در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
    تبلیغات دانشگاه آزاد

    از پیشگامان تاسیس مدرسه به سبک اروپایی

    1 بازدید

    از پیشگامان تاسیس مدرسه به سبک اروپایی را از سایت نکس 98 دریافت کنید.

    پیشگامان ونوآوران مدارس جدید در ایران

     

     با تشکیل دولت صفویه در ایرن، روحانیون جایگاه مهم و اثرگذاری یافته ودرطی قرون   بعدی نیز این قشر از جامعه پس از پادشاه و صدراعظم از نفوذ و قدرت زیادی برخوردار گردیدند.

    آنان به واسطه قدرت معنوی در ذره ذره ی وجودی مردم و جامعه رسوخ کرده، چنانکه فتوای میرزای شیرازی پایه های حکومت ناصری را به لرزه در آورد و حمایت مردم از کلام و فتوای علما، در اندک زمانی امتیاز توتون و تنباکو را با شکست مواجه ساخت.

    اکثر مردم دوره ی قاجار «به حکم حدیث «من تشبه بقوم و هومنه» هرگونه اخذ تمدن اروپایی را مطرود می شمردند و در این راه از بذل هیچگونه کوششی فروگذاری نمی کردند.»[1]

    علیرغم مخالفت برخی از علمای منتسب به دربار که ترویج معارف و آگاهی در سطح عمومی هراس داشتند، علاقه مندانی چون «امین الدوله» از تعمیم و گسترش مدارس جدید کوتاه نیامدند.

    اقدامات و اندیشه ی اصلاح گرایانه ی او مورد عنایت شاه بود چرا که شاه او را «از اغراض شخصی خالی و وارسته می دانست و از اوایل حکومت ناصری با او در امور مختلف مشورت می کرد.»[2]

    وی بعدها نیز در دوران مظفری بر لزوم اصلاحات پافشاری نموده وبه شاه جدیدتذکرمی دهدکه «اگربخواهیددرزمان سلطنت از خودتان نام نیکی بگذارید به قدر امکان جدیت کنید کارها رو به اصلاح برود. اصول قدیم زمان ناصری با زندگی دنیای امروز متمدن موافقت نمی کند. ایران معارف لازم دارد. افتخاری برای شما بالاتر از این نخواهد بود که مدارس متوسطه و عالی تاسیس کنید.»[3]

    امین الدوله که با روی کار آمدن مظفرالدین شاه به سمت وزارت و پیشکاری آذربایجان منصوب شده از فرصت بوجود آمده ، استفاده کرده و «میرزاحسن رشدیه» را مامور می نماید تا دبستانی را تاسیس نماید «چه عقیده ی راسخش این بود که برای بیدار کردن مردم و افکار عامه یگانه علاج مدارس است.»[4]

    علیرغم اینکه میز و نیمکت های مدرسه باب شده توسط «رشدیه» در تبریز در شعله های خشم و تعصب گروهی افراطی به خاکستر تبدیل می گردد، وی مایوس نشده و بار دیگر در ششکلان تبریز و سپس در تهران دبستانی به سبک جدید به وجود می آورد.

    «احتشام السلطنه» فرزند محمد رحیم خان دولو و نوه ی دختری شاهزاده ایرج میرزا که بین سالهای 1290 هـ.ق تا 1296 هـ.ق جزء شاگردان مدرسه دارالفنون بود،نیز در ترویج مدارس نوین گام های موثری بر می دارد.

    او در سایه ی حمایت و توجه ی شخص امین الدوله به هنگام معاونت امور خارجه اقداماتی اساسی می نماید. وی در فصلی از خاطراتش می نویسد: «... من از اولین روزی که داخل در خدمت دولت شدم، آرزویم این بود که به طریقی بانی تاسیس مدارس و مکاتب جدید که دخول در آن برای عموم مردم میسر باشد بشوم و برای نیل به همین هدف وقتی به حکومت خمسه منصوب شدم مقدمات تاسیس چند باب مدرسه در شهر زنجان را فراهم کردم و با اینکه وسایل کار از حیث تهیه محل و انتخاب معلمین و اعتبار و مخارج آن را آماده کرده بودم، چون جریان را به دولت گزارش دادم و اجازه افتتاح مدارس را تقاضا نمودم ناصرالدین شاه به شدت خشمگین و عصبانی شد و با خشونت تمام مرا سرزنش و ممنوع کرد.»[5]

    وی به هنگام تصدی معاونت وزارت امور خارجه با همراهی و همفکری گروهی از مردان شایسته، نیت دیرینه و خیرخواهانه ی خویش را دنبال کرده و با تشکیل «انجمن معارف» در شوال 1315 هـ.ق گام های اساسی تری در جهت تاسیس مدارس جدید بر می دارد.

    آنان در ابتدا، در خانه ی برادر «سیدکریم فیروزکوهی» ملقب به «سردار» اجتماع می کنند. از حاضرین مرحوم میرزا عبدالغفار خان نجم الدوله معلم کل ریاضی و مرحوم میرزا حسن فروغی ذکاء الملک و حاجی میرزا یحیی دولت آبادی و حاجی شیخ مهدی کاشانی و شمس العلماء رب آبادی و حاجی میرزا حسن رشدیه و ممتحن الدوله جزء موسسین انجمن معارف شدند و جماعتی دیگر از هریک از طبقات حاضر شده بودند.

    با تاسیس اولین مدرسه به نام «رشدیه» ، نهضت مدرسه سازی شدت می گیرد. در اندک زمانی مدرسه ابتدائیه، علمیه، شرف، افتتاحیه و... یکی پس از دیگری در سایه ی حمایت معارف خواهان اعلام هویت می نمایند. و در کمتر از شش ماه تعداد شاگردان مدارس از مرز سه هزار نفر تجاوز کرده و موفقیت های فراوانی نصیب شاگردان و موسسین  می گردد. در این زمان «امین الدوله و وزراء او و بعد از عزل وی امین السلطان و وزرایش مکرر به مدرسه می آمدند و معلمین و بانیان و اداره کنندگان مدارس را تشویق می کردند. یک نوع امیدواری زایدالوصفی در عامه پیدا شده بود.» [6]

    با گسترش مدارس جدید، اعضای انجمن معارف تاسیس «کتابخانه ی ملی» و مدرسه «اکابر» را در سرلوحه دیگر اقدامات خود قرار می دهند. اخبار منتشره از تلاش ها و موفقیت های انجمن معارف ، باعث می شود که گروهی از دلسوزان دیگر ولایات نیز تقاضای تعمیم و ایجاد مدارس جدید و کلاسهای اکابرنمایند.بدین منظور،گرداندگان انجمن معارف به فکرتاسیس یک شرکت  عمومی می افتند تا با فروش سهام آن، عموم ملت ایران را در جریان تعلیم و تربیت سهیم نمایند، «اما بدبختانه، این اساس عالی و این موسسه ملی و سالم، به واسطه ی خارج کردن من ]احتشام السلطنه[ از طهران، تغییر مسیر داد و به سراشیب سقوط و انهدام افتاد.»[7] چه که برخی از اعضای کوته بین انجمن، فوجی از اقوام خود را در امور انجمن دخیل کرده و برای آنان مواجب مطالبه نمودند. این حق تراشی ها با بخل و حسادت های شخصی ممزوج شد تا بدان جا که «نیرالملک ]وزیر علوم[ به اتفاق دو سه نفر از اعضای فعال انجمن از قبیل مفتاح الملک و سروش و وجود نامقدس ممتحن الدوله، خاطر نامبارک شاه ضعیف و حواریون معلوم الحالش را به اینکه رشته مدارس و انجمن بازی و غیره سر دراز دارد و قریباً زمزمه های دیگر آغاز خواهند کرد به وحشت انداخته و نگران ساختند.»[8]

    به دنبال القائات و گزارش های واهی، مظفرالدین شاه با ارسال دست خطی به انجمن معارف، تمامی اختیارات آن را به نیرالملک، وزیر علوم، واگذار می نماید تا وی جرح و تعدیل و قرارهای جدیدی در کار مدارس و انجمن بدهد. با واگذاری تشکیلات و اداره‌ی انجمن به نیرالملک، اقدامات سازنده و موثر اعضای انجمن در سراشیبی سقوط قرار گرفته و چندی بعد، محفل روشنفکرانه و خیرخواهانه ی معارف خواهان از بین می رود.

    منبع مطلب : 31041391.blogfa.com

    مدیر محترم سایت 31041391.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مدرسه در ایران

    مدرسه در ایران

    مدرسه در ایران از زمان قاجار به صورت نوین شکل گرفت و تا قبل از آن آموزش در سده‌های ۱۲ و ۱۳ ه‍.ق در مکتب‌خانه ها و مدارس دینی ایران در حدی بود که افراد خواندن و نوشتن و حداکثر احکام دینی را بیاموزند. اما بیشتر آن‌ها فقط علومی را فرامی‌گرفتند که مربوط به مسایل دینی و مذهبی، ادبیات، حساب و هندسه، فلسفه، نجوم و دیگر علوم در سطح معینی بود و با علوم جدید آشنایی زیادی پیدا نمی‌کردند. این مسئله موجب می‌شد به نیازهای روز جامعه مانند صنعت، کشاورزی، پزشکی و علوم نظامی توجه چندانی نشود. حال‌آنکه در اروپا، وقوع رنسانس و انقلاب صنعتی در سده‌های ۱۸ و ۱۹ میلادی و پیشرفت روزافزون اروپائی‌ها در علوم جدید موجب شد تا آنان به برتری چشمگیری در صنایع جدید و احداث کارخانه‌ها و ادوات جنگی دست یابند.[۱]

    اولین مدارس نوین ایران[ویرایش]

    اولین مدارس نوین در ایران از دوران محمدشاه قاجار شکل گرفتند. اولین مدرسه را کشیشی آمریکایی به‌نام پرکینز در ارومیه در سال ۱۲۵۴ ه‍.ق ساخت که در آن علاوه بر برخی دانش‌های جدید، قالی‌بافی و آهنگری نیز به کودکان تعلیم داده می‌شد و دومین مدرسه را اوژن بوره (کشیش فرانسوی) در سال ۱۲۵۵ در تبریز بنا کرد. بوره به‌دنبال آن بود که دارالفنونی تأسیس کند و ایرانیان را از هر قوم و مذهبی با علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا کند. او تمام مخارج مدرسه را خودش می‌پرداخت. بعدها مدرسه دیگری در جلفای اصفهان توسط بوره تأسیس شد.


    در سالهای سلطنت ناصر الدین شاه قاجار، با وجود اینکه مدرسه دارالفنون افتتاح شد، اما اقدامات آموزشی در همین حد باقی ماند و دانش آموزان دوره ابتدایی کماکان در مکتب خانه‌ها آموزش می‌دیدند. اما از ابتدای سلطنت مظفر الدین شاه، به علت آشنا شدن بیشتر مردم با محیط فرنگستان و رواج افکار جمعی از ثروتمندان که ضمناً خود را جزو طبقه روشنفکر می‌دانستند به تأسیس مدارس ابتدایی و متوسطه اقدام کردند و در کار ایجاد مدارس نوین به سبک اروپایی پیشقدم شدند.[۲]

    این‌ها همه جدا از تلاش‌های میرزا حسن رشدیه از بنیانگذاران مدارس نوین برای ایجاد مدرسه در شهرهای تبریز، مشهد و تهران است که شاید چون ایرانی بود، با سرزنش‌ها و آزار هموطنان مواجه شد.

    اولین مدارس در شهرهای ایران[ویرایش]

    مدرسه دارالفنون[ویرایش]

    دارالفنون نام مدرسه متوسطه‌ای بود که به ابتکار میرزا تقی خان امیرکبیر در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد. این مدرسه اولین مدرسه ایران به سبک مدارس عالی اروپا بود.

    امیر کبیر هفت معلم را در رشته‌های مختلف برای تدریس در این مدرسه از اتریش به ایران آورد.

    مدرسه دارالفنون ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر یعنی در ششم دی ماه ۱۲۳۰ شمسی افتتاح شد.

    شاگردان دارالفنون، لباس مخصوص به خود داشتند. آن‌ها سالی دو دست لباس تابستانی و زمستانی به رایگان دریافت می‌کردند و ناهار را به خرج مدرسه در آنجا می‌خوردند.

    آن‌ها کمک هزینه تحصیلی یا مقرری دریافت می‌کردند که این مقرری بعدها قطع شد. گاه به هر شاگرد خوب، انعام نیز داده می‌شد.

    رشته‌های تحصیلی در دارالفنون شامل هفت رشته پیاده‌نظام، سواره نظام، توپخانه، پزشکی و جراحی، داروسازی و کانی‌شناسی بود.

    در دارالفنون علاوه بر دروس اساسی، درس زبان خارجه برای شاگردان اجباری بود و در آن سه زبان فرانسه، انگلیسی و روسی تدریس می‌شد.

    دارالفنون را همچنین می‌توان نخستین دانشگاه در تاریخ مدرن ایران دانست.[۳]

    دبستان ارفع الدوله[ویرایش]

    ارفع الدوله (سفیر ایران در یکی از کشورهای اروپایی) با سرمایه شخصی اقدام به ایجاد دبستانی با نام خود نمود که در آن عده ای محصل به صورت شبانه‌روزی و رایگان آموزش می‌دیدند؛ و حتی هزینه لباس و خوراک آنان از سوی بانی مدرسه پرداخت می‌شد.[۲]

    مدرسه رشدیه[ویرایش]

    مدرسهٔ رشدیه نام مدرسه‌ای است که میرزا حسن رشدیه در سال ۱۲۶۸ شمسی در ششگِلان تبریز تأسیس کرد.

    مدرسهٔ رشدیه نخستین دبستان به سبک نوین در ایران بود.

    پس از چند سال به‌علت تخریب بنای مدرسه، مدرسهٔ دیگری در کوی «جُبّه‌خانه» ساخته شد. این مدرسه در نهایت به محل کنونی در خیابان ارتش جنوبی تبریز منتقل شد.

    رشدیه پس از تلاش‌های فراوان برای ساخت مدارس متعدد در ۹۷ سالگی درگذشت.

    وصیت او چنین بود: «مرا در محلی به خاک بسپارید که هر روز شاگردان مدارس از روی گورم بگذرند و از این بابت روحم شاد شود».[۴]

    مدرسه شوکتیه[ویرایش]

    مدرسه شوکتیه اولین مؤسسه آموزش در شهرستان بیرجند بود که در ۱۲۶۹ ه‍.ش (از محل موقوفات شوکت‌الملک اول) تحت عنوان حسینیه شوکتیه ساخته شد و در ۱۲۸۲ ه‍.ش تبدیل به مدرسه شد.

    این مدرسه پس از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز سومین مدرسه بود که آموزش به سبک جدید را در ایران آغاز کرد.

    مدرسه شوکتیه ابتدا در مقطع ابتدایی بود که پس از مدتی دبیرستان شوکتیه نیز به آن افزوده شد.

    برای تشویق افراد به تحصیل در این مدرسه برای محصلین بی‌بضاعت و خانواده آنها کمک‌های نقدی و اجناسی مؤثری در نظر گرفته می‌شد.[۴]

    مدرسه سعادت بوشهر[ویرایش]

    مدرسه سعادت که در ۱۲۷۸ خورشیدی به سبک نوین آموزشی در بوشهر تأسیس شد، از نظر تاریخی مادر مدارس جنوب ایران محسوب می‌شود.

    این مدرسه به دست احمدخان دریابیگی، حکمران وقت بوشهر، تأسیس شد.محمدحسین سعادت و برادرش عبدالکریم سعادت از معلمین اولیه این مدرسه بودند.

    به جهت کمک‌های نقدی مظفرالدین شاه که به درخواست دریابیگی صورت گرفت، این مدرسه به سعادت مظفری مشهور شد.

    مدرسه سعادت تا سال ۱۳۲۵ هجری قمری منشأ خدمات نوین آموزشی نه تنها در بوشهر و حوزه خلیج فارس بلکه در نجف، کاظمین و بحرین هم بوده به طوری که معلمان این مدرسه برای تدریس به شهرهای بندرلنگه، اهواز، بهبهان هم رفته و مدرسه جدید تأسیس کردند.

    در مدرسه سعادت بوشهر علما و شخصیت‌های برجسته‌ای تحصیل کردند و افراد فرهیخته‌ای از این مدرسه فارغ‌التحصیل شدند.

    چند سالیست که ۱۸ اسفند، سالروز تأسیس مدرسه سعادت، با عنوان روز بوشهر جشن گرفته می‌شود.[۴]

    مدرسه نوین در شهرکرد[ویرایش]

    در سال 1293 حاج میرزا زیرک نخستین مدرسه به سبک جدید را در شهرکرد افتتاح کرد که بسیاری از فارغ‌التحصیلان آن در طی پنجاه سال اخیر، مقامات مهمی در کشور داشته‌اند. حاج میرزا زیرک، که پدر احمد زیرک زاده از سیاست‌مداران ملی‌گرا و همراه مصدق بود، از سوی سردار اشجع سرپرست دانش‌آموزان بختیاری اعزامی به اروپا شد. [۵]

    مدرسه احمدیه زابل[ویرایش]

    در زابل، اولین مدرسه به سبک جدید در سال ۱۲۹۸ شمسی، تحت نام مدرسه احمدیه، منتسب به احمدشاه قاجار، به دستور شوکت‌الملک علم و به دست سیدمحمد فرزان افتتاح شد.

    دراین مدرسه کودک از کلاس نیم شروع به فراگیری می‌کرد، که مواد درسی آن فقط آشنائی با حروف الفبا بود، در کلاس اول حروف آمیخته به هم را در قالب کلمات به محصل می‌آموختند.

    پایه تحصیلی آنچنان قرص و محکم پی‌ریزی می‌شد که محصل در کلاس چهارم قادر به خواندن و حفظ متون پرباری چون گلستان سعدی و کلیله ودمنه بود. در کلاش ششم یا آخرین کلاس مدرسه زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه نیز تعلیم داده می‌شد.

    در آن زمان، در مدرسه شوکتیه بیرجند تا کلاس سوم دبیرستان (سیکل اول) تدریس می‌شد و از آن به بعد محصلین علاقه‌مند ناگزیر بودند تا برای اخذ دیپلم به مدرسه دارالفنون تهران بروند.

    چند سال بعد، سید محمد فرزان مدرسه‌ای جدیدی احداث کرد و نام این مدرسه را به مدرسه شاهپور تغییر داد.[۴]

    مدرسه محمدیه بندر لنگه[ویرایش]

    مدرسه محمدیه که طبق اطلاعات ارائه شده مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بندرلنگه بعد از مدارسی مثل دارالفنون تهران و سعادت بوشهر از نخستین مدارس کشور محسوب می‌شود.

    این مدرسه سال ۱۲۹۰ شمسی، در زمان نیابت حکومت میرزا عبدالله خان نوری، مدحت‌السلطنه، به مدیریت عبدالحق که از فضلا و ادبای دانا و اهل هندوستان بود تأسیس شد.

    مدرسه محمدیه قبل از تأسیس، خانه متروکه و باغی بود که دارای نخلستان و هم‌چنین محل اسکان تفنگچی‌ها و نگه‌داری اسب حکمرانان وقت بندر لنگه بود، مردم شهر لنگه و افراد خیّر آن را بازسازی و نامش را محمدیه که مشتق از نام محمد پیامبر اسلام است، نهادند.[۴]

    مدرسه البرز[ویرایش]

    دبیرستان البرز (پیشتر: کالج آمریکایی‌ها، کالج البرز)، یکی از مراکز آموزشی معتبر و قدیمی شهر تهران است. این دبیرستان که از نخستین نمادهای آموزشی در ایران است در شمال‌غربی چهارراه کالج، کوچه البرز قرار دارد. دبیرستان البرز بعد از دارالفنون به عنوان یکی از نهادهای آموزشی پرافتخار مطرح است. این دبیرستان به دلیل نمای رشته کوه البرز در پس آن، البرز نام گرفته‌است.

    قدمت آموزشی این دبیرستان به سال ۱۲۵۲خورشیدی و تأسیس مدرسه آمریکایی‌ها بازمی‌گردد. این مدرسه ابتدایی در سال ۱۲۷۸خورشیدی همزمان با مدیریت جردن به دبیرستان تبدیل شد و در سال ۱۳۰۱خورشیدی به مکان کنونی خود در چهارراه کالج انتقال یافت و در آن زمان کالج آمریکایی‌ها یا کالج البرز نامیده می‌شد. در سال ۱۳۱۹خورشیدی همزمان با آغاز مدیریت ایرانیان بر آن، دبیرستان البرز نام گرفت. بنای اصلی این دبیرستان از نخستین آثار نیکلای مارکف، معمار تفلیسی است که آثار ماندگار زیادی در ایران دارد. ساختمان مرکزی البرز و ساختمان علوم این دبیرستان جزو آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌اند. دبیرستان البرز به دلیل قدمت تاریخی و سوابق درخشان علمی، آموزشی و فرهنگی در ۱۶ اسفند سال ۱۳۸۵توسط شورای عالی آموزش و پرورش جزو مدارس ماندگار ایران شناخته شد.[۱]

    اولین مدرسه دولتی کرمان[ویرایش]

    در سال ۱۲۹۲ شمسی، سید مصطفی خان کاظمی و یک نفر از شاگردان دبیرستان آلیانس فرانسه برای تأسیس مدرسه دولتی به کرمان آمدند و اولین مدرسه را بنا نهادند.

    سید مصطفی خان کاظمی در سال ۱۲۹۳ شمسی در سن ۲۸ سالگی به ریاست اداره معارف کرمان منصوب شد و دبستان دولتی احمدی را در دوم بهمن ماه همان سال با کمک اعانه عمومی و ملی تأسیس کرد. به دلیل سلطنت احمد شاه این مدرسه ابتدا به احمدیه یا احمدی موسوم بود. سپس در دوره پهلوی اول به اسم مدرسه پهلوی تغییر نام داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نام دبیرستان امام خمینی معروف شد.

    سید مصطفی خان علاوه بر اینکه ریاست اداره معارف و مدیریت مدرسه احمدی را عهده‌دار بود به تدریس تاریخ جغرافیا و اخلاق در مدرسه نیز مشغول بوده‌است.

    محل این مدرسه ابتدا در خانه استیجاری و بعداً در عمارت دولتی، معروف به خوابگاه قرار داشت. سپس به محل فعلی دبیرستان امام خمینی انتقال یافت.

    از سال ۱۲۹۹ شمسی به تدریج دوره دبیرستان هم در این مدرسه گشایش یافت.

    مدرسه ملی ناصری خلخال[ویرایش]

    یکی از اولین مدارس مدرن در آذربایجان، مدرسه ناصری خلخال است. همانند شهر تبریز در خلخال نیز ناصر روائی با مساعدت و زحمات شخصی خویش به تأسیس مدرسه ملی در ولایت آذربایجان عصر قاجاریه اقدام کرد.

    وی در سال ۱۲۸۴ هجری شمسی به فکر تأسیس و ایجاد مدرسه در خلخال افتاد. در آن زمان به غیر از تبریز در هیچ شهر آذربایجان مدرسه وجود نداشت. تحصیلات مانند سایر نقاط کشور در مکتب خانه‌ها انجام می‌گرفت.

    ناصر روائی درکتاب ” خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائی” در این زمینه می‌نویسد :” با اینکه در خلخال افکار عمومی به کلی از اینگونه تأسیسات بیگانه و اقدام بدان مستلزم انواع مخاطره و فداکاری‌ها بود، نگارنده از روی یک احساسات درونی خود را برای مقابله با هر گونه مرارت حاضر کردم و با استفاده از وجود میرزا محمدتقی او بدین اراده افتادم که مدرسه ای در قصبه خلخال افتتاح و خدمات وطنی خود را از این راه تعقیب نمایم ”[۶]

    از حسن اتفاق در زمانی که ناصر روائی به فکر تأسیس آموزشگاهی با اصولی جدید و مدرن بود، میرزا محمد تقی معروف به حاج معلم پس از سالها کسب علم و تجربه در باکو، برای دیدار اقوام و خانواده خویش به خلخال آمده بود.

    روائی فرصت را مغتنم شمرد و منظور خویش را با حاج معلم در میان گذاشت که پس از مذاکره و بحث و تبادل نظر، میرزا محمد تقی پیشنهاد ناصر روائی مبنی بر مدیریت مدرسه را بر عهده گرفت و نخستین مدرسه ملی در آذربایجان بنام ” مدرسه ناصری” در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در خلخال تأسیس شد.

    تحصیل در این مدرسه رایگان بود و بنا به اسناد تاریخی ناصر روائی از جیب خود مخارج آن را عهده‌دار بود و از کمک‌های افراد خیر زمان هم برای اداره مدرسه استفاده می‌کرد.

    تدریس در این مدرسه به زبان ترکی آذربایجانی انجام می‌شد. متأسفانه در پاییز۱۲۸۶ هجری شمسی بر اثر هجوم افراد یاغی و اشرار محل و بروز نا امنی در منطقه مدرسه ناصری منحل و اثاثیه آن غارت شد.

    در سال ۱۲۸۹خورشیدی مجدداً بر اثر همت و مساعدت اهالی خلخال مدرسه مجدداً بازگشایی شد.

    یکی از بهترین معلمان در سالهای ۱۳۳۳-۱۳۲۳ حسن ملکی آموزگار جوان دبستان ناصری بوده که به دلیل ابتکارات زیاد در تدریس و ابداع روش نوین تدریس از طرف روزنامه کیهان مورد تجلیل قرار گرفته بودند.

    ایشان برای اینکه دانش آموزان خردسال در بدو ورود به دبستان بتوانند براحتی حروف الفبا را یاد بگیرند،هریک از الفبای فارسی را از تخته صاف و هموار با اشکال سه گانه اول_وسط _آخر مانند (الف_ب_پِ) بصورت جداگانه بریده و پشت آنها را چسبی کرده در موقع تدریس به تخته سیاه می چسباند.

    متاسفانه بدلیل فوت نابهمگام ایشان در سن ۳۳ سالگی طی این سالها هیچگونه نامی از ایشان برده نشده است.

    مدرسه در طول حیات خویش با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بود و متناسب با تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه دچار تعطیلی، بازگشایی یا تغییر نام قرار می‌گرفت. تا اینکه در سال ۱۳۸۴ شمسی پس از سالها تلاش و گفتگو بالاخره با پافشاری مردم با فرهنگ خلخال نام مدرسه به همان نام سابق خود یعنی ناصری برگشت.[۱]

    مدرسه مظفریه رشت[ویرایش]

    سال ۱۲۷۷هجری شمسی محمد ولی خان سپهسالار (نصر السلطنه) حاکم گیلان در زمان مظفرالدین شاه نخستین مدرسه رشت را با نام (مدرسه مظفریه شرافت) در یکی از خانه‌های این شهر تأسیس کرد. این مدرسه بعدها با استفاده از کمک و همیاری مردم به ساختمان دو طبقه ای در محله سبزه میدان منتقل شد و سرآغاز تأسیس مدارس ملی و دولتی از جمله دبیرستان شهیدبهشتی (شاهپور سابق) بود.

    نام آورانی چون: محمّد معین ،فضل‌الله رضا ،عنایت‌الله رضا ،هوشنگ ابتهاج و مجید سمیعی در این مدرسه تحصیل کرده‌اند.[۱]

    دیگر مدارس زمان قاجار[ویرایش]

    مدرسه فلاحت (کشاورزی) که دولت آن را بنا کرد ؛ و مدرسه مخصوصی که وزارت خارجه با کمک مشیر الدوله و مؤتمن الملک برای تربیت مأمورین سیاسی خود برای اعزام به کشورهای خارجی ایجاد کرد؛ و در آن به آنها تعلیمات لازم را می‌داد.

    البته ناصر نجمی در رابطه با این مدارس متذکر شده‌است: در مدارسی که در آن روزگار تأسیس شد به علت برخی عقب افتادگی‌ها و نبودن معلمان آزموده و شرایط خاص اجتماعی و مقتضیات دیگر، از حیث برنامه دروس، معلمین و کتب خیلی ناقص و نامتناسب بودند و طرز تدریس کتب آنها بسیار قدیمی و کهنه بود.[۲]

    ورود دختران به مدارس[ویرایش]

    تا بعد از مشروطیت مدرسه ای برای دختران ایجاد نشد، به عوام چنین تلقین می‌شد که درس خواندن برای دختران لازم و جایز و پسندیده نیست و شاید شرط عفت را در زندگی کنج خانه نشستن و نداشتن سواد می‌دانستند. ثانیاً عامه مردم نظر خوبی به تحصیل در مدارس جدید نداشتند

    پس از انقلاب مشروطیت گفتگوهایی بین نمایندگان صورت گرفت. پاره ای از آنان چون ناظم‌الاسلام از تأسیس مدارس دخترانه حمایت نمودند و گفتند: «در تربیت بنات و دوشیزگان وطن بکوشیم و به آنها لباس علم و هنر بپوشیم، چه تا دخترها عالم نشوند، پسرها به‌خوبی تربیت نخواهند شد».[۷]این اقدامات در حالی صورت گرفت که اوضاع ایران بسیار منقلب بود و به هرگونه نوگرایی در جامعه با دیده شک و تردید نگریسته می‌شد. با تمام دشواری‌ها، پس از بالا رفتن سطح آگاهی‌های جامعه و احساس ضرورت ایجاب مدارس دخترانه، پنج تن از بانوان آزاداندیش و دلسوز ایرانی دست به کار شدند و در همان زمانی که نمایندگان به بحث و جدل پایان ناپذیر دربارهٔ چگونگی ایجاد این مدارس می‌پرداختند، به تأسیس اولین مدارس دخترانه ایران اقدام کردند.

    مدرسه پرورش[ویرایش]

    شخصی به نام بانو آزموده در تهران نخستین مدرسه دخترانه را به نام «پرورش» در سال ۱۳۲۱قمری(۱۲۸۲خورشیدی) افتتاح کرد. اما به دلیل ضدیت و فشار مخالفان فرهنگ، عمر این مدرسه پس از چهار روز فعالیت به سر آمد. ماموران دولت با تهدید و فحاشی مدرسه را بستند.[۱]

    مدرسه دوشیزگان[ویرایش]

    در سال ۱۳۲۴ هـ. ق مدرسه ای به نام مدرسه دوشیزگان توسط بانو بی بی خانم وزیراف، برای دختران گشایش یافت. اما با وجود ایستادگی بی بی خانم در برابر مشکلات، مدرسه دوشیزگان نیز تعطیل شد.[۷]

    مدرسه ناموس[ویرایش]

    مدرسه ناموس، در سال ۱۳۲۶هـ. ق توسط خانم طوبی آزموده در خیابان فرمانفرما، نزدیک چهارراه حسن‌آباد تأسیس شد. آزموده، که با شرایط آن روزگار آشنایی داشت با تدبیری جدید شروع به کار نمود. در ابتدا به تأسیس کلاسهای اکابر برای بانوان اقدام نمود و سپس قرآن و تعالیم مذهبی و علم الحدیث را در دروس گنجاند و سالی یک بار در مدرسه مجالس روضه خوانی ترتیب داد.[۴] حضور معلم مرد در مدرسه امکان نداشت زیرا بهانه به دست مخالفان می‌داد و از دیگر سوی معلم زن هم نبود، بنابراین خانم آزموده به کمک جمعی، کتاب‌هایی برای محصلان فراهم کرد و خود تعلیم دانش آموزان را به عهده گرفت. او با استقامت بسیاری در راهی که برگزیده بود، موفق شد در سال ۱۳۰۷خورشیدی نخستین دبیرستان دخترانه تهران را نیز تأسیس کند.[۱] مدرسه ناموس بعدها به صورت یکی از مهمترین و مجهزترین مدارس متوسطه تهران درآمد.

    پس از مقاومت‌های فراوان زنان در برابر هنجارهای غلط آن دوران، سرانجام در سال ۱۳۲۷ ه‍.ق کلیه دبستان‌های تهران دولتی شدند و رسماً تحت نظارت اداره فرهنگ قرار گرفتند و ۴۶ باب مدارس دخترانه و پسرانه تأسیس گردید.[۴]

    کشف قدیمی‌ترین مدرسه تاریخی ایران[ویرایش]

    به گزارش میراث فرهنگی در سال ۸۴، مدرسه ای قدیمی در شهر تاریخی توس کشف شد که شباهت معماری آن با معماری دو دوره خوارزمشاهیان و مغول، تخمین دقیق تاریخ ساخت این مدرسه را غیرممکن ساخته‌است. باستان شناسان احتمال می‌دهند این مدرسه قدیمی‌ترین مدرسه تاریخی موجود در ایران باشد.

    اگر این مدرسه در زمان خوارزمشاهیان ساخته شده باشد، می‌توان نتیجه گرفت این مدرسه قدیمی‌ترین معماری موجود یک مدرسه تاریخی در ایران خواهد بود. در حال حاضر مدرسه امامیه اصفهان قدیمی‌ترین معماری موجود یک مدرسه در ایران است که ساخت آن به سال ۷۵۰ هجری قمری برمی گردد. در کاوش‌های باستانی مختلف مدارس بسیار زیادی کشف شده‌است اما از هیچ‌کدام از آن‌ها معماری کاملی بدست نیامده است.

    محمد طغرایی، مسئول هیئت کاوش شهر توس تابران در این مورد گفته‌است: «حدس اولیه تاریخ ساخت این مسجد را به دوره خوارزمشاهیان در سال‌های ۵۷۰تا۷۵۰ نسبت می‌دهد. اگر این فرضیه اثبات شود این معماری، قدیمی‌ترین معماری موجود یک مدرسه در ایران خواهد بود.»

    او گفت: «بررسی‌ها نشان می‌دهد که این مدرسه بر روی پلان (معماری) قدیمی خود دوباره بازسازی شده‌است. در این مدرسه کتیبه‌هایی به خط کوفی و آجر تراش پیدا شده‌است که متعلق به دوره هخامنشیان است. از طرفی معماری کلی مدرسه از نظر سبک به سبک مغولی (رازی) شباهت دارد.»

    او گفت: «علاوه بر آن دوره مغول دوره جنگ و خونریزی بوده و هیچ تلاشی برای بازسازی در خراسان نشده‌است. این مسئله هخامنشی بودن این اثر را پررنگ تر می‌کند. از طرفی سفال‌های بدست آمده در این بررسی‌ها متعلق به دوره‌های مختلف است و نمی‌تواند مغولی بودن این مدرسه را اثبات کند.»

    قدیمی‌ترین مدرسه شناخته شده در ایران نظامیه خرگرد بوده که توسط اندره گدار فرانسوی کاوش شده‌است. کتیبه این مدرسه به سال ۴۵۰ هجری قمری در موزه ایران باستان قرار دارد اما معماری از آن بدست نیامده و کاملاً تخریب شده‌است.[۱]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بنیان‌گذاران مدارس نوینِ ایران را بشناسید

    درباره بنیان‌گذاران مدارس نوینِ ایرانبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛  تاریخ پر است از سرگذشت مردان و زنانی که پایه گذار و ترویج دهنده فرهنگ بوده اند و در این بین، ایرانیان جایگاه ویژه ای دارند؛ تا جایی که کتاب های ابن سینا، رازی و ابوریحان بیرونی تا سه قرن پیش، کتاب درسی مدارس عالی غرب بوده است.

    این تعالی علمی مرهون وجود مدارسی است که حتی از دل دور افتاده ترین روستاها، دانشمندان بزرگی را تربیت کرده است. اولین مدرسه جدید در ایران توسط فردی به نام «پرکینز» در سال 1217 خورشیدی تاسیس شد که به دنبال این موج جدید در آموزش و پرورش کشور، مدارس دیگری با همت اشخاص صاحب نام تاریخ دایر شدند. مدرسه دارالفنون سرآمد این مدارس است که با تلاش های خستگی ناپذیر امیرکبیر به وجود آمد.

    اما تمامی این مدارس کمابیش به آموزش های عالی اختصاص داشتند و منحصر به فرزندان اعیان و اشراف بودند. اولین مدرسه ابتدایی که تمامی اقشار جامعه از آن بهره مند شدند با همت «میرزا حسن رُشدیه» در سال 1266 خورشیدی در ایران تاسیس شد.

    رُشدیه اهمیت نشر و توسعه فرهنگ را تا جایی می دانست که تمام عمر خویش را صرف اشاعه آن کرد. وی در این راه پر فراز و فرود، از حمایت افراد گوناگونی بهره جست. «امین الدوله» صدراعظم مظفرالدین شاه از جمله کسانی بود که به بار نشستن زحمات رُشدیه با حمایت امثال او محقق شد. روز معلم فرصت مناسبی است تا به این بهانه از سختی های رُشدیه در راه تاسیس اولین مدرسه ابتدایی کشور و همراهان وفادارش بگوییم و چهره مردی که عمر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان ایران کرد اما در گمنامی از دنیا رفت و آن طور که شایسته شخصیت ارزشمندش بود تکریم نشد، نمایان کنیم.

    بیشتر بخوانید:  پدر آموزش نوین ایران‌ چه کسی است؟

    درباره بنیان‌گذاران مدارس نوینِ ایران

    تحولی نوین در سیستم آموزش کشور
    میرزا حسن رُشدیه از اهالی خوش نام تبریز بود که قصد داشت برای ادامه تحصیل از کشور خارج شود اما با خواندن مقاله ای در روزنامه «اختر» که در آن از وضعیت اسفبار بی سوادی در ایران سخن گفته بود، از ادامه تحصیل منصرف شد و برای تحقیق و مطالعه در طرز تدریس الفبا و روش آموزش به دارالمعلمین بیروت که شهرت جهانی داشت رفت.

    وی پس از آشنایی کامل با روش صحیح تدریس، اولین مدرسه ابتدایی ایرانی را به سبک جدید در سال 1262 خورشیدی در ایروان تاسیس کرد و موفق شد ظرف 60 ساعت به نوآموزان خواندن و نوشتن بیاموزد. همین موضوع باعث محبوبیت مدرسه رُشدیه در بین مردم شد. تا پیش از این، کودکان پس از 10 سال و با مشقت های فراوان تنها خواندن و نوشتن را می آموختند که این سختی ها باعث بیزاری کودکان از تحصیل شده بود و تنها افراد انگشت شماری باسواد بودند. شکل امروزی آموزش الفبا از ابداعات رُشدیه است. همچنین وی چندین کتاب برای آموزش صحیح کودکان تالیف کرده است.

    راه یافتن شیوه جدید آموزش به ایران
    پس از چهار سال اقامت رُشدیه در ایروان و مدیریت مدرسه ای که در آن جا تاسیس کرده بود، روزی ناصرالدین شاه در راه بازگشت از فرنگ به آن جا می رسد. رُشدیه از فرصت استفاده می کند و از ناصرالدین شاه می خواهد اجازه دهد در ایران نیز این گونه مدارس را تاسیس کند تا کودکان ایرانی از نعمت سواد بهره مند شوند. ناصرالدین شاه که از روش تدریس رُشدیه خوشش می آید با پیشنهاد وی موافقت می کند و رُشدیه همراه پادشاه، راهی ایران می شود.

    در راه اطرافیان شاه که از مورد توجه قرار گرفتن رُشدیه احساس خطر می کنند با مکر و حیله ناصرالدین شاه را متقاعد می کنند که تاسیس دبستان به ضرر سلطنت وی است و به این ترتیب پای رُشدیه به تهران نمی رسد.رُشدیه که تصمیم راسخ گرفته بود تا هرطور شده در ایران مدرسه تاسیس کند، به تبریز باز می گردد و اصول صحیح تدریس را به عده ای از خویشاوندان باسواد خود می آموزد و اولین دبستان ایرانی را در سال 1266 خورشیدی تاسیس می کند.

    پایمردی رُشدیه برای بقای مدرسه
    تاسیس مدرسه توسط رُشدیه باعث شد تا دیگر کسی به سراغ مکتب داران که تا آن روز عهده دار آموزش کودکان بودند نرود و برخی از آن ها که پیشرفت مدرسه جدید را مخالف مصالح خود می دانستند با چوب و چماق به جان مدرسه، کودکان و معلمان افتادند. به این ترتیب رُشدیه مجبور به تعطیلی مدرسه و ترک تبریز شد. وی برای برپا نگه داشتن مدرسه خون دل ها خورد؛ تا جایی که حتی به جان وی سوء قصد شد اما برای اعتلای فرهنگ، هرگز تسلیم نشد و دست از کوشش برنداشت.رُشدیه هفت بار در تبریز اقدام به تاسیس مدرسه کرد اما هربار توسط مخالفانش هدف حمله قرار گرفت.

    در یکی از این درگیری ها، تعدادی از کودکان مجروح شدند و یک کودک کشته شد. یک بار که وی از دست مهاجمان به مشهد پناه برده بود، اقدام به تاسیس مدرسه در آن جا کرد اما باز هم از دست مخالفان در امان نبود و در پی درگیری دستش را شکستند و ماه ها در بستر بیماری بود.در این میان ناصرالدین شاه در پی یک سوء قصد، ترور شد و سلطنت به مظفرالدین میرزا ولیعهد تبریز رسید. میرزا علیخان امین الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه رُشدیه را برای تاسیس مدرسه به تهران دعوت کرد. رُشدیه هم که تمام آمال و آرزویش تاسیس دبستان و توسعه آن در کشور بود، با اشتیاق تمام بلافاصله مدرسه تبریز را به برادرش سپرد و به سرعت عازم تهران شد. در سال 1275 خورشیدی اولین دبستان به سبک جدید در تهران تاسیس شد.

    درباره بنیان‌گذاران مدارس نوینِ ایران

    شروع دوباره کشمکش ها
    دوران آسودگی رُشدیه دوامی نداشت. مخالفان وجود مدرسه که حالا امین الدوله را سد راه خود می دانستند سعی در برکناری وی کردند و درنهایت نیز موفق شدند. امین الدوله مجبور به استعفا از صدارت شد اما باز هم مخالفان آرام نگرفتند و شاه را تحریک کردند تا دستور بدهد امین الدوله از ایران برود. کوچ اجباری امین الدوله از ایران، مهم ترین یاور رُشدیه در برپا نگه داشتن مدرسه را از او گرفت. اتابک، جانشین امین الدوله مدرسه را رد پایی از حضور صدراعظم مغلوب می دانست و به همین دلیل تمام سعی خود را برای پاک کردن این اثر به کار بست. بار دیگر رُشدیه با مشکلات فراوان دست به گریبان شد اما با تدبیر وی، همه نقشه های مخالفان نقش بر آب شد.

    امین الدوله پس از رفتن از ایران باز هم با کمک نقدی از مدرسه حمایت می کرد و به پسرش معین الملک نیز وصیت کرد مکتب رُشدیه تهران را که یادگار وی است، حفظ کند. معین الملک در سال 1281 خورشیدی تصمیم گرفت مدیریت مدرسه را به شخص دیگری واگذار کند و رُشدیه که صلاح را در این می دید با این موضوع موافقت کرد.رُشدیه تا آخرین روزهای عمر، زندگی خود را وقف تعلیم و تربیت کرد و اواخر عمرش کلاسی برای آموزش نابینایان تشکیل داد. پیش از این هم کلاسی برای سالمندان دایر کرده بود که به اکابر معروف است. علاقه وی به تعلیم و تربیت تا حدی بود که وصیت کرد مرا در محلی به خاک بسپارید که هر روز شاگردان مدارس از روی مزارم بگذرند و از این بابت روحم شاد شود. وی در سال 1323 خورشیدی در سن 97 سالگی درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

    سیر تحول آموزش در ایران

    در گذشته کودکان معمولا از حدود پنج سالگی تحصیل را آغاز می کردند که این روند تا هشت سالگی و در خانه ادامه می یافت. بعد از آن، برایشان معلم سرخانه می گرفتند و کم کم وارد مکتب خانه می شدند. در مکتب خانه که آموزش ها بیشتر مبنای دینی داشت، معلم و شاگردان روی زمین می نشستند و خبری از میز و نیمکت و تخته نبود. ملاک میزان تحصیلات شاگردان، تعداد کتابی بود که خوانده اند و از آن ها امتحان گرفته نمی شد. اولین مدارس به سبک جدید در زمان محمد شاه قاجار توسط هیئت های اعزامی از کشورهای اروپایی در ایران تاسیس شد.

    پس از آن در سال 1230 خورشیدی مدرسه دارالفنون با زحمات ستودنی امیرکبیر افتتاح شد. مدارس تاسیس شده تا این زمان، در واقع موسسات آموزش عالی بودند و به نوعی دانشگاه آن زمان به حساب می آمدند. در مدرسه دارالفنون علوم و فنون جدید از جمله طب، پیاده نظام، سواره نظام و... آموزش داده می شد. با تاسیس اولین دبستان توسط رُشدیه، علاوه بر تغییر در شیوه آموزش که تحصیل را آسان کرده بود، شکل ظاهری مدارس نیز تغییر کرد. مدارس به میز و نیمکت و تخته مجهز شدند. به دانش آموزان ناهار داده می شد و در بین ساعات آموزش زنگ تفریح داشتند. تمامی شاگردان لباس یک شکل می پوشیدند که این امکانات برای دانش آموزان کم بضاعت رایگان بود. در پایان سال و با موفقیت دانش آموزان در امتحانات، جشن گرفته می شد و آن ها به پاس این موفقیت تشویق می شدند. به این ترتیب کودکان با اشتیاق بیشتری به تحصیل می پرداختند و افراد بیشتری از نعمت سواد بهره مند می شدند. با وجود تمام این تلاش ها باز هم همه کودکان باسواد نبودند و دولت هیچ گونه نظارتی بر نحوه آموزش نداشت تا آن که در سال ۱۲۹۰ خورشیدی مجلس شورای ملی قانون تعلیمات اجباری را تصویب کرد و پس از آن در سال ۱۳۰۰ خورشیدی قانون شورای عالی فرهنگ برای اداره امور کلیه مدارس تصویب شد.

    خدمات فرهنگی خانواده رُشدیه

    جمیله رُشدیه
    جمیله رُشدیه در سال 1320 خورشیدی اولین کودکستان را در ساری و بابل افتتاح کرد. این موسسه اولین مدرسه مجهز به سرویس رفت و آمد کودکان بود. سپس دبستان پسرانه آزاده و دخترانه عفاف را تاسیس و شخصا آن ها را با کمک دخترش اداره می کرد. همچنین اولین پانسیون دخترانه را برای دختران دانشجوی شهرستانی که در تهران کسی را نداشتند، تاسیس کرد اما مانند پدرش کوچک ترین استفاده مالی از خدمات فرهنگی اش نکرد و در خانه اجاره ای زندگی می کرد.
    شمس الدین رُشدیه
    تیمسار سرتیپ شمس الدین رُشدیه استاد دانشکده افسری که 50 سال به شغل معلمی اشتغال داشت، در سال 1334 خورشیدی با همکاری عده ای از بستگانش گروه فرهنگی رُشدیه را بنا کرد که در پی آن کودکستان، دبستان و دبیرستان های دخترانه و پسرانه را بنا نهادند.
    شهناز رُشدیه
    شهناز رُشدیه دختر میرزا حسن رُشدیه نیز کودکستان شهناز و دبستان ستاره را تاسیس کرد. همسر وی ابوالقاسم آزاد اهل مراغه بود که ایشان نیز خدمات گران بهایی به فرهنگ کرده اند.
    میرزا کریم رُشدیه
    شوکت الملک اعلم حاکم بیرجند در سال 1286 خورشیدی تصمیم به تاسیس دبستان به سبک جدید در بیرجند می گیرد و از میرزا حسن رُشدیه، تعدادی معلم تقاضا می کند. میرزا حسن رُشدیه نیز فرزند خود میرزا کریم را که در پایه گذاری مدارس جدید در تهران وی را یاری کرده بود، به همراه تعدادی دیگر از معلمان به بیرجند اعزام می کند. میرزا کریم در بیرجند مدرسه شوکتیه را تاسیس می کند و سال ها در آن جا مشغول تدریس می شود. وی به دلیل خدمات گران بهایش به فرهنگ، مفید الملک لقب می گیرد. پس از آن نیز شغل های مهمی از قبیل وزارت دارایی را عهده دار می شود.
    ماه منیر پیرزاده
    ماه منیر پیرزاده عروس میرزا حسن رُشدیه، اولین زن رهبر جوانان در هلال احمر بود که سال ها سابقه فرهنگی دارد. علاقه وی به فرهنگ باعث شده بود تا حتی در دوران بازنشستگی نیز دست از تلاش و خدمت برندارد.
    میرزا علی رُشدیه
    میرزا علی رُشدیه در تاسیس مدارس تبریز یار و یاور برادرش میرزا حسن بود. پس از آن که مدیریت مدرسه در تهران از میرزا حسن سلب شد و به تبریز بازگشت با کمک میرزا علی، اقدام به ساخت دومین مدرسه در تبریز کرد. با منحل شدن مدرسه در پی انقلاب مشروطه علی رُشدیه به تحصیل طب پرداخت و موفق به دریافت مدرک پزشکی شد.
    میرزا حسین رُشدیه
    میرزا حسین رُشدیه برادر دیگر میرزا حسن مانند خانواده اش احیا کننده فرهنگ آذربایجان بود و اقدام به ساخت مدرسه در ارومیه کرد. هرچند این مدرسه ابتدایی بود اما زبان خارجی در آن تدریس می شد. میرزا حسین رُشدیه نیز برای برپا نگه داشتن مدرسه با مشکلات فراوانی دست به گریبان بود و بارها به مدرسه اش حمله شد و وسایل آن را غارت کردند.
    قدردانی از خدمات حسن رُشدیه به سبک نیما یوشیج
    یاد بعضی نفرات
    روشنم می دارد
    اعتصام یوسف
    حسن رُشدیه
    قوتم می بخشد
    راه می اندازد
    و اجاق کهن سرد سرایم
    گرم می آید از گرمی عالی دمشان
    یاد بعضی نفرات
    رزق روحم شده است
    وقت دلتنگی
    سویشان دارم دست
    جرئتم می بخشد
    روشنم می دارد
    نیما یوشیج/ یازدهم اردیبهشت 1327

    منبع: روزنامه خراسان

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.yjc.ir

    مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید