توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا درباره ی از دل برود هر آنکه از دیده برفت

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    26بازدید

    انشا درباره ی از دل برود هر آنکه از دیده برفت را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    گسترش از دل برود هر آن که از دیده برفت انشا ضرب المثل صفحه 27 کتاب نگارش دوازدهم

    انشا صفحه ۲۷ کتاب نگارش پایه کلاس دوازدهم گسترش مثل نویسی ضرب المثل از دل برود هر آن که از دیده برفت از سایت نکس لود دریافت کنید.

    از دل برود هر آنکه از دیده برفت نگارش دوازدهم

    انشا در مورد از دل برود هر آن که از دیده برفت

    با سلام در این مطلب انشا درباره از دل برود هر آنکه از دیده برفت را برای شما که در صفحه 27 کتاب نگارش دوازدهم موجود هست را قرار میدهیم. عزیزانی که این مطلب را می خوانید شما می توانید انشا های دیگر و سوال‌های دیگر را در کتاب‌های درسی مختلف در گوگل جستجو کنید و در آخر جستجوی خودتان کلمه نکس لود را بنویسید تا انشاهای سایت ما برای شما آورده شود.

    انشا از دل برفت هر آن که از دیده برفت مقدمه و نتیجه

    مقدمه : “دستان چروکیده اش را رها کرد و رفت. دستان پدری را که سالیان سال با خونِ دل زحمتش را کشید و او را از جوانه ای به درختی تنومند تبدیل کرد. حال با بی مهری تمام او را راهی آسایشگاه کرد و خود رفت.”

    بدنه : “دیگر بغض همراه همیشگی پدر شده بود. دلش میان در میان آن همه تنهایی و در بین آن چاردیواری میگرفت. چشمش به در خشک شده بود تا شاید پسرش بیاید و احوالی از او بپرسد. روز به روز ضعیفتر میشد و کمرش خمیده تر میشد و قلبش از آن همه سنگدلی بدرد آمده بود.
    از آن همه قصاوت و بی مهری پسرش، هرروز چشمانش تر میشد. پسر اما او را فراموش کرده بود چنانکه از ابتدا او پدری نداشته است و ذره ای علاقه به پدر در قلبش وجود نداشت و تنها پدر نقش باری بر دوشش داشت که آن را بر زمین نهاد و به خیالش خود را آسوده کرد.
    هرصبح پدر بر روی نیمکت درون محوطه مینشست و تا شامگاه وقتش را در انتظار پسر بی محبتش سپری میکرد. کورسوی امیدی در دلش روشن بود که او بازمیگردد غافل از آنکه پسر غرق در خوشی و احوالات خویش، پدر و یاد پدر را به دست بادها سپرده بود و گویی دیگر در قلب و جان او هیچ جایی نداشت.”
    نتیجه : “انسانهای بی محبت، فراموشکارند و با محو شدن انسانها از میدان دیدشان، از دلشان نیز محو خواهند شد. گویی که از آغاز با یکدیگر غریبه بوده اند. تنها تا وقتی در دل این افراد میتوان جای داشت، که در چشمانشان حضور داشته باشی و اگر به هر دلیلی بروی و یا دیگر در دید او نباشی، بدان که از دل و خاطرش نیز پاک شده ای.” ف.میم

    انشا با موضوع از دل برو هر آنکه از دیده برفت نگارش دوازدهم

    مقدمه : “فک میکردم با رفتنش، نفس کشیدن برایم تمنا شود، زندگی برایم بی رنگ شود و امید را در تک تک لحظاتم گم کنم. فک میکردم جسمم زنده بماند شاید، اما روحم قطعا نه و به مرده ای متحرک تبدیل خواهم شد. او رفت. با شنیدن تمام تفاسیرم از نبودنش، یک روز بیدار شد و برای همیشه رفت و پشت سرش را هم نگاه نیانداخت.”

    بدنه : “با رفتنش شکستم، اما بازهم برخاستم. زخم خوردم، اما بهبود یافتم. تاریکی دفتر دلم را سیاه کرد، اما با تابش خورشید، روشنایی مهمانش شد. مُردم، اما نیرویی عیسی وار مرا زنده کرد و حیاتی را که در حال سقوط بود، به پرواز درآورد.
    حال که مدتها گذشته و زمان زیادیست که او را ندیده ام، قلبی را که هردَم برایش در تپش بود دیگر در سینه احساس نمیکنم. گویی پس از او، قلب دیگری در سینه ام متولد شده که جایی برای او و محبت به او ندارد. گویا جسم و جانم همگی او را به ذهن باد سپره اند تا یاد او را با خود به دوردست ها ببرد.
    زندگی ای را که پس از او راکد میپنداشتم، حال چونان آبی زلال و روان در جریان است. قلبی را که پس از او تکه ای سنگ تصور میکردم، حال چونان آغوش مادری مهربان برای همه است و عشق تا لبالب آنرا احاطه کرده است. صحنه ای که از وجود او تهی شد و چشمانی که دیگر وجود او را لمس نمیکرد، به قلب و جانم سرایت کرده و او را از زندگی ام، پاک کرده است. ذهنی که روزی به سوی کسی جز او کشیده نمیشد، حال به هرسویی که او نیست جولان میدهد.”

    نتیجه : “قلبی که چونان ذهن آدمی فراموشکار است، تنها تا وقتی که در میدان دید و زندگی کسی باشی در آن جای داری. با رفتن، جای خالی خود را، با تهی پر میکنیم و نهایتا از دل پر خواهد کشید، هر آنکه از دید آدمی رفته است.” ف.میم

    گسترش از دل برود هر آن که از دیده برفت نگارش دوازدهم

    مقدمه : همه ی ما انسان ها روزی کسی را دوست داشته ایم و یا داریم و شاید کسی بیاید که دوستش داشته باشیم. اما هر چیزی ممکن است اورا از چشم ما بیندازد. با دروغ،خیانت،دورویی، و یا هرچه که در خط قرمز ماست.

    بدنه : سالها پیش کسی به زندگیم امد؛ کسی که اصلا فکرش را نمیکردم روزی تا این حد دوستش داشته باشم. اما سالی بیش نگذشت که متوجه دروغ های مکررش شدم. دروغ هایی که جوابش را میدانستم و از تو خرد میشدم،می شکستم و کسی متوجه نمیشد. روزهای سرد زمستان بر خلاف سال قبل با سردی تمام می گذشتند و روز به روز افسرده تر میشدم. تا اینکه روزی خسته شدم و بیرون رفتم. همان کافه ای که تقریبا پاتوقمان شده بود. رفتم نشستم و طبق معمول قهوه ی تلخی سفارش دادم،بدون شکر؛تلخِ تلخ. داشتم قهوه ام را میخوردم که دیدمش! با همان پالتویی که برایش خریده بودم. و همان دست بند ست.
    اما انگار خودش نبود، نگاهش همان نبود، دختری پشتش بود، با شال قرمز همرنگ لب هایش. من را دید اما بی توجه رفت و ان طرف تر نشست. من همان جا جا ماندم و شکستم. اما چیزی نگفتم و خودم صدای شکستنم را شنیدم. رفتم… همان جا بود که از چشمم افتاد و حال که دو سال گذشته دیگر دوست ندارم به او و خاطراتش فکر کنم.دوستش ندارم!

    نتیجه : می شود کسی را در حد مرگ دوست داشت و دیگر دوستش نداشت. می شود که از چشمت بیفتد و فراموشش کنی.می شود. هر چند سخت اما می شود…….!

    انشا اول از دل برود هر آنکه از دیده برفت مقدمه بدنه نتیجه

    مقدمه : مطمئن باشید اگر چیزی یا کسی را مدتی نبینی از خاطرت پاک میشود اگر هم پاک نشود چهره اش از خاطرت میرود یا چهره ی او تغییر میکرد یا رفتارش تغییر میکند و …

    بند های بدنه : در روزگاران گذشته، در یک شهری یک خانواده که یک فرزند داشتند زندگی میکردند. بچه ی آنها بزرگ و بزرگتر شد و پسر تصمیم گرفت که برای تحصیل و کار به شهری دور برود. پدر و مادرش را به سختی قانع کرد که به سفر برود پس از قانع کردن آن ها، عازم سفر شد تمام وسایل خود را جمع کرد و پدر و مادرش را بوسید و رفت. پسر که رفت درگیر تحصیل و کار شد و چون خانواده ی او از لحاظ مادی ضعیف بودند پسر مجبور بود برای خرج تحصیلش کار کند.

    چند سالی گذشت و حتی پسر یک بار به شهر خودشان نرفت که به پدر و مادرش سر بزند. پدر و مادرش از غصه پیر شده بودند و جوانی و زیبایی خودشان را از دست داده بودند و خبر نداشتند که پسرشان کجاست و دارد چه میکند. بعد از گذشت 20 سال پسر تصمیم گرفت به شهر خود بازگردد و پدر و مادرش را خوشحال کند که پسر آنها پیشرفت کرده و بهترین شغل را دارد. به زور آدرس خانشان را پیدا کرد چون فراموش کرده بود.

    به خانه رسید و در را زد و یک پیرزن بیرون آمد. پسر تعجب کرد و گفت تو کیستی که در خانه ی ما زندگی میکنی. پیرزن جواب داد پسرم تو هستی که 20 سال است که من و پدرت چشم انتظارت هستیم. پسر تعجب کرد و جا خورد و قبول نکرد که این پیرزن مادرش است. اما مادرش همه ی داستان زندگیشان را برایش تعریف کرد و پسر فهمید که دوری او باعث شده که پدر و مادرش به این روز بیفتند. پدرش رو به پسر کرد و گفت : از دل برود هر آن که از دیده برفت. پسر نادم و پشیمان بود.

    نتیجه گیری : دوری در هرجایی باعث فراموشی و دل کندن میشود. درست است فراموش کردن پدر و مادر سخت است اما اگر دیده ی خودتان را از آنها دور نگه دارید ممکن است فراموش شوند. پس مراقب باشید که از هرچیزی چشم نپوشانید چون از دلتان میروند.

    متن ادبی از دل برود هر آنکه از دیده برفت

    تا تو رفتی همه گفتند : از دل برود هر آنکه از دیده برفت… و به ناباوری و غصه ی من خندیدند آه ای رفته سفر… که دگر باز نخواهی برگشت کاش می آمدی و می دیدی که در این عرصه ی دنیای بزرگ من چقدر تنهایم… و بدانی که: از دل نرود هر آنکه از دیده برفت!!!

    جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

    پریچهر :
    مقدمه : سالنامه کهنه پدر بزرگ را پیش رویم باز کرده و سر سری ورق میزنم و سپس ، تصمیم به خواندن میگیرم .
    بدنه : در همان صفحه اول ، با خطی نسلیق که مثلش را ندیده ام ، بسم اللهی با ناز و کرشمه کشیده است و در صفحه دوم ، شجره نامه ای از همه ماست .
    شروع به خواندن کرده و دریای چشمم شروع به مواج شدن میکنند ، در هر صفحه از ما هم گفته ، چه روزی آمدم ، کی آمدم ، چه شکلی بودم ، حسش به من چه بود ؛ با توصیفش در مورد خودم که نوشته بود : تیله ای ترین چشم ها و رام کننده ترین مو ها و براق تربین پوست ، برای چند ثانیه به عکسش بر طاقچه نگاه کرده و اشک میریزم .
    دیگر صفحات آخر بود و برای او نوه هایش به اتمام رسیده بودند ، اما من ، صاحب یک برادر و پسردایی نیز شده بودم که از خون او هستند ولی در دفتر نیستند .
    نتیجه : نگاهی بر آخرین صفحه انداختم که نوشته بود : به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست ؛ و چه راست گفت و این حکایت ، حالا حالا ها ادامه دارد ، حتی بدون او .

    پریچهر :
    دیگر دیر شد و وقت رفتن فرا رسیده است ، اما برای دقایق آخر که با خود فکر میکنم ، میبینم آن چنان هم بد نبوده ، شروعش با من نبوده و پایانش نیز با من نخواهد بود ، من فقط یک نفر از ملیون ها و ملیارد نفری هستم که مشغول زندگی اند . با رفتن من ، هیچ چیز تمام نخواهد شد ، حتی شروع خیلی چیز ها نیز خواهد بود ، پس از من ، فرزندانی هستند که از خون و رگ و پوست منند و راه مرا ادامه خواهند داد ، شاید حتی بهتر از خودم .
    پس رفتن ، همیشه هم بد نخواهد بود ، آن طرف هم منتظر من هستند و این طرف ادامه دهنده راهم ، پس بعد از من هم زندگی جریان و حکایت هم چنان ادامه دارد ، فقط دفتر زندگانی من به اتمام رسیده .

    نویسنده : یاد و خاطره کسی که خیانت میکند به اعتماد فردی دیگر برای آن فرد دیگر ارزشی ندارد فقط آن خاطرات باعث ایجاد نفرت بیشتری است.

    منبع مطلب : nexload.ir

    مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    گسترش ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت با یک انشا انتقادی

    گسترش ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت

    ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - یکی از تمرین های مثل نویسی کتاب نگارش پایه دوازدهم گسترش ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت است. برای بازآفرینی یا نوشتن یک انشا درباره این ضرب المثل بهتر است ابتدا درباره مفهوم از دل برود هرآنکه از دیده برفت خوب فکر کنید و آن را سبک و سنگین کنید. آیا با این موضوع مواجه شده اید و به آن اعتقاد دارید؟ آیا خاطره ای دارید که شما را به یاد این مثل بیندازد؟ یا شاید هم نگاه انتقادی به چنین ضرب المثلی دارید. هر آنچه فکر می‌کنید را می‌توانید آزادانه با زبان ساده و روان بنویسید و مهارت های نوشتاری خود را نشان دهید. 

    گسترش ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت

    مقدمه

    آدم قرار نیست به همه ضرب المثل ها اعتقاد داشته باشد و آن ها را قبول کند. ممکن است بعضی از آن ها فکر اشتباهی را در ذهن آدم‌ها جا بیندازد تا آنجا که تبدیل به یک فرهنگ اشتباه شده و حتی باعث رنجش دیگران بشود. یکی از این ضرب المثل ها، از دل برود هر آنکه از دیده برفت است، من این جمله را از آدم های بسیاری که دوست دارند همیشه نقش قربانی و مظلوم را بازی کنند بارها شنیده ام، اما هرگز به آن معتقد نیستم! 

    بدنه

    از نظر من علاقه ای که فقط با جلوی چشم دیگری بودن وجود داشته باشد و با دور شدن از بین برود، از اول هم احساس جدی‌ای نبوده که بعدا برای از دست رفتنش غصه بخوریم. اما اگر شما توقع دارید وقتی از کسی دور شدید، طرف مقابلتان شب و روز گریه و زاری کند و از کار و زندگی بیفتد، متاسفانه کمی لوس و پر توقع تشریف دارید. پس لطفا اینقدر از ضرب المثل از دل برود هر آنکه از دیده برفت به عنوان نیش و کنایه و آه و افسوس استفاده نکنید!

    طبیعی است که هر انسانی وقتی از عزیزی دور می‌شود، یا خدای ناکرده عزیزش را از دست می‌دهد، در عین دلتنگی و پریشانی، به زندگی اش ادامه می‌دهد و پس از مدتی هم زندگی روال عادی و روزمره را به خودش می‌گیرد. اما بدون شک عشق و علاقه واقعی وقتی در قلب نفوذ کند هرگز از بین نمی‌رود و چه بسا با کهنه شدن این احساس در دل، عمیق‌تر هم بشود. 

    اگر نگاهی به تاریخ ادبیات دنیا بیندازید و اشعار شاعران را از گذشته تا کنون بخوانید می‌بینید که عشق های واقعی با دور شدن، پر رنگ تر شده اند و از میان نرفته اند. این را در زندگی روزمره خود نیز می‌توانیم مشاهده کنیم. تلفن های راه دوری که فرزندان و پدر و مادرها را به هم نزدیک می‌کند، تماس های تصویری دو دوست که سال هاست از هم دورند اما دوستی‌شان پابرجاست، مزارهایی که پس از گذشت سال‌ها هنوز هر جمعه گلباران می‌شوند، و یادبودهایی که برای قهرمانان تاریخی هر ملتی برگزار می‌شود... همه و همه نشان می‌دهد خوبی و محبت از میان رفتنی نیست و نیازی به حضور فیزیکی ندارد. 

    نتیجه

    من برای کسانی که به ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت باور دارند، بسیار متاسفم. شاید آن ها از عزیزان و اطرافیان خود بی مهری و بی وفایی دیده اند. اما نباید به خاطر بدرفتاری بعضی از آدم های ناسپاس، بدبین باشیم و به عشق و محبت، ایمانمان را از دست بدهیم. 

    منبع مطلب : setare.com

    مدیر محترم سایت setare.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مثل نویسی از دل برود هر آنکه از دیده برفت 98-99 - پرتال دکتر سلام

    مثل نویسی از دل برود هر آنکه از دیده برفت

    انشا درباره ضرب المثل از دل برود هر آنکه از دیده برفت معنی مثل از دل برود هر آن که از دیده برفت

    مثل نویسی از دل برود هر آنکه از دیده برفت,از دل برود هرآنکه از دیده برفت,انشا درباره ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت

    در این مطلب پرتال دکترسلام، در مورد ضرب المثل از دل برود هرآنکه از دیده برفت قصد داریم یک مثل نویسی خوب و عالی و پر معنا انجام بدیم؛ دقت داشته باشید که این انشا برای پایه دوازدهم صفحه ۲۶ کتاب درسی مثل نویسی است.

    آدم ها موجودات عجیبی اند، زود دل می بندند و عادت می کنند و زود دل می کنند و فراموش می کنند. از دو روز دنیا یک روز و نیمش را در حال دل بستن هستند و نیم روز باقی مانده را در حال حسرت و پشیمانی از آن. اما می رسیم به این ضرب المثل که می گوید از دل برود هرآنکه از دیده برفت! همانطور که گفته شد آدم ها زود دل می بندند و زود ادعای عاشقی می کنند اما بعد از گذر چند صباحی با ندیدن و دوری از آن زود فراموش می کنند و به دیگری دل می بندند.

    چرخه ی طبیعت اینگونه است تا زمانی که جلوی چشم دیگران هستی و تو را می بینند در یادشان باقی می مانی ولی تا همین که دور شوی و دوری کنی و به قول معروف از جلوی دید آن ها بروی تو را فراموش می کنند. اما بیاییم با دیدی مثبت به این ماجرا نگاه کنیم. بیاییم آدم هایی که با حضورشان در زندگی ما به ما امواج منفی وارد می کنند و دل ما را از سیاهی و کدورت تیره می کنند را از خود دور کنیم به طوری که دیگر آن ها را نبینم تا رفته رفته با ندیدن آن ها از دل و از زندگی ما بیرون روند به دنبال آن دل ها باری دیگر صاف و سفید شوند و کینه از دل ما فراری شود.

    با همه ی این اوصاف این ضرب المثل راه و روشی درست را پیش روی ما می گذارد آن ها سنجش و آزمونی است که انسان می تواند در مسیر زندگی از خود بگیرد بر فرض مثال اگر ادعای عشق و محبت کرد مدتی را از او دوری کند، اگر هم چنان در یاد او بود آن موقع به این نتیجه می رسد که نیامده که برود آمده تا بماند و در زندگیش نقش آفرین باشد و گر نه هر آدمی که مهم نباشد خیلی زود با دوری از آن از دل می رود. آیا شما در زندگی چنین تجربیاتی داشته اید؟

    همچنین در پرتال بخوانید :

    مثل نویسی به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست

    منبع مطلب : hidoctor.ir

    مدیر محترم سایت hidoctor.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    مهدی 7 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید