توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    امام صادق درباره ساده زیستی پیامبر چه می فرماید هدیه هفتم

    دسته بندی :
    1. نکس 98
    2. مطالب سایت
    4بازدید

    امام صادق درباره ساده زیستی پیامبر چه می فرماید هدیه هفتم را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    پاسخ سؤالات و پرسش های پیام های آسمان هفتم ( درس 6)

    پیامبر رحمت

    پرسش های متن درس

     

    ۱ - چرا زندگی پیامبران می تواند به صورت کامل ، الگوی زندگی ما قرار گیرد ؟

    همانطوری که گفتار پیامبران نشانگر راه دستیابی به رستگاری است ، رفتار آن ها  نیز الگوی زندگی ماست . پیامبران الهی چون خود هدایت یافته بودند بهترین شیوه ی زندگی را انتخاب می کردند . بنا براین زندگی آن ها به صورت کامل می تواند الگوی زندگی ما قرار گیرد.

    ۲ - سه ویژگی اخلاقی پیامبر گرامی اسلام را نام ببرید .

    الف : بزرگواری و محبت

    ب : عزَّت نفس

    ج : تواضع و ساده زیستی

    ۳ - خداوند در باره ی اخلاق نیکوو مهربانی پیامبر اسلام ( ص ) چه می فرماید ؟

    بی شک برای شما پیامبری از خودتان آمده است . بر او دشوار است شما در سختی بیفتید . و به هدایت شما اشتیاق فراوان دارد . و نسبت به مؤمنان بسیار دلسوز و مهربان است .

     

    خودت را امتحان کن

    ۱ - چه کسانی می توانند در پیمودن راه های سخت و طولانی راهنمای دیگران باشند ؟ چگونه ؟

    پیامبران تنها کسانی هستند که می توانند با آوردن دین آسمانی ، مسیر صحیح زندگی را به ما نشان دهند .

    ۲ - اگر کسی به راهنمایی فرستادگان الهی توجه نکند. چه سرنوشتی خواهد داشت ؟ توضیح دهید .

    سر انجام زندگی آن ها رستگاری و رسیدن به بهشت زیبای خداوند نیست ، به دلیل آن که کسانی می توانند به این دو موهبت دست یابند که از پیامبران پیروی کنند .

    ۳ - چهار مورد از ساده زیستی پیامبر اکرم را بیان کنید .

    الف : وقتی به مجلسی وارد می شد ، هر جا که خالی بوده می نشست و دوست نداشت جای مخصوصی برایش در نظر بگیرند .

    ب :  وقتی سواره به جایی می رفت اجازه نمی داد کسی با پای پیاده همراهش برود .

    ج : برای خودش غذای مخصوص مشخص نمی کرد .

    د : هر گاه شخصی از ایشان دعوت می کرد که برای صرف غذا به خانه اش برود با خوشرویی دعوتش را می پذیرفت.

    ۴ - با ذکر یک نمونه عزت نفس را تعریف کنید .

    عزت نفس ، احساس با ارزش بودن است . یعنی اینکه خودمان را پیش از دیگران کوچک نکنیم . مثلاً برای روشن کردن چراغ اتاق ، از دیگران درخواست نکنیم، بلکه خودمان این کار را انجام دهیم .

     

    فعالیت کلاسی

    فعالیت اول :

    به نظر شما چگونه می توان عزت نفس را حفظ کرد ؟ در باره ی این موضوع در کلاس گفت و گو کنید .

    انسان با حفظ ارزش خود، کوچک نکردن خوددر پیش دیگران و درخواست نکردن کارهایی از دیگران که انجام آن ها وظیفه ی خودش است . می تواند عزت نفس خود را حفظ کند.

    فعالیت دوم :

    به نظر شما چگونه می توان پیامبر اکرم را سرمشق کامل زندگی قرار داد ؟


    با عمل به دستورات ایشان و پیروی کردن از راهنمایی های آن حضرت ، می توانیم ایشان را سرمشق کامل زندگی قرار دهیم .

     

    پایان

     

     

     

    منبع مطلب : dinishahin.blogfa.com

    مدیر محترم سایت dinishahin.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    پیام های آسمان هفتم درس 6 پیامبر رحمت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    نام و نام خانوادگی :                پیام های آسمان هفتم / اول متوسطه

    مدرسه ی راهنمایی نمونه ی نخبگان محمود آباد

    درس ششم /پیامبر رحمت

    منبع مطلب : www.daqr86.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.daqr86.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ساده زیستی پیامبر اکرم (ص)

    ساده زیستی مورد نظر اسلام عبارت از عدم دلبستگی به مظاهر دنیا و رهایی از تجملات و تشریفات زاید زندگی و بی پیرایه بودن است، و مقابل آن تجملگرایی و رفاه زدگی است. ساده زیستی از ویژگی های بارز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به عنوان الگوی نیکوی مسلمانان می باشد.

    مفهوم ساده‌زیستی

    ساده‌زیستی خود یکی از مراتب زهد است و برای رسیدن به زهد باید این مرحله را طی کرد. ساده‌زیستی هر چند به معنای زهد و بی‌رغبتی به دنیا نیست؛ ولی یکی از راه‌های کسب آن است و ترویج فرهنگ ساده‌زیستی در جامعه به تقویت فرهنگ زهدگرایی می‌انجامد.[۱]

    ساده‌زیستی دارای مراتبی است که با توجه به شخصیت و شأنیت افراد متفاوت است. به طوری که لزوم ساده‌زیستی در رهبران و کارگزاران از شدت بیشتری برخوردار است و هر چه مسوولیت‌ها سنگین‌تر شود، ساده‌زیستی یک امر واجب می‌شود.[۲] امام علی علیه السلام می‌فرماید: بر پیشوایان حق است تا می‌توانند خود را به حال فقیرترین مردم درآورند، تا فقیر به فقرش راضی باشد.[۳]

    در مورد ساده‌زیستی باید گفت که فرد در عین توانایی داشتن زندگی بهتر، با توجه به درجه معنویت خود و تأسی از ائمه معصومین، خود به دنبال زندگی ساده و بی‌پیرایه است. «از طرفی برای ساده‌زیستی حدود و مرزهایی وجود دارد که این حدود لایتغیر است، از جمله نفی‌ اسراف، تبذیر، اتراف و تجمل است و همچنین رعایت کفاف، عفاف، قناعت و... است. با توجه به این نکات، ساده‌زیستی علی‌رغم تغییر صورت آن در زمان‌های مختلف، دارای حدود و مرزهای ثابت است».[۴] در مقایسه‌ای دیگر باید گفت: ساده‌زیستی امری پسندیده و مورد توجه معصومین علیهم السلام است.

    شهید مطهری در باب سیره عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌نویسد: زهد و ساده ‌زیستی از اصول زندگی او بود. در عین سادگی، طرفدار فلسفه فقر نبود. بکارگیری مال و ثروت را به سود جامعه و در راههای مشروع لازم می‌شمرد و می‌فرمود: «نعم المال الصالح للرجل الصالح».[۵]

    مسلما ادامه حیات در گرو بهره ‌برداری و استفاده از امکانات موجود و سرمایه ‌های دنیوی است. پروردگار متعال به پیامبر مکرم اسلام می‌گوید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادهِ وَالْطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هی لِلَّذینَ آمَنُواْ فی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یوْمَ الْقِیامَةِ کَذالِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ»؛[۶] بگو ای پیامبر چه کسی زینت‌های خدا را که برای بندگان خود آفریده است، حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع نموده؟ بگو: این نعمت‌ها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها در آخرت برایشان خواهد بود.

    ساده‌زیستی پیامبر اسلام

    امام علی علیه السلام، پیامبر صلی الله علیه و آله و زندگی او را این گونه توصیف می‌کند: «پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا چندان نخورد که دهان را پرکند و به دنیا با گوشه چشم نگریست، دو پهلویش از تمام مردم فرورفته‌تر و شکمش از همه خالی‌تر بود، دنیا را به او نشان دادند؛ اما نپذیرفت... روی زمین می‌نشست و غذا می‌خورد و چون برده ساده می‌نشست، با دست خود کفش خود را وصله می‌زد و جامه خود را با دست خود می‌دوخت... پرده‌ای بر در خانه آویخته بود که نقش و نگار داشت، به یکی از همسران فرمود: این پرده را از چشمان من دور کن که هرگاه نگاهم به آن می‌افتد، به یاد دنیا و زینت های آن می‌افتم، پیامبر صلی الله علیه و آله با دل از دنیا روی گرداند و یادش را از جان خود ریشه کن کرد...».[۷]

    خوراک پیامبر اکرم

    عمر می‌گفت: روزی به اتاق پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم، دیدم او بر بوریا خفته بود و بوریا بر پهلوی او رد انداخته بود و اندوخته خوراک پیامبر صلی الله علیه و آله هم چیزی جز دو مشت جو و یک مشت تره نبود؛ گریه‌ام گرفت. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای پسر خطاب چرا گریه می‌کنی؟ گفتم: چرا گریه نکنم؟ تو برگزیده خدایی و این اندوخته غذایی توست، در حالی که خسرو و قیصر غرق در میوه و نعمت‌های فراوانند، فرمود: ای عمر خشنود نیستی که دنیا از آن ایشان و آخرت از آن ما باشد؟ من هم پذیرفتم.[۸]

    روایت‌های مختلفی در مورد خوراک ایشان نقل شده است؛ از جمله این که ایشان هیچگاه سه شب متوالی سیر غذا نخورد، تا رحلت فرمود.[۹] گاهی سه ماه متوالی بر خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گذشت که آتشی برای پختن غذا روشن نمی‌کردند؛ زیرا بیشتر خوراک ایشان آب و خرما بود، گاه همسایه‌ها زیادی شیر گوسفندان خود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرستادند.[۱۰] پیامبر صلی الله علیه و آله حتی دو روز پیاپی از نان جو هم سیر نشد.[۱۱]

    از انس بن مالک نقل است، فاطمه سلام الله علیها قطعه نانی برای رسول‌خدا آورد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای فاطمه این چیست؟ گفت: قرص نانی پخته‌ام، دلم آرام نگرفت تا این قطعه را برای شما آوردم. فرمود: دخترم این اولین غذایی است که از سه روز پیش تاکنون به دهان پدرت رسیده است.[۱۲] باز از انس بن مالک است، هرگز در غذای روز یا شب پیامبر صلی الله علیه و آله نان و گوشت با هم در سفره نبود؛ مگر در مهمانی‌ها.[۱۳]

    از ابو امامه نقل شده که گفته است: هیچگاه از سفره خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله حتی قطعه نان جوینی هم باقی نمی‌ماند.[۱۴]

    پوشاک پیامبر اکرم

    پیامبر سادگی را در پوشاک هم رعایت می‌کرد. ایشان بعضی اوقات جامه خود را وصله می‌کرد.[۱۵] گاهی لباس پشمینه می‌پوشید.[۱۶]

    از انس بن مالک روایت شده، پادشاه روم ردایی از سندس به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه کرد، رسول‌خدا آن را پوشید، مردم گفتند: ای رسول‌خدا آیا این جامه از آسمان بر شما نازل شده است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از این تعجب می‌کنید و حال آنکه سوگند به کسی که جانم در دست اوست، دستمالی از دستمال‌های سعد بن معاذ در بهشت، بهتر از این است. آنگاه آن را نزد جعفر بن ابیطالب فرستاد که به نجاشی برگرداند[۱۷] و در نقل دیگر قبای حریری به رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله هدیه شد که نخست آن را پوشید و در آن نماز گزارد؛ سپس از پوشیدن آن منصرف شد و آن را بیرون آورد و فرمود: برای پرهیزکاران شایسته نیست.[۱۸]

    محل خواب حضرت نیز بسیار ساده بود. تشک پیامبر صلی الله علیه و آله چرمی از لیف خرما بود.[۱۹] از عایشه نقل است که روزی بانویی از انصار به خانه ما آمد و رختخواب پیامبر که یک عبای تا شده بود، دید و تشکی انباشته از پشم فرستاد، چون رسول‌ خدا پیش من آمد، فرمود: این چیست؟ گفتم: بانوی انصاری چون رختخواب شما را دید این را فرستاد. پیامبر فرمود: این را برگردان، ای عایشه اگر می‌خواستم خداوند کوه‌هایی از طلا و نقره در اختیارم قرار می‌داد.[۲۰]

    در روایت دیگری از عبدالله بن مسعود است که می‌گفت، پیامبر صلی الله علیه و آله بر روی حصیری خوابید که روی پوست ایشان اثر و نشانه انداخته بود؛ چون بیدار شد، من شروع به دست کشیدن به محل نشان حصیر کردم و گفتم چه می‌شود اگر به ما اجازه فرمایی که روی این حصیر چیزی بگسترانیم تا از تاثیر آن محفوظ بمانی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: مرا با دنیا چه کار است، مثل من و دنیا چون سواری است که زیر درختی سایه می‌گیرد و سپس به سرعت حرکت می‌کند و درخت را رها می‌کند.[۲۱]

    مرکب پیامبر اکرم

    تواضع و فروتنی پیامبر صلی الله علیه و آله به حدی بود که در وسایل و زندگی شخصی ایشان نمود داشت، از جمله مرکب ایشان بود، ایشان علاوه بر اسب بر شتر و قاطر نیز سوار می‌شدند.[۲۲] و گاهی نیز کسی را هم ترک خود سوار می‌کرد.[۲۳] در مواردی هم بر خر بی‌پالان سوار می‌شد.[۲۴] در بعضی مواقع نیز با پای پیاده بدون دستار و کلاه راه می‌رفتند.[۲۵]

    خانه پیامبر اکرم

    واقدی از عبدالله بن زید هذلی نقل کرده که می‌گفته است: من خانه‌های همسران رسول‌ خدا را در آن موقع که به فرمان عمر بن عبدالعزیز ویران کردند دیدم، دیوار حیاط‌ها از خشت خام بود و هر حیاط دارای حجره‌هایی از چوب و شاخ خرما بود که میان آنها را گل اندود کرده بودند، حتی در یک مورد که ام‌سلمه در نبود پیامبر صلی الله علیه و آله حجره خود را با خشت خام بنا کرد؛ چون رسول‌ خدا برگشتند و متوجه شدند، فرمودند: این چیست؟ ام‌سلمه گفت: ای رسول‌ خدا خواستم از دید مردم محفوظ باشم، فرمودند: ای ام‌سلمه بدترین چیزی که اموال مسلمانان در آن راه خرج شود، ساختمان است.[۲۶]

    در زمان ولید بن عبدالملک و به دستور وی حجره‌های همسران رسول‌خدا ضمیمه مسجد شد، سعید بن مسیب گفت: به خدا سوگند دوست می‌داشتم که آن حجره‌ها را به همان حال نگه می‌داشتند، تا آنکه مردم مدینه و هر کس به آنجا می‌آید، ببیند رسول‌خدا در زندگی خود به چه مقدار کفایت می‌کرد و موجب شود که مردم از مال اندوزی و فخرفروشی دست بردارند و به زهد رو آورند.[۲۷]

    پرهیز از خوی استکبار

    یکی از نمودهای ساده‌زیستی، پرهیز از تکبر و خوی استکباری است. رسول‌ خدا فرمود: پنج کار را ترک نمی‌کنم، تا پس از آن برای امتم سنت گردد؛ روی زمین با غلامان غذاخوردن، سوار الاغ بی‌پالان شدن، بز را با دست خود دوشیدن، لباس پشمینه پوشیدن و به کودکان سلام کردن.[۲۸] ایشان هنگامی که سواره بود، اجازه نمی‌داد کسی پیاده با آن حضرت حرکت کند، یا او را با خود سوار می‌کرد و یا اگر فرد نمی‌پذیرفت، می‌فرمود: جلوتر برود و در فلان مکان منتظر باشد.[۲۹] با توانگر و تنگدست یکسان مصافحه می‌کرد؛[۳۰] اگر به خوردن چیزی دعوت می‌شد، آن را کوچک نمی‌شمرد، هر چند خرمایی پوسیده باشد.[۳۱]

    در خوراک و پوشاک بر غلامان و کنیزانش برتری نمی‌جست.[۳۲] دعوت هر کس را چه آزاد و چه غلام می‌پذیرفت. در دورترین نقاط شهر از بیماران عیادت می‌کرد.[۳۳] در خانه به اهل خانه کمک می‌کرد.[۳۴] هنگام نشستن تکیه نمی‌کرد.[۳۵]

    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من همان طور غذا می‌خورم که برده غذا می‌خورد، همانطور می‌نشینم که برده می‌نشیند که من بنده‌ای از بندگان خدایم.[۳۶] پیامبر صلی الله علیه و آله حتی در سلام کردن به کودکان نیز سبقت می‌گرفت. از انس بن مالک نقل است که پیامبر صلی الله علیه و آله مرا برای انجام کاری فرستاد، گروهی از کودکان را دیدم و با ایشان نشستم که پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و به کودکان سلام کرد.[۳۷]

    از ابوذر نقل است که رسول‌ خدا بدون امتیاز در میان اصحاب خود می‌نشست‌، هرگاه بیگانه‌ای وارد مجلس می‌شد، ایشان را نمی‌شناخت تا این که بپرسد.[۳۸]

    علاوه بر این که خود پیامبر صلی الله علیه و آله خصلت ساده‌زیستی داشت، حتی از جانب خدا مامور بود به همسران خود که درخواست زندگی بهتری داشتند، وحی خداوند را اعلام کند: «یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاة الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحا جمیلا و ان کنتن تردن الله و رسوله والدار الآخرة اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما».[۳۹] ای پیامبر صلی الله علیه و آله به زنان خود بگو؛ اگر شما زندگانی و زینت دنیا را می‌خواهید، بیایید تا من مهر شما را پرداخته و همه را به خوبی طلاق دهم و اگر طالب خدا و رسول و مشتاق آخرت هستید، همانا خدا به نیکوکاران از شما اجر عظیم عطا خواهد کرد.

    پانویس

    منابع



    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید