباید به طبیعت آسیب بزنیم و باید حواسمان باشید زیبایی های آن را با آشغال ریختن از بین نبریم.

    بهار به ما خوشحالی و امیدواری را یاد می دهد. بهار به ما می گوید که اگر زمستان است باید صبور باشیم چون بعد از زمستان فصلی به زیبایی بهار خواهد آمد.

    موضوع انشا : بهار را توصیف کنید

    بهار رستاخیر طبیعت است. بهار دمیدن روح در کالبد خشک زمین است که آن را دوباره زنده و سرسبز می کند.

    بهار فصل تازگی و سرسبزی است، فصلی که به زیباترین شکل ممکن، طبیعت را با گل و شکوفه می آراید تا جماعتی از این زیبایی انگشت به دهان بمانند.

    بهار سبزی دوباره ی درختان خیابان هاست، باغ پر از شکوفه ی درخت های سیب، زرد آلو و گیلاس است. شکفتن لاله های واژگون است در دشت هایی که آدمی را محسور می کند و به طبیعت می کشاند.

    بهار یعنی پیچیدن عطر شکوفه های بهار نارنج در باغ های شیراز، و گل دادن بوته های گل محمدی در قمصر کاشان که بعد تبدیل به گلابی خواهند شد که با آن خانه ی خدا عطر آگین می شود.

    طبیعت سبزی و تولد دوباره اش را مدیون بهار است. فصلی که دشت های خشک را تبدیل به سبزه زار های دیدنی می کند.

    رودخانه هایی که یخ بسته بودند در بهار دوباره خروشان می شوند، و گل های کوچک برای دیدن آفتاب سر از خاک بیرون می آورند.

    برفی که بالای کوه ها بود حالا با گرم شدن هوا، ذوب می شود و به آبی خوش گوار تبدیل شده و از چشمه ها بیرون می آید.

    زنبورهایی که زمستان را پشت سر گذاشته اند از کندو ها بیرون آمده و در طبیعت گشت و گذار می کنند و دوباره به کار مشغول می شوند.

    بهار فصلی است که آواز شاد پرنده ها در تمام طبیعت می پیچد، آوازی که بسیار شنیدنی ست.

    روزهای بهار شبیه احساسات آدمی ست که به یکباره تغییر می کند، لحظه ای آفتابی و صاف، و لحظه ای دیگر پر از رعد و برق و رگبار بهاری، و سپس نقش رنگین کمانی که در آسمان پدیدار می شود.

    بهار جلوه ی زیبایی خداوند است، فصلی که پر از نعمت و رحمت است. سپاس خدا را برای تمام زیبایی های بهار.

    منبع مطلب : www.coca.ir

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    ممیر 9 روز قبل
    1

    خیلییی عالی

    عسل بانو 15 روز قبل
    0

    من عسل هستم ۱۰ سالمه پدرم هر سال بهار برایم یک مداد سیاه میخرد و اگر ان مداد سیاه را گم کنم پرمو در میاره یه بار مداد سیاهمو گم کردم منو مثل سگ میزد با کمربند سیاه کبودم کرد اما من بازهم دوستش دارم اما اون منو دوست نداره

    فاطمه 🌹 16 روز قبل
    0

    عالی

    باران 28 روز قبل
    1

    من اصلا نمیدونم😑😑😑😑

    باران 28 روز قبل
    2

    😗😗😍😍😍😍

    Лэван 1 ماه قبل
    1

    Йцгшщзхфыплджэячьбю♥️👌🇷🇺

    مهدی 2 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید